آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۲۲۶۱
۱۰:۵۵

۱۴۰۴/۱۱/۲۹
زندگی نامه شهید قرآنی «حمیدرضا ثابتی»

امانتی که به صاحبش بازگشت

شهید بسیجی «حمیدرضا ثابتی»، که خود را «امانت خدا» می‌دانست، پس از سال‌ها انس با قرآن و جهاد در جبهه‌های دفاع مقدس، در عملیات والفجر ۸ فاو، دعوت معبود را لبیک گفت.


امانتی که به صاحبش بازگشت
 
به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ، بسیجی شهید حمیدرضا ثابتی در ۲۷  شهریورماه سال ۱۳۴۷ در خانواده‌ای مؤمن و زحمتکش چشم به جهان گشود. پدرش، شکرالله و مادرش عصمت نام داشت. سال‌ها چشم‌انتظاری و نذر و نیاز، سرانجام به تولد فرزندی انجامید که بعد‌ها مادرش او را «هدیه امام رضا (ع)» نامید.
حمیدرضا دوران کودکی و نوجوانی خود را در محله زاهد گیلانی، حوالی میدان امام حسین (ع) تهران سپری کرد. دوران تحصیل ابتدایی و راهنمایی را با موفقیت و درخشش پشت سر گذاشت؛ دانش‌آموزی منظم، باهوش و زبان‌زد معلمان و مدیران مدرسه که از نظر اخلاقی نیز به مهربانی، نوع‌دوستی و خوش‌خلقی شهرت داشت.
از نوجوانی، همراه با برادر کوچکترش، پایش به کلاس‌های آموزش قرآن در مسجد باز شد. انس با قرآن و مسجد، صبح‌ها و عصرهایش را رنگ خدایی بخشید و همین مسیر، او را با بسیج آشنا کرد؛ آشنایی‌ای که به دروازه‌ای رو به شهادت انجامید.
در حالی که مشغول تحصیل در سال اول هنرستان، رشته الکترونیک بود، شوق دفاع از اسلام و میهن، او را آرام نمی‌گذاشت. با وجود مخالفت سرسختانه خانواده به دلیل سن کم، از سال ۱۳۶۳ با دستکاری شناسنامه، راهی جبهه‌های نبرد شد.
استدلال محکم او برای رفتن به جبهه، دل والدین را آرام کرد؛ آنجا که گفت: «اگر امانتی را از کسی بگیرید، آن را برنمی‌گردانید؟ من هم امانت خدا هستم و یک روز باید بازگردانده شوم.»
حمیدرضا مدتی میان جبهه و مدرسه در رفت‌وآمد بود؛ برای شرکت در امتحانات بازمی‌گشت و دوباره عازم میدان نبرد می‌شد، تا آنکه سرانجام جهاد و دفاع از ناموس و وطن را بر هر چیز مقدم دانست و حضور مستمر در جبهه را برگزید.
امانتی که به صاحبش بازگشت
 
پیش از هر اعزام، دیدار با اقوام و دوستان، طلب حلالیت و خداحافظی را فراموش نمی‌کرد. هیچ‌کس اخم را بر چهره‌اش ندید؛ مهربان، خوش‌رو و یاری‌رسان بود و کمک به نیازمندان را گاه بی‌آنکه کسی بداند انجام می‌داد.
شهید حمیدرضا ثابتی در سن ۱۷ سالگی در ۲۷ بهمن‌ماه ۱۳۶۴، در عملیات غرورآفرین والفجر ۸ در منطقه فاو، به عنوان آرپی‌جی‌زن حضور یافت. او به همراه دوست صمیمی‌اش محمدرضا یوسفی که با یکدیگر عقد اخوت بسته بودند، در این عملیات شرکت کرد. پس از فتح موفق فاو و اهتزاز پرچم امام رضا (ع) در منطقه، هنگامی که در حال استراحت پس از عملیات بودند، بر اثر بمباران بمب‌های خوشه‌ای به فیض عظیم شهادت نائل آمدند و دوستی‌شان را تا ابد امتداد بخشیدند.
پیکر مطهر این شهید والامقام در قطعه ۵۳ گلزار شهدای بهشت زهرا (س) تهران آرام گرفت؛
 
امانتی که به صاحبش بازگشت
 
و چه زیبا مادرش، راز تولد و شهادت فرزندش روایت کرد:
«حمیدرضا هدیه امام رضا (ع) بود؛ مأموریتش را انجام داد و با برافراشتن پرچم امام رضا (ع)، به شفیعش بازگشت.»
 
 
منبع: خبرگزاری بین المللی قرآن

گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه