هرگاه خواستی برای من گریه کنی، برای این مفقودالاثرها گریه کن
به گزارش نوید شاهد هرمزگان، شهید «عبدالرسول مصلحی دهویی» نهم تیر ماه ۱۳۴۷، در روستای تیاب از توابع شهرستان میناب دیده به جهان گشود. پدرش محمد، کشاورز بود و مادرش رقیه نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. سپس به تحصیل علوم دینی در حوزه علمیه پرداخت. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. نوزدهم دی ماه ۱۳۶۵، با سمت مبلغ در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. پیکر او را در روستای سرکم بهمنی تابعه شهرستان زادگاهش به خاک سپردند.

وصیتنامه شهید:
شما را به نماز توصیه میکنم
بسمالله الرحمن الرحیم
«اللهم اجعل محیای محیا محمد(ص) و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد.»
با سلام بر یگانه منجی عالم بشریت و نایب برحق ایشان، حضرت امام مدّظلهالعالی و با سلام بر شما پدر و مادر عزیز و مهربانم، و سلام بر همه اقوام و خویشان.
از اینکه وصیتنامهام را با شتاب مینویسم، بسیار عذر میخواهم؛ زیرا وقت بسیار تنگ است. هر کس به کاری مشغول است و بیشتر بچهها در حال نوشتن وصیتنامهاند. من هم خواستم چند کلمهای به عنوان یادگار بنویسم، چون دوستان اصرار میکنند که «رسول، تو هم چیزی بنویس.»
این قلم هرگز نمیتواند بیانگر درون آدمی باشد. ما که سراسر آلوده به گناه و معصیت الهی هستیم، چگونه میتوانیم سخن از مقام جهاد و شهادت بگوییم؟ از همین رو در آغاز وصیت، آیهای از قرآن درباره شهادت و جهاد ننوشتم؛ زیرا منِ روسیاه و گنهکار نمیتوانم خود را در شمار «رجالٌ صَدَقوا ما عاهَدوا اللهَ علیه» به حساب آورم. نمیدانم خداوند مرا نیز در زمره شهدا محسوب خواهد کرد یا نه.
پدر و مادر عزیزم، میدانم که فرزند شایستهای برای شما نبودم، اما با این حال مرا از دعای خیرتان فراموش نکنید. سالها برایم زحمت کشیدید، خون دل خوردید و مرا بزرگ کردید، ولی نتوانستم زحمات شما را جبران کنم. اجر شما با اباعبدالله الحسین(ع) و بیبی دو عالم، فاطمه زهرا(س).
پدر و مادر عزیزم، میدانید که این انقلاب از هر سو و به هر شکل مورد هجوم قرار گرفته که یکی از جلوههای آن همین جنگ است. ما نباید انتظار داشته باشیم جنگ خود را با برنامه زندگی ما تنظیم کند؛ بلکه این ما هستیم که باید زندگیمان را با روند جنگ هماهنگ کنیم. همواره در نمازهایتان از خداوند سلامت امام و دوام انقلاب را مسئلت کنید.
جان دادم و نام جاودانم دادند
خون دادم و خُلد رایگانم دادند
مرگی که بسی در آرزویش بودم
خوشحالم و راضیام که آنم دادند
و اما تو ای مادر عزیزم، در فراق من صبور باش و گریه نکن. هرگاه خواستی برای من گریه کنی، برای علیاکبرِ حسین(ع) گریه کن؛ برای این مفقودالاثرها گریه کن که هنوز مادرانشان چشمانتظارند. پیکرم را در ده خودمان دفن کنید.
در پایان، بار دیگر شما را به نماز توصیه میکنم؛ به صبر و دعا برای طول عمر امام و دوام انقلاب. برای همه شما آرزوی صحت، سلامت و موفقیت دارم. از همگان برای من طلب حلالیت کنید.
فرزند کوچک شما عبدالرسول
انتهای متن/