نماز به امامت امام زمان (عج) و قرار شهادت در چزابه

به گزارش نوید شاهد فارس، شهید «محمدحسین بهاری خوب» ۱۷ دی ماه ۱۳۲۸ در شیراز دیده به جهان گشود. دوران کودکی را پشت سر گذاشت و در هفتسالگی راهی مدرسه شد. پس از گذراندن دوره ابتدایی، تحصیل خود را در مدرسه بوعلی ادامه داد و تا پایان کلاس سوم راهنمایی و اخذ کارنامه سیکل پیش رفت. پس از آن، در کنار پدر به کار مشغول شد. با تأسیس و آغاز به کار بنیاد شهید انقلاب اسلامی، محمدحسین همکاری با این نهاد انقلابی را از وظایف مهم خود دانست و این همکاری را تا سال ۱۳۶۰ ادامه داد. دیماه ۱۳۶۰ به یکی از مراکز آموزشی بسیج مراجعه کرد و راهی جبهه جنوب شد. وی سرانجام در بیستم بهمنماه ۱۳۶۰ منطقه چزابه دشت آزادگان در حالی که بهعنوان کمک آرپیجیزن به مقابله با نیروهای بعثی مشغول بود، بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. پیکر پاکش در گلزار شهدای شیراز به خاک سپرده شد.
متن خاطره:
یکی از همرزمان شهید «محمدحسین بهاری خوب» در خاطرهای روایت میکند: محمدحسین گویی از شهادت خود آگاه بود. صبحی او را دیدم که حال و هوای متفاوتی داشت؛ آرام، اما سرشار از شور درونی. چهرهاش نور خاصی داشت و نگاهش عمیقتر از همیشه بود. با نگرانی از او پرسیدم: «محمدحسین، حالت خوب است؟»
لبخندی زد و گفت: «دیشب در عالم رؤیا، امام زمان (عجلالله تعالی فرجهالشریف) را دیدم. پشت سر ایشان نماز خواندم و حضرت به من وعده دادند که به شهادت میرسم.»
چند روزی بیش نگذشت تا بیستم بهمنماه فرا رسید. ما در منطقهٔ چزابه مستقر بودیم. فضای جبهه حال و هوای عجیبی داشت؛ انگار زمین و آسمان منتظر واقعهای بزرگ بودند. در بحبوحهٔ درگیریها، ناگهان فریادی شنیدم: «یا صاحبالزمان!»
این صدا مرا به خود آورد. آشنا بود… بسیار آشنا.
لحظهای بعد دیدم که تیر، فرق سر محمدحسین را شکافته است. بیاختیار به سمتش دویدم. پیکر خونینش بر زمین افتاده بود. به همراه چند نفر از بچهها او را برداشتیم و بهسرعت به سمت آمبولانس رساندیم. لبهایش آرام تکان میخورد؛ زیر لب چیزی زمزمه میکرد. گوش که نزدیک بردم، شنیدم نام مولای خود، صاحبالزمان (عج) را صدا میزند.
محمدحسین همانگونه که وعده گرفته بود، آرام و مطمئن، آسمانی شد و به یاران شهیدش پیوست؛ گویی این دنیا برای او تنها معبری کوتاه بود تا به قرار عاشقانهاش برسد.
انتهای متن/