عزت و شرف ما دفاع از این نظام مقدس ست / اين انقلاب ثمره خون هزاران شهيد است

به گزارش نوید شاهد فارس، شهید ذوالفقار بیات ششم اسفندماه سال ۱۳۴۵ در روستای چاهگز از توابع آبادهطَشْت دیده به جهان گشود. دوران کودکی را سپری کرد و در هفتسالگی راهی مدرسه شد. تحصیلات خود را تا مقطع چهارم متوسطه در رشته اقتصاد ادامه داد. با آغاز جنگ تحمیلی، برای دفاع از اسلام و میهن راهی جبهههای نبرد حق علیه باطل شد و سرانجام در ۲۷ بهمنماه سال ۱۳۶۴ در منطقه فاو به فیض عظیم شهادت نائل آمد. پیکر پاک این شهید گرانقدر در گلزار شهدای روستای چاهگز به خاک سپرده شد.
متن وصیت:
بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحِیمِ، چون من فرصت چندانی نداشتم و بیشتر از این نتوانستم در مورد شرح و حال زندگیام بنویسم. با سلام و درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران و با سلام و درود به جمیع شهدا از صدر اسلام تاکنون و شهدای جنگ تحمیلی، یک کلمهای با فرصتی کم و دلی پر از شور و هیجان و روحی نا آرام و قلبی پر از مهر و محبت شروع میکنم. برادران و دوستان خودم به عنوان یادگار و من کوچکتر از آن هستم که بخواهم به برادران و دوستان خود نصیحتی بکنم؛ من لازم دانستم که این چند کلمهای که در دلم هست بگوییم و بروم.
برادران و دوستان عزیز من تا حال دوباربا عشقی که در دل داشتم و نسبت به این آب و خاک و نظام مقدس جمهوری اسلامی دارم ادا نمایم و شما هم تا آنجایی که در توانتان است جبههها را خالی نگذارید و این انقلابی که با خون هزاران شهید به ثمر رسیده از آن تا آخرین قطره خون پاسداری کنید که عزت و شرف ما از همان نظام مقدس ست؛ و اگر شهادت نصیب من شد جای من و امثال ما در آنجا خالی نگذارید و تا آخرین قطره خون از آب و خاک خود دفاع کنید و من دوباره به جبهه رفتم و این بار که در گوشهای از اتاق تنها نشستهام، دوباره هم برای بار سوم تصمیم گرفتم که به دلخواه خود عاشقانه کمک برادرانی که خود را آماده سازی میکنند برای آزادی خاک ایران از دست دشمن به کمک آنها بشتابم.
برادران و دوستان من فقط آن عشقی که در دل دارم مرا آرام نمیگذارد و من را به هیجان انداخته و خدا میداند که دل من آنقد بیقرار است که هر چه زودتر بروم و به کمک برادرانی که آماده عملیات شدهاند خودم را به آنها برسانم.
الان که دست به قلم گرفتهام، بیست روز است که پدر و مادر و برادران را ندیدهام، به طوری فرصت برای من تنگ است که فرصتی بروم با آنها خداحافظی کنم ندارم؛ از همین راه دور و دلی آکنده از محبت پدرم، مادرم، برادرانم، دوستانم خداحافظ. اگر برگشتم دیدارمن و شما بعد از برگشت جبهه؛ و اگر شهادت نصیب من گردید خداحافظ تا روز قیامت. با تقدیم احترام ذوالفقار بیات.
انتهای متن/