انتظار مادر شهید، یک نوع شهادت است
به گزارش نوید شاهد لرستان، نام «ابراهیم سگوند» وقتی کنار واژههای «جاویدالاثر» و «غریبِ اسارت» مینشیند، چیزی در دل آدم میلرزد؛ لرزشی از جنس دلتنگی، از جنس احترام، از جنس اندوهی که سالهاست در چشمهای مادری مانده و هنوز هم خاموش نشده.

بعضی نبودنها فقط یک غیبت نیست؛ یک فصل ناتماماند، یک درِ نیمهباز، یک صدا که هنوز از پشت سالها شنیده میشود. ابراهیم سگوند یکی از همان فصلهای ناتمام است؛ جوانی که در غربت اسارت، بیهیچ نشانی، بیهیچ وداعی، راهی آسمان شد و ردّ قدمهایش را تنها خدا دید.
او از آن مردانی بود که سهمشان از دنیا، سکوت بود و صبوری؛ از آنهایی که در بند دشمن، آزادترین شکل ایمان را زندگی کردند. غربت، همسفرش بود و اسارت، تنها شاهد روزهای سختش. اما درست در همان تاریکیها بود که روشنترین شکل انسانیت را معنا کرد.
در این میان، مادری مانده است؛ مادری که سالهاست چشم به در دارد، نه از سر ناآگاهی، بلکه از سر عشق. مادری که هر صبح، نام ابراهیم را زیر لب میگوید، انگار که با گفتنش، فاصلهها کوتاهتر میشود.
مادری که هنوز هم باور دارد روزی خبری میرسد؛ نه لزوماً بازگشت، بلکه نشانی، تصویری، استخوانی، چیزی که دلش را آرام کند.
انتظار او، خودش یک نوع شهادت است؛ شهادتی آرام، بیصدا، اما عمیق. او هر روز، با نبودنِ ابراهیم میجنگد و هر شب، با یادش آرام میگیرد و همین است که غربتِ ابراهیم را سنگینتر و نامش را عزیزتر میکند.
ابراهیم سگوند، شهیدِ جاویدالاثرِ اسارت، برای ما فقط یک نام نیست؛ او یادآور این حقیقت است که بعضی قهرمانان، حتی وقتی نیستند، حضورشان از بسیاری از بودنها روشنتر است.
روحش در آغوش خدا، یادش در دل ما، و انتظار مادرش… انتظاری که باید با احترام، با سکوت، و با دعا همراهش بود.