گفت رفتنش پیروزی است
به گزارش نوید شاهد آذربایجان شرقی، شهید رجب عیار دوم آذر ۱۳۴۳، در بخش لیلان از توابع شهرستان ملکان به دنیا آمد. پدرش عربعلی و مادرش گلنر نام داشت. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. سیزدهم بهمن ۱۳۶۳، در میمیمک توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. پیکر او را در زادگاهش به خاک سپردند.

روایتی از زبان خواهر شهید رجب عیار
«بسم ربّ الشهداء
شهید رجب عیار، برادر من بود؛ برادری که در میان همه برادرانم، دلبستگیام به او رنگ دیگری داشت. محبتی خاص میان ما جاری بود؛ محبتی که با هر مرخصیاش تازه میشد. هر بار که از جبهه بازمیگشت، بیدرنگ خودم را به او میرساندم؛ گویی دیدارش زیارت بود. مینشستیم، درد دل میکردیم و از روزهایی میگفت که بوی آسمان میداد.
اما آخرین مرخصیاش با همه دفعات قبل فرق داشت. رجب، بیش از همیشه از شهادت میگفت؛ از شهدا، از راهی که انتخاب کرده بودند و از سرنوشتی که آن را نه با ترس، بلکه با یقین روایت میکرد. میگفت:
«آنهایی که در راه وطن، در راه اسلام و در راه امام شهید میشوند، مثل ما هستند. آنها هم خانواده دارند، پدر و مادر دارند، برادر و خواهر دارند… دلبستگی دارند. اما راهشان را انتخاب کردهاند.»
حرفهایش آرام بود، اما سنگین. انگار چیزی را میدانست. بارها به ما گفت: «خودتان را آماده کنید؛ شاید این بار که میروم، دیگر برنگردم. شاید اینبار، جنازهام را بیاورند.»
دلمان نمیخواست باور کنیم. به او دلداری میدادیم، میگفتیم انشاءالله سالم برمیگردی، دشمن را نابود میکنید و پیروز بازمیگردید. اما رجب، با همان آرامش همیشگی پاسخ میداد: «ما چه بکشیم و چه کشته شویم، پیروزیم. نگران نباشید.» گویی دلش گواهی میداد. رفت… و اینبار، بازگشتی در کار نبود. رجب رفت و جان خویش را در راه اسلام، قرآن و رضای خداوند فدا کرد؛ همانگونه که پیشتر وعدهاش را داده بود.
امروز، نامش در شمار شهیدان ثبت شده، اما برای ما، هنوز همان برادر مهربان است؛ با همان نگاه آرام، همان حرفهای مطمئن و همان ایمانی که حتی لحظه وداع را هم روشن کرده بود.
امید آنکه خداوند متعال، همه شهدا را غریق رحمت خویش قرار دهد و ما را از رهروان صادق راه آنان محسوب فرماید.»
انتهای پیام/