یادداشت/ گاهی رنج زنده نگه داشتن خون شهید، از خود شهادت کمتر نیست
به گزارش نوید شاهد خراسان رضوی، فرمایش عمیق و پرمغز رهبر معظم انقلاب اسلامی که فرمودند: «گاهی رنج و زحمت زنده نگهداشتن خون شهید، از خود شهادت کمتر نیست» بیانگر حقیقتی ژرف و مسئولیتی سنگین است که بر دوش همه ما، بهویژه متولیان فرهنگی و اجتماعی، نهاده شده است. این جمله، نهتنها تبیینکننده عظمت مقام شهید است، بلکه افق تازهای از تکلیف تاریخی ملت ایران در حفظ و انتقال فرهنگ ایثار و شهادت به نسلهای آینده را ترسیم میکند.

شهادت، نقطه اوج بندگی انسان در پیشگاه الهی و عالیترین مرتبه فداکاری در مسیر حق است. شهید، با آگاهی و انتخاب، جان خویش را در طبق اخلاص نهاده و برای صیانت از دین، عزت، استقلال و کرامت انسانی جامعه اسلامی فدا میکند اما این پایان راه نیست. آنچه پس از شهادت آغاز میشود، مسئولیتی است بهمراتب دشوارتر؛ مسئولیت زنده نگهداشتن پیام، آرمان و خون شهید در بستر زمان و در دل جامعه.
شهادت؛ آغاز یک رسالت اجتماعی
شهادت را نباید صرفاً یک واقعه تاریخی یا یک رخداد عاطفی تلقی کرد. شهادت، آغاز یک جریان تمدنی است. شهید با خون خود، مسیر حرکت جامعه را ترسیم میکند و پرچم هدایت را برافراشته نگاه میدارد. اگر این پرچم در گذر زمان به زمین بیفتد، اگر پیام شهید دچار تحریف، فراموشی یا سطحینگری شود، در حقیقت بخشی از حقیقت شهادت مخدوش شده است.
زنده نگه داشتن خون شهید، یعنی تداوم بخشیدن به راه او؛ یعنی پاسداری از ارزشهایی که برای آنها جان فدا کرده است. این کار، نهتنها نیازمند تلاش فرهنگی، بلکه مستلزم مجاهدتی همهجانبه در عرصههای فکری، اجتماعی، رسانهای و هنری است. در دنیایی که هجمههای فکری و رسانهای با سرعتی بیسابقه ذهنها را هدف گرفتهاند، حفظ گفتمان ایثار و شهادت، کاری بس دشوار و حساس است.
سنگینی مسئولیت در عصر جنگ روایتها
امروز ما در عصر «جنگ روایتها» زندگی میکنیم. دشمنان این ملت، با ابزارهای پیچیده رسانهای و تبلیغاتی، در تلاشاند تا حقیقت دفاع مقدس، فرهنگ ایثار، و مفهوم شهادت را تحریف کنند یا به حاشیه برانند. آنان میکوشند تا با روایتسازیهای جعلی، ارزشها را وارونه جلوه دهند و نسل جوان را نسبت به گذشته پرافتخار خود بیتفاوت سازند.
در چنین شرایطی، زنده نگه داشتن خون شهید، تنها با برگزاری مراسمهای نمادین یا یادوارههای مقطعی محقق نمیشود. بلکه نیازمند تولید عمیق محتوای فرهنگی، تربیت نسل آگاه، ثبت دقیق اسناد، خلق آثار هنری فاخر و حضور فعال در عرصه رسانه است.
رنج این مسیر، کمتر از رنج میدانهای نبرد نیست. همانگونه که رزمندگان در شرایط سخت جبههها با دشمن میجنگیدند، امروز نیز فعالان فرهنگی و اجتماعی باید در میدان پیچیده جنگ نرم، با صبر، بصیرت و خلاقیت، از آرمان شهدا دفاع کنند.
نقش بنیاد شهید در پاسداری از میراث معنوی شهدا
بنیاد شهید و امور ایثارگران، بهعنوان نهادی برخاسته از متن انقلاب اسلامی، مسئولیتی سنگین در این مسیر بر عهده دارد. این نهاد، نهتنها متولی خدمترسانی به خانوادههای معظم شهدا و ایثارگران است، بلکه نقش مهمی در حفظ، ترویج و بازتولید فرهنگ ایثار و شهادت ایفا میکند.
در استان خراسان رضوی، با توجه به جایگاه ویژه فرهنگی و معنوی این خطه و وجود بارگاه ملکوتی حضرت علیبنموسیالرضا (ع)، مسئولیت ما دوچندان است. تلاش برای ثبت و مستندسازی زندگینامه شهدا، تولید کتاب، فیلم، آثار هنری، برگزاری نشستهای تخصصی، جشنوارههای فرهنگی و برنامههای تربیتی برای نوجوانان و جوانان، بخشی از این رسالت بزرگ است.
اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید خراسان رضوی، با تکیه بر ظرفیتهای بومی و همکاری با هنرمندان، نویسندگان و پژوهشگران متعهد، کوشیده است تا روایت صحیح و الهامبخش از زندگی شهدا را به زبان روز و با قالبهای جذاب به جامعه ارائه کند. این مسیر، مسیری دشوار، اما شیرین است؛ چرا که هر گام در آن، ادای دِینی است به خونهای پاکی که امنیت و عزت امروز ما مرهون آنهاست.
هنر؛ زبان ماندگار پیام شهید
یکی از مؤثرترین ابزارها برای زنده نگه داشتن خون شهید، هنر است. هنر، زبان دلهاست و میتواند مفاهیم عمیق را به سادهترین و ماندگارترین شکل منتقل کند. فیلم، تئاتر، ادبیات داستانی، شعر، موسیقی، هنرهای تجسمی و رسانههای نوین، هر یک میتوانند حامل پیام شهید باشند.
خلق آثار هنری فاخر درباره شهدا، نیازمند شناخت عمیق از شخصیت آنان، پرهیز از شعارزدگی و توجه به ظرافتهای هنری است. شهدا، انسانهایی واقعی با دغدغهها، احساسات، امیدها و مجاهدتهای ملموس بودهاند. روایت زندگی آنان باید بهگونهای باشد که مخاطب، بهویژه نسل جوان، بتواند با آنان همذاتپنداری کند و مسیر زندگی خود را با الهام از سیره آنان بازتعریف نماید.
انتقال فرهنگ شهادت به نسل جدید
نسل نوجوان و جوان امروز، در فضایی متفاوت از نسل دوران دفاع مقدس رشد یافته است. ابزارهای ارتباطی نوین، تغییر سبک زندگی و تحولات اجتماعی، اقتضائات تازهای را پیش روی ما قرار داده است. انتقال فرهنگ ایثار و شهادت به این نسل، نیازمند زبان جدید، روشهای خلاقانه و فهم دقیق نیازها و پرسشهای آنان است.
اگر نتوانیم با نسل جدید گفتوگویی صادقانه و منطقی برقرار کنیم، اگر روایت ما از شهادت صرفاً به کلیشهها محدود شود، خطر فاصله گرفتن جوانان از این گنجینه عظیم فرهنگی جدی خواهد بود. در مقابل، اگر بتوانیم پیام شهدا را با زبان عقل، احساس و هنر در هم آمیزیم، بیتردید دلهای پاک جوانان، پذیرای این حقیقت نورانی خواهد شد.
خانواده شهدا؛ پرچمداران صبر و استقامت
در کنار همه تلاشهای فرهنگی، نباید از نقش بیبدیل خانوادههای معظم شهدا غافل شد. آنان که عزیزترین سرمایه خود را در راه خدا تقدیم کردهاند، سالهاست با صبر، استقامت و عزت، پیام شهیدشان را زنده نگاه داشتهاند. رنج فراق، دشواریهای زندگی و مسئولیت سنگین تربیت نسل آینده، بخشی از مجاهدت خاموش این عزیزان است.
تکریم خانوادههای شهدا، نهتنها یک وظیفه اخلاقی و دینی، بلکه ضرورتی فرهنگی است. آنان بهترین راویان سبک زندگی شهدا هستند و حضورشان در برنامههای فرهنگی، میتواند پیوند عاطفی و معرفتی نسل جوان با فرهنگ شهادت را عمیقتر سازد.
زنده نگه داشتن خون شهید؛ یک تکلیف همگانی
فرمایش رهبر معظم انقلاب، ما را به این حقیقت رهنمون میسازد که زنده نگه داشتن خون شهید، وظیفهای همگانی است. این مسئولیت، محدود به نهاد یا گروه خاصی نیست. هر معلم در کلاس درس، هر هنرمند در اثر خود، هر خبرنگار در قلمش، هر والد در تربیت فرزند، و هر مسئول در تصمیمگیریهایش، میتواند سهمی در پاسداری از این میراث گرانبها داشته باشد.
اگر جامعهای بتواند فرهنگ ایثار و شهادت را در تار و پود زندگی روزمره خود جاری سازد، آن جامعه از درون مقاوم، پویا و الهامبخش خواهد شد. چنین جامعهای، نه در برابر تهدیدها میهراسد و نه در برابر تطمیعها سر تسلیم فرود میآورد.
سخن پایانی
«گاهی رنج زنده نگه داشتن خون شهید، از خود شهادت کمتر نیست»؛ این جمله، نقشه راه ما در مسیر فرهنگی انقلاب اسلامی است. راهی دشوار، اما روشن و امیدبخش. راهی که با اخلاص، مجاهدت و توکل بر خداوند متعال، میتوان آن را به سرانجامی مبارک رساند.
امید آن داریم که با همت جمعی، بهرهگیری از ظرفیتهای فرهنگی و هنری، و تکیه بر ایمان و بصیرت، بتوانیم پیام شهدا را بهدرستی به نسلهای آینده منتقل کنیم و پاسدار شایسته خونهای پاک آنان باشیم؛ انشاءالله
به قلم: حجتالاسلام احمد ملکی