آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۰۴۹۹
۲۱:۰۵

۱۴۰۴/۱۱/۱۰
روایتی شنیدنی از آزاده و جانباز «خیراله اکبری رشنو»

چوب نگهبان در برابر آزادی دو اسیر

«خیراله اکبری رشنو» می‌گوید: در اردوگاه تکریت، وقتی شکنجه و تهدید راه هر امیدی را بسته بود، اسرا با تکیه بر اتحاد و غیرت ایرانی، چوب نگهبان عراقی را به بهای آزادی دو هم‌وطن اسیر تبدیل کردند؛ تصمیمی جمعی که مرز مذهب و زبان را در هم شکست.


چوب نگهبان در برابر آزادی دو اسیر

به گزارش نوید شاهد کرمانشاه، «خیراله اکبری رشنو» می‌گوید: من سرباز بودم، اما سیزده‌ساله در همان سن کم در عملیات بیت‌المقدس سال ۱۳۶۱ شرکت کردم، عملیاتی که منجر به آزادسازی خرمشهر شد. بعد از اسارت، ما را ابتدا به بصره بردند و سپس به تکریت منتقل کردند. در تکریت، هر آسایشگاه حدود ۱۵۰ نفر داشت.
یکی از خاطراتی که هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم، همان‌جا اتفاق افتاد. در اردوگاه، تنها چیزی که معنا داشت، ایرانی بودن بود؛ نه مذهب، نه زبان، نه دین. فقط یک کلمه: ایرانی.
دو نفر از برادران ارامنه ما، با هوش و شجاعت، برای فرار برنامه‌ریزی کرده بودند. با دو قاشق غذاخوری ابزار ساده‌ای ساخته و هر روز در زمان هواخوری، چند رشته سیم خاردار را قطع می‌کردند تا روز موعود برسد؛ و بالاخره فرار کردند، اما نگهبان‌ها متوجه شدند و آنها را دوباره گرفتند. جلوی چشم همه بچه‌ها، شکنجه شدیدی دیدند و بعد به جایی نامعلوم برده شدند.
اصغر آقا بچه زاهدان و مسئول اردوگاه، خیلی ناراحت شد و گفت: «بچه‌ها، دو تا از هموطنانمان را بردند. معلوم نیست کجا. باید هرطور شده برشان گردانیم.»
ما پنج، شش نفر دور هم جمع شدیم و نقشه‌ای برای نجاتشان کشیدیم. قرار شد هنگام آمارگیری، یکی پتو بیندازد، یکی در را ببندد، هر کس مسئولیتی داشته باشد. ولی یکی از بچه‌ها متأسفانه لو داد.
روز موعود، به جای دو نفر، چهار- پنج نگهبان آمدند. یکی‌شان به حالت تمسخر، به پتو تکیه داد و با چوبش کف دستش را می‌زد، یعنی «می‌دانم چه خبر است». آمار گرفته شد و داشتند می‌رفتند که بچه‌ها حمله کردند.
چوب از دست نگهبان افتاد. هر چه التماس کرد، گفت: «چوب را بدهید، این ناموس ماست.»، اما ما ندادیم. بچه‌ها شروع کردند به شعار دادن: «حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست». «مرگ بر صدام».
با اصرار، دو برادر ارامنه را آوردند. گفتیم باید داخل آسایشگاه بیایند. وقتی وارد شدند، چوب را به دستشان دادیم و با «یا حسین» و صلوات، آنها را روی دست گرفتیم و به نقطه امن رساندیم.
این بود اتحاد ما؛ نه چپ و راست مهم بود، نه مسلمان و مسیحی؛ همه زیر یک پرچم بودیم: پرچم الله، پرچم جمهوری اسلامی ایران.
در ادامه فیلم گفت‌و‌گو با ببینید:

کد ویدیو


انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه