آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۰۳۵۲
۲۲:۲۹

۱۴۰۴/۱۱/۰۷

تلخی اسارت، شیرینی بازگشت؛ خاطرات جانباز و آزاده «جلیل جعفری»

ماه‌ها ناامیدی و شکنجه، روز‌ها و شب‌های سخت اردوگاه رمادیه را برای «جلیل جعفری» رقم زد، اما لحظه رسیدن به مرز ایران، شادی و امید را به دل او و دیگر هم‌رزمانش بازگرداند.


تلخی اسارت، شیرینی بازگشت؛ خاطرات جانباز و آزاده «جلیل جعفری»
به گزارش نوید شاهد کرمانشاه، «جلیل جعفری» جانباز و آزاده کرمانشاهی می‌گوید: در سال ۱۳۶۵ به جبهه اعزام شدم و در تاریخ ۳۴ شهریور ۱۳۶۷ در منطقه عملیاتی فکه و ابوغریب به اسارت دشمن درآمدم. عملیات از ساعت شش صبح آغاز شد و تا حدود ۷:۳۰ شب ادامه داشت. در تنگه ابوعبید اسیر شدم، ابتدا به زندان بغداد منتقل شدیم؛ جایی که یک شبانه‌روز در آنجا بودیم. سپس ما را به اردوگاه رمادیه شش منتقل کردند و تمام دوران اسارت ما در همین اردوگاه سپری شد.

خاطرات اسارت، عمدتاً تلخ هستند و یادآوری آنها دشوار است، اما یک خاطره از میان تلخی‌ها، هنوز در ذهنم مانده است: سال ۱۳۶۸، چهاردهم خرداد، خبر رحلت امام خمینی (ره) در اردوگاه اعلام شد. فضای اردوگاه کاملاً غمگین و ناامیدکننده بود و هیچ امیدی در دل‌ها باقی نمانده بود. همه می‌گفتند: «بعد از امام، چه کسی می‌تواند کشور را اداره کند؟»

تبلیغات منفی و فشار‌های روحی از بلندگو‌های اردوگاه و همچنین تهدید‌های سربازان عراقی، ما را بیشتر ناامید می‌کرد. گمان می‌کردیم ممکن است به اردوگاه‌های دیگر، مانند موصل، منتقل شویم که شرایط سخت‌تر و شکنجه‌های بیشتری در انتظارمان بود.

با این حال، شب خبر خوشی رسید. صبح روز بعد، اتوبوس‌ها آمدند و روحیه بچه‌ها کمی بهتر شد. بالاخره خبر آزادی واقعی را باور کردیم. وقتی به مرز خسروی رسیدیم و پرچم ایران را دیدیم، امید واقعی به دل‌هایمان بازگشت و فهمیدیم که سرانجام به میهن بازخواهیم گشت.

در ادامه فیلم این گفت‌و‌گو را ببینید:

کد ویدیو


انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه