گفتگو با جانباز و آزاده «علی بیژنی،»
از سنگر کربلای ۴ تا کرسی دانشگاه/ روایت جانبازی که ایستاد، ساخت و ماند
علی بیژنی، جانباز ۷۰ درصد دفاع مقدس و عضو هیئت علمی دانشگاه، در گفتوگو با خبرنگار نوید شاهد از مجروحیت در عملیات کربلای ۴، مسیر پرفرازونشیب زندگی و تحصیل پس از جنگ و مظلومیت جانبازان میگوید؛ روایتی از ایستادگی، ساختن و ماندن.
به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ، روز جانباز، فرصتی برای بازخوانی رشادتها و ایثار مردانی است که با ایمان و ازخودگذشتگی، سلامت و آسایش خویش را فدای عزت و امنیت این سرزمین کردند. این روز مبارک، به نام حضرت ابوالفضل العباس(ع) مزین شده است؛ الگویی ماندگار از وفاداری، شجاعت و جانبازی که در صحنه عاشورا، والاترین جلوههای ایثار در راه ولایت را به نمایش گذاشت.سالروز میلاد حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام، روز جانباز نام گذاری شده است. حضرت ابوالفضل عباس (ع)، با ایثار بیمرز خود، درس آزادگی و پایمردی را به همه نسلها آموخت و راه جانبازی در رکاب حق را روشن ساخت.
به مناسبت گرامیداشت مقام والای جانبازان سرافراز میهن اسلامی، به سراغ یکی از یادگاران ایستادگی و مقاومت رفتهایم؛ مردی که سالهاست نشان جانبازی را با صبر، ایمان و استقامت بر دوش میکشد. در ادامه، گفتوگوی ما با جانباز ۷۰ درصد «علی بیژنی» را میخوانید؛ روایتی از رنج و رشادت، صبوری و سربلندی.
از کهگیلویه و بویراحمد تا جبهههای نبرد
علی بیژنی هستم؛ جانباز ۷۰ درصد جنگ تحمیلی، متولد ۱۹ شهریور ۱۳۵۰ از استان کهگیلویه و بویراحمد. سال ۱۳۶۵، در حالی که دانشآموز کلاس سوم راهنمایی بودم، به جبهه اعزام شدم. آن روزها کشور در شرایطی حساس قرار داشت و ما تکلیف خود را از فرمایشات حضرت امام خمینی (ره) میفهمیدیم. مثل بسیاری از همنسلانم از سراسر ایران، لبیک گفتیم و راهی جبهه شدیم.
زمان اعزام تنها ۱۵ سال داشتم؛ نه سنم قانونی بود و نه قامت بلندی داشتم، اما وقتی میدیدم دوستان و همکلاسیهایم یکییکی عازم جبهه میشوند و فضای کشور، فضای دفاع از اسلام و ایران است، نتوانستم بیتفاوت بمانم. با اصرار و التماس اعزام شدم، حدود یک ماه آموزش نظامی دیدم و مدتی در بخش پشتیبانی شوشتر خدمت کردم. پس از آن، راهی عملیات کربلای ۴ شدم؛ عملیاتی که سرنوشت زندگیام را تغییر داد و به جانباز شدن من انجامید.
کربلای ۴؛ جایی که مسیر زندگیام تغییر کرد
در عملیات کربلای ۴، در قالب تیپ ۴۸ فتح استان کهگیلویه و بویراحمد حضور داشتم. دو گردان ما عملیاتی بودند و پیش از ما وارد منطقه شدند. متأسفانه به دلیل لو رفتن عملیات و آمادگی کامل دشمن، به محض عبور بچهها از رودخانه اروند، درگیری سنگینی شکل گرفت. تعداد زیادی از رزمندگان شهید، اسیر یا مفقود شدند.
من در تاریخ ۷ دی ۱۳۶۵ مجروح شدم؛ از ناحیه صورت، چشم، دست راست و همچنین دچار آسیب شیمیایی در ریه و بدن شدم. حدود یک ماه در بیمارستان بستری بودم و همانجا بود که سرنوشت تازهای برایم رقم خورد.
بازگشت از جبهه، شروع یک جهاد دیگر
بعد از دوران درمان و پایان استراحت پزشکی، با همان شرایط جسمی به درس برگشتم. دست راست من از ناحیه بازو، مفصل و عصب دچار مشکل جدی بود و عملاً کارایی لازم را نداشت؛ در حالی که دست غالبم هم همان دست بود. با این حال تصمیم گرفتم ادامه بدهم.
سال ۱۳۶۹ دیپلم گرفتم، سال ۱۳۷۰ وارد آموزشوپرورش شدم و سال ۱۳۷۲ در دانشگاه پذیرفته شدم. در سال ۱۳۷۷ مدرک کارشناسی، در سال ۱۳۸۲ کارشناسی ارشد و نهایتاً در سال ۱۳۸۷ دکترای جغرافیای سیاسی را از تهران گرفتم. امروز هم عضو هیئت علمی دانشگاه تهران مرکز، در مجتمع شهید صدرزاده مشغول خدمت هستم.
خانواده؛ ستون صبر یک جانباز
سال ۱۳۷۷ ازدواج کردم. حاصل این زندگی سه فرزند است؛ دو دختر و یک پسر. فرزند اولم لیسانس روانشناسی دارد، فرزند دوم دانشجوی پزشکی است و فرزند سوم در دانشگاه تربیت دبیر شهید باهنر تهران تحصیل میکند. صادقانه بگویم، زندگی با یک جانباز ۷۰ درصد سختیهای خاص خودش را دارد و صبر و فداکاری میخواهد؛ هم برای خود جانباز و هم برای خانوادهاش.
مظلومیت جانبازان بعد از جنگ
من با قاطعیت میگویم مظلومترین قشر جامعه ما جانبازان هستند. شهدا به مقام رفیع شهادت رسیدند، اما جانبازان با درد، رنج، درمانهای طولانی و مشکلات اجتماعی زندگی کردند و هنوز هم میکنند. بیعدالتیها، نابرابریها، مشکلات درمانی و بیتوجهیها، فشار مضاعفی بر این قشر وارد کرده است؛ بهویژه جانبازان اعصاب و روان، قطع نخاع، نابینا و قطع عضو.
وظیفه امروز ما؛ روشنگری و پای کار بودن
با همه این شرایط، ما وظیفه داریم خودمان را حفظ کنیم، روشنگری کنیم و سرباز ولایت بمانیم. مقام معظم رهبری، سکاندار حکیم و دانشمندی هستند که کشور را از گردنههای سخت عبور دادهاند. همانطور که در جبهه از خاک و وطن دفاع کردیم، امروز هم در دانشگاه، جامعه و هر میدانی که لازم باشد پای کار نظام، مردم و رهبری ایستادهایم.
حرف آخر؛ انتظار یک نگاه عاطفی
بهعنوان یک جانباز ۷۰ درصد با تحصیلات عالی، انتظارم از مسئولان، بهویژه بنیاد شهید، توجه جدیتر به درمان و آرامش جانبازان است. جامعه ایثارگری امروز به آخرین نسل خود نزدیک میشود. جانبازان وفادار به نظام و رهبری هستند؛ فقط انتظار دارند با نگاهی انسانی، عاطفی و مسئولانه دیده شوند تا با آرامش، سالهای باقیمانده عمرشان را سپری کنند.
پایان متن/
۷۰ درصد جنگ تحمیلی،رررر
ععلی بیژنی هستم، جانباز رلی بیژنی هستم، جانباز
علی بیژنی هعلی بیژنی هستم، جانباز ستم، جانباز