آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۰۲۰۰
۱۲:۰۵

۱۴۰۴/۱۱/۰۶
به یاد رحیم حامدی‌شهر؛ ششم بهمن ۱۳۵۷،

روز قرار عاشقی

امروز، ششم بهمن، سالروز شهادت رحیم حامدی‌شهر است؛ جوانی مبارز که در محرم ۱۳۵۷، در اوج خیزش مردم علیه طاغوت، وصیت‌نامه‌اش را نوشت و با ایمان، امید و عشق به انقلاب، قدم در راهی گذاشت که پایانش شهادت بود.


به گزارش نوید شاهد آذربایجان شرقی، رحیم حامدی‌شهر در اردیبهشت سال ۱۳۳۹ در شهرستان تبریز دیده به جهان گشود. پدرش، مجید، به شغل خواربارفروشی اشتغال داشت و مادرش صفوره نام داشت. او دانش‌آموز سال سوم متوسطه بود و در سال‌های نوجوانی، هم‌زمان با اوج‌گیری نهضت انقلاب اسلامی، به صف مردم معترض پیوست.

روز قرار عاشقی

سرانجام در ششم بهمن ۱۳۵۷، هنگام شرکت در تظاهرات مردمی در زادگاهش، بر اثر اصابت گلوله توسط عوامل رژیم شاهنشاهی به شهادت رسید و نامش در شمار شهدای انقلاب اسلامی جاودانه شد.یکر مطهر این شهید والامقام در گلزار شهدای وادی رحمت همان شهرستان به خاک سپرده شده است.

در متن وصیت‌نامه این شهید بزرگوار چنین آمده است: 

بسم الله الرحمن الرحیم

این وصیت‌نامه را در محرم سال ۱۳۵۷، ماه پیروزی خون بر شمشیر، می‌نویسم.

من، رحیم حامدی‌شهر، فرزند مجید، در زمانی که هر روز جوانان این کشور به فرمان آیت‌الله العظمی خمینی برای برهم‌زدن کاخ‌های طاغوت از شهرها و روستاها برخاسته‌اند، در تظاهرات شرکت می‌کنم و امیدوارم توفیق شهادت نصیبم شود. از آن‌رو که ممکن است روزی به شهادت برسم، چند سطر وصیت می‌نویسم تا پس از من بخوانند و اگر لازم دانستند به آن عمل کنند.

مادر عزیزم، از تو می‌خواهم به خاطر زحمت‌هایی که برایم کشیده‌ای مرا حلال کنی. اگر خبر شهادت مرا شنیدی، گریه و شیون سر نده؛ زیرا دشمنان از اندوه شما خوشحال می‌شوند.

پدر گرامی‌ام، می‌دانم پس از رفتن من زندگی برایت دشوارتر می‌شود، چرا که در مخارج خانه اندک کمکی می‌کردم؛ اما خواهش می‌کنم ناراحت نباش. روزی‌رسان خداوند بزرگ است. نهایت آرزوی من این است که در راه فرمان خدا و برای پیروزی انقلاب به درجه شهادت نائل آیم. اگر تا زمان آمدن آیت‌الله العظمی خمینی زنده بودم، برای دیدار ایشان با ماشین خواهم رفت؛ و اگر پول نداشتم، پیاده برای زیارت آقا قدم برمی‌دارم. از آغاز انقلاب تا کنون رنج‌های بسیار، باتوم‌های فراوان و گاز اشک‌آورهای زیاد را تحمل کرده‌ام؛ از تو، پدر عزیزم، نیز می‌خواهم مرا حلال کنی.

اما تو، کریم برادر خوبم؛ اگر پس از شهادت من خواستی ازدواج کنی، با «صدیقه»  که دختر مقبول و شایسته‌ای است و در دل محبت اهل بیت را دارد، ازدواج کن و مراقب خواهر و دیگر برادران باش.

والسلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته

۱۳۵۷/۰۹/۱۵

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه