کد خبر : ۶۰۹۸۱۲
۲۳:۱۶

۱۴۰۴/۱۰/۳۰

شهید دستواره به نیروها در سخت‌ترین شرایط روحیه می‌داد

سیدحسن شکری همرزم شهید «سیدمحمدرضا دستواره» می‌گوید: «حاج رضا برای این که به نیرو‌ها روحیه بدهد، بالای خاکریز ایستاد و در حالی که تیر‌های رگباری دشمن از کنارش می‌گذشت و ترکش‌های فراوانی اطرافش به زمین می‌خورد، بی‌واهمه فریاد می‌زد «بچه‌ها. برسید... برید جلو... بزنید درب داغانشان کنید.»


شهید دستواره به نیروها در سخت‌ترین شرایط روحیه می‌داد

به گزارش نوید شاهد شهرستان‌های استان تهران، شهید «سیدمحمدرضا دستواره»، یادگار سیدنقی و قدسی یکم بهمن ماه سال ۱۳۳۸ در شهرستان ری به دنیا آمد. وی تا پایان دوره متوسطه در رشته تجربی درس خواند و دیپلم گرفت. مدتی در کمیته انقلاب اسلامی کار می‌کرد. سال ۱۳۶۲ ازدواج کرد و صاحب یک پسر شد و سپس به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. این شهید گرانقدر سیزدهم تیر ماه سال ۱۳۶۵ با سمت قائم مقام لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) در مهران توسط نیرو‌های عراقی بر اثر اصابت ترکش به قلب و پهلو به شهادت رسید. مزار وی در بهشت زهرای شهرستان تهران واقع است.

لازم به ذکر است برادران دیگر سید محمدرضا که سیدمحمد و سیدحسن نام دارند نیز به شهادت رسیدند.

روایتی از سیدحسن شکری همرزم شهید «سید محمدرضا دستواره» را در ادامه می‌خوانیم:
 
شب دوم عملیات والفجر هشت، به همراه گردان حبیب برای شکستن خط دشمن به سمت جنوب فاو حرکت کردیم. جلوتر از ما گردان عمار در حال پیشروی بود. در همان حال دیدم که رضا پا به پای گردان عمار جلو آمد. موقع شروع حمله روی خاکریز ایستاده بود و خطاب به نیرو‌های گردان عمار فریاد می‌زد: «به سمت راست پیش روی کنید، سریع شروع کنید.»
 
ساعت ۱۰ و نیم شب، نیرو‌های لشکر ۲۷ با فریاد‌های «الله اکبر» دستواره به دشمن هجوم بردند و تانک‌هایش را یکی پس از دیگری منهدم کردند.
 
به دنبال گردان عمار، گردان حبیب هم به محل درگیری وارد شد. درست در محل درگیری نیرو‌های گردان عمار و محل تجمع وسیع نیرو‌های زرهی دشمن، حاج رضا برای این که به نیرو‌ها روحیه بدهد، بالای خاکریز ایستاد و در حالی که تیر‌های رگباری دشمن از کنارش می‌گذشت و ترکش‌های فراوانی اطرافش به زمین می‌خورد، بی‌واهمه فریاد می‌زد «بچه‌ها. برسید... برید جلو... بزنید درب داغانشان کنید.»
 
انتهای پیام/

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه