شهید غریب علیرضا قریشی؛ الگویی از ایمان، صبر و اخلاق نیکو بود

به گزارش نوید شاهد شهرستانهای استان تهران؛ شهید علیرضا قریشی از آزادگان سرافراز ایرانی بود که در دوران اسارت در عراق مظلومانه به شهادت رسید. ایشان در بیمارستان التموز عراق، به دلیل اقدام غیرمسئولانه و غیرتخصصی یکی از نیروهای هوایی عراق، دچار آسیب شدید در ناحیه سینه و قلب و همانجا به لقاءالله پیوست. شهادت او نمونهای روشن از مظلومیت آزادگان و بیعدالتی دشمن در قبال اسیران ایرانی است. یاد و نام این شهید بزرگوار، سندی زنده از ایمان، صبر و پایداری در راه ولایت و اسلام است.
عابدین عابدی مقدم، جانباز ۷۰ درصد و از آزادگان سرافراز فتح خرمشهر، بهعنوان شاهد عینی این واقعه، روایتگر مظلومیت و شهادت همرزم خود در دوران اسارت است.
سختیهای طاقتفرسای اسارت؛ از محرومیت غذایی تا شکنجه جسمی»
عابدین درباره روزهای سخت اسارت توضیح میدهد: «روزهای اسارت برای ما چیزی جز رنج و محرومیت نبود. غذا به قدری کم و بیکیفیت بود که بسیاری از بچهها با نان خشک و آب آلوده روزگار میگذراندند. بهداشت وجود نداشت؛ بیماریهای پوستی و عفونی همهگیر شده بود و هیچ درمانی در کار نبود. هر روز با شکنجه و ضرب و شتم نگهبانان عراقی روبهرو میشدیم، اما ایمانمان را از دست ندادیم.
از همه سختتر، فشارهای روحی بود؛ دوری از خانواده، بیخبری از وطن، و تحقیرهای مداوم دشمن. آنها میخواستند روحیه ما را بشکنند، اما ما با یاد ولایت و دعاهای شبانه، دلهایمان را زنده نگه میداشتیم. حتی وقتی اجازه نماز جماعت نمیدادند، پنهانی دور هم جمع میشدیم و با اشک و دعا، امید را در دلها روشن میکردیم.
هیچگاه فراموش نمیکنم که در همان بیمارستان التموز نیروی هوایی عراق، وقتی یکی از همرزمان عزیزمان مظلومانه به شهادت رسید، همه ما فهمیدیم که دشمن حتی در درمان هم بیرحم است. با این حال، برخی پزشکان شیعه عراقی، در همان شرایط سخت، گاهی به ما کمک میکردند و این برایمان روزنهای از امید بود.
این سختیها جسم ما را فرسوده کرد، اما روحمان را قویتر ساخت. ما آزادگان آموختیم که حتی در بند دشمن، میتوان با ایمان و اخلاق، چراغ مقاومت را روشن نگاه داشت.»
در ادامه راوی از شهید علیرضا قریشی میگوید: «شهید علیرضا قریشی از همان روزهای نخست اسارت، الگویی از ایمان، صبر و اخلاق نیکو برای همه ما بود. او با روحیهای آرام، مهربان و متواضع، همواره تلاش میکرد دلهای خسته و رنجدیده آزادگان را آرام کند. هیچگاه شکایتی از سختیها بر زبان نمیآورد و با یاد ولایت و عشق به اهلبیت، به دیگران امید میبخشید. احترام به بزرگترها، دستگیری از همسنگران و دعاهای شبانهاش، او را به چهرهای محبوب و ماندگار در میان اسرا تبدیل کرده بود.
اما تقدیر الهی چنین رقم زد که در بیمارستان التموز عراق، به دلیل بیمسئولیتی و اقدام غیرتخصصی یکی از نیروهای هوایی عراق، سوزنی بزرگ به سینهاش فرو برده شد. این خطای مرگبار، اعصاب و قلب او را درگیر کرد و در همان لحظه، مظلومانه به شهادت رسید. شهادت او نه تنها نشانهای از مظلومیت آزادگان بود، بلکه سندی روشن از ایمان و پایداری انسانی است که حتی در اسارت، با اخلاق و معنویت خود چراغ امید را در دل دیگران روشن نگاه داشت. البته باید به این هم اشاره کنیم یاد ولایت و رهبری و امام (ره)، در دلها زنده بود. این باور که رهبرشان به یاد آنان است و برای آزادی و عزتشان دعا میکند، بزرگترین دلگرمی برای تمام اسرا بود.»
انتهای پیام/