گذری بر وصیت نامه شهید «نجف اللهیاری»:
بلند همتی تا شهادت
شهید «نجف اللهیاری» از شهدای دوران دفاع مقدس است. او با همت بلندی که داشت در راه امرار معاش و بعد از آن در راه دفاع از کشور تلاش کرد.
به گزارش نوید شاهد البرز؛ شهید «نجف اللهیاری» در سال 1345، در روستای اسمرود یكی از روستاهای توابع شهرستان خلخال متولد شد. بعد از گذراندن تحصیلات ابتدایی به اشتغال روی آورد و از اوان كودكی با سختیهای زندگی روبهرو شد.

در پانزده سالگی به جبهه های نور علیه ظلمت به كوه های سر به فلك كشیده كردستان برای مقابله با دشمن بعثی صهیونیستی رفت. در موقعی كه در جبهه به سر می برد پدرش را از دست داد و مشكلات زندگی اش صد چندان شد. بعد از آنكه خرج مادر و دو خواهر و دو برادر كوچكش را عهده دار شد به علت سن كم و ناآشنایی به فنون كشاورزی و همچنین نداشتن زمین زراعی مناسب مجبور به كار در تهران شد تا از این راه خرج خانواده اش را تأمین كند. مشكلات رفت و آمد از تهران به خلخال و برگشت او را وادار كرد كه خانواده اش را به تهران منتقل كند و با تلاش بی وقفه و مستمر توانست خانه نا تمام در روستای سلطان آباد بسازد. او با قرض زیاد توانست آن را سر و سامان دهد. او به دلیل اینكه زمان سربازیش فرا رسیده بود. به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و تعهد پنج سال سربازی در سپاه را داد و بعدها تقاضای استخدام دائمی كرد. به علت اینكه قبلاً آموزش دیده بود از همان ابتدای دوره پاسداریش در خط مقدم جبهه بود.
در تاریخ پانزدهم دیماه 1366، به مرخصی آمد و پرچمی نیز از منطقه با خودش آورده بود و روز قبل از برگشتن از مرخصی این پرچم را در بالای در خانه خود نصب كرد و گفت كه من دیدار آخرم است و با همه خداحافظی كرد و در روز 22 دی ماه 1366، از تهران به طرف جبهه ها به راه افتاد و سه روز بعد از بازگشت از مرخصی در عملیات بیت المقدس دو در شهر ماووت به لقاءالله پیوست.
انتهای پیام/

در پانزده سالگی به جبهه های نور علیه ظلمت به كوه های سر به فلك كشیده كردستان برای مقابله با دشمن بعثی صهیونیستی رفت. در موقعی كه در جبهه به سر می برد پدرش را از دست داد و مشكلات زندگی اش صد چندان شد. بعد از آنكه خرج مادر و دو خواهر و دو برادر كوچكش را عهده دار شد به علت سن كم و ناآشنایی به فنون كشاورزی و همچنین نداشتن زمین زراعی مناسب مجبور به كار در تهران شد تا از این راه خرج خانواده اش را تأمین كند. مشكلات رفت و آمد از تهران به خلخال و برگشت او را وادار كرد كه خانواده اش را به تهران منتقل كند و با تلاش بی وقفه و مستمر توانست خانه نا تمام در روستای سلطان آباد بسازد. او با قرض زیاد توانست آن را سر و سامان دهد. او به دلیل اینكه زمان سربازیش فرا رسیده بود. به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و تعهد پنج سال سربازی در سپاه را داد و بعدها تقاضای استخدام دائمی كرد. به علت اینكه قبلاً آموزش دیده بود از همان ابتدای دوره پاسداریش در خط مقدم جبهه بود.
در تاریخ پانزدهم دیماه 1366، به مرخصی آمد و پرچمی نیز از منطقه با خودش آورده بود و روز قبل از برگشتن از مرخصی این پرچم را در بالای در خانه خود نصب كرد و گفت كه من دیدار آخرم است و با همه خداحافظی كرد و در روز 22 دی ماه 1366، از تهران به طرف جبهه ها به راه افتاد و سه روز بعد از بازگشت از مرخصی در عملیات بیت المقدس دو در شهر ماووت به لقاءالله پیوست.
انتهای پیام/