خداوندا! حسینی ما را بمیران

به گزارش نوید شاهد کرمانشاه، شهید «وحید یدالهی» چهارم آذر ۱۳۴۷، در شهرستان کرمانشــاه دیده به جهان گشود. پدرش ابوالقاسم ومادرش آسیه نام داشت. دانشجوی دوره کارشناسی در رشته عمران بود. از سوی ســپاه در جبهه حضور یافت. ۲۱ مرداد ۱۳۶۶، در سردشت توســط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به شهادت رســید. مزارشهید والامقام در گلزار شهدای زادگاهش قرار دارد. برادرش سعید نیز شهید شده است.
وصیت نامه شهید
قلم به دست گرفتم تا اینکه چند سطری بنویسم، اما از فرط ناپاکی و سیاهی روح و روانم و تیرگی جسمم، قلم قادر به نوشتن نیست. نمیتوانم آنچه را که در درونم است بازگو نمایم. چگونه میتوان با کمال وقاحت انجام معاصی را عنوان کرد و نیز خود را مستحق عفو قلمداد نمود. آیا فرق من با مردان تقوا نیست؟ به درستی که در ذهن خود تصوری باطل از خود داشتهام، همینطور که قلم را به کاغذ میکشم تا بتوانم آنچه را که در درونم است عنوان کنم صورتم را یکپارچه عرق شرم فرا میگیرد و مجبورم برای راضی نمودن نفس الهی و لوامه به خود دلداری دهم.
آیا این منم که این گونه به خود آمدهام؟ آیا این منم که این گونه خود را باز یافته و شناختهام؟ آیا این منم که این گونه هدف خود را پیدا نمودهام و این گونه با قلبی شکسته نشسته و میخواهم اندکی نیز با معبود خود سر سخن را باز نمایم. اما چه سخنی؟ گوش فرا دادن به عرایض بنده سیه روی و عاصی و ناپاک. لیکن باز دلم به خود تسلی میدهد کهای بنده گنه کار و زشت خوی، خداوند رحمان و رحیم است و توبه بندگان گنهکار را حتی برای دهها بار مقبول رحمت خود قرار میدهد. به راستی که من کی هستم، آیا پس از تولد تاکنون چه کاری انجام دادهام که بتواند توشه راهی برای آخرت خود باشد. آیا توانستم به مثال مردان خدا، راه خدا را پیش گیرم و در پی درجات عالیه باشم؟ خیر. به خدا قسم من نه تنها نتوانستهام به این چنین درجهای برسم بلکه حرکت معکوس داشتهام. از من در گذر و مرا در خیل خوبان جای ده «آمین».ای خدا! از آن گناهان و معاصی که من به دست خود و با نیت و اراده خود مرتکب شده و از صراط مستقیم منحرف شدهام خون بی ارزشم را هر چند که تعلق به وجودت دارد و مولود اراده خود توست از من بپذیر. باشد که مورد قبول حضرتت قرار گیرد.
بارالها! به پیغمبری پیامبر دینت محمد مصطفی (ص) و به ذوالفقار علی (ع) و به پهلوی شکسته و قبر گمشده حضرت زهرا (س) و به عطشناکی لب تشنه و سر بریده سید الشهداء و به جدائی دستان ابوالفضل (ع) و به ریگهای تفت دیدهی صحرای کربلا؛ مصیبت وارده بر زینب کبری (س) و به حق معصومین و به چشمان خسته رزمندهای که به خاطر حراست از دینت لحظهای درنگ بخود راه نمیدهد و به یتیمی فرزندان شهدا و به لالههایی که از ریزش قطره خون هر شهید روئیده و به حق دل داغدیده مادران شهدا و اسیری فرزندان حسین، پدر همه ما را سید اولاد مصطفی را تا ظهور حضرتش نگهداری بفرما.
از تو میخواهم از گناهانم بطوری که شایسته است درگذری.ای خدایی که غفور و رحیمی! «یا رب ارحم ضعف بدنی»، «الهی و ربی من لی غیرک»، به آبروی حسین ما را حسینی بمیران.
انتهای پیام/