زینب اگر روایتگر نمیشد؛ دشمن روایت میساخت
به گزارش نوید شاهد البرز؛ روز وفات حضرت زینب(س)، فرصتی است برای تأمل در نقش زنانی که بعد از شهادت عزیزانشان ایستادند و اجازه ندادند راه و پیام شهدا در گذر زمان فراموش شود. در این یادداشت، از نگاه دبیر سایت نوید شاهد البرز، به زینبِ کربلا و زینبهای زمانه پرداختهایم؛ خواهرانی که روایت را با دل، ایمان و حافظه زنده نگه داشتهاند. خواندن این یادداشت، دعوتی است به دیدن حقیقت از زاویهی صبر، مسئولیت و روایت.
کربلا اگر در تاریخ نمانده بود، اگر خونِ سرخِ حسین(ع) در شنهای تفتیدهی نینوا دفن میشد، اگر فریاد مظلومیت در هیاهوی شمشیرها گم میشد، نه از کمبودنِ خون بود و نه از کوتاهیِ شهادت؛ از نبودِ «راوی» بود. و خدا خواست که بعد از برادر، زینب بماند؛ تا روایت، ادامهی شهادت شود.
حضرت زینب(س) فقط خواهر امام نبود؛ حافظ حقیقت بود. او مأموریت داشت آنچه در میدان جنگ با شمشیر رقم خورد، در میدان تاریخ با کلمه زنده نگه دارد. زینب، آغازگر سنتی شد که امروز آن را «روایتگری ایثار و شهادت» مینامیم؛ سنتی که قرنها بعد، در نگاه، صدا و صبوری خواهران شهدا تداوم یافت.
بعد از عاشورا، مسئولیت زینب سنگینتر از پیش شد. او نهتنها داغدارِ برادر، که امانتدار خون او بود. باید میایستاد، میگفت، افشا میکرد و اجازه نمیداد حقیقت تحریف شود. این ایستادن، آسان نبود. کسی که همه عزیزانش را از دست داده، اگر فریاد بزند، حق دارد؛ اگر سکوت کند، طبیعی است؛ اما زینب فراتر از داغ، مسئولیت را دید. او فهمید که شهادت، بیروایت، نیمهتمام است.
سالهاست که در جایگاه دبیر سایت نوید شاهد البرز، شاهد و ناظر روایتگری زنانی بودهام که بیآنکه نامشان در کتابها بیاید، ادامهدهندهی راه زینباند: خواهران شهدا. زنانی که بعد از برادر، ایستادند؛ نه برای دیدهشدن، بلکه برای دیدهماندن حقیقت.
روز وفات حضرت زینب(س)، تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ روز گرامیداشت خواهران شهداست. خواهرانی که پای خون و پیام شهدا ماندند. خواهرانی که فهمیدند شهادتِ برادر، پایان یک راه نیست، آغاز یک مسئولیت است.
در سالهایی که بهواسطهی شغلم با خواهران شهدا ارتباط نزدیک داشتم، با چشم خود دیدم که چگونه با دل و جان از برادرشان میگفتند. روایتهایشان، فقط خاطره نبود؛ سند بود. هر کلمهشان، دفاع از یک خط فکری، یک باور، یک میراث بود. دغدغهی مشترکشان، فراموششدن راه برادر بود؛ نه نامش، نه تصویرش، بلکه اندیشهاش، آرمانش و چراییِ رفتنش.
خواهران شهدا، همانهایی هستند که روزی، همبازی کودکانهی برادر بودند؛ با هم بزرگ شدند، خندیدند، رؤیا ساختند. همانهایی که وقتی برادر تصمیم رفتن گرفت، دلشان لرزید، اما مانع نشدند. او را به جبهه فرستادند، نه از سر بیدلی، که از عمق ایمان. و بعد، وقتی خبر آمد، همانها بودند که دست بر سنگ سرد مزار کشیدند و عهد بستند روایت را زنده نگه دارند.
سالها گذشته است، اما برای آنها زمان متوقف شده. هنوز با جزئیات از برادر میگویند؛ از خندههایش، از شوخیهایش، از آخرین نگاهش. یادگاریها را نگه داشتهاند؛ لباس، دستنوشته، پلاک، قرآن جیبی. اینها اشیای ساده نیستند؛ حافظهی یک ملتاند. هر یادگاری، یک روایت نانوشته است.
زینب(س) در کربلا، با همین منطق ایستاد. او میدانست اگر روایت نکند، دشمن روایت میسازد. اگر سکوت کند، حقیقت دفن میشود. پس در مجلس ابنزیاد و یزید، سخن گفت؛ نه از موضع ضعف، که از جایگاه قدرت معنوی. او نشان داد که زن، میتواند تاریخ را تغییر دهد؛ نه با شمشیر، که با آگاهی.
خواهران شهدا نیز همین کار را کردهاند. در خانهها، در مدارس، در محافل کوچک و بزرگ، روایت گفتهاند. بیادعا، بیتریبون رسمی، اما مؤثر. روایت آنها، تاریخ شفاهی انقلاب و دفاع مقدس است؛ تاریخی که اگر نوشته نشود، ناقص میماند.
بارها دیدهام خواهر شهیدی که هنگام روایت، بغض میکند، اما متوقف نمیشود. اشک میریزد، اما کلمه را زمین نمیگذارد. این همان «صبر زینبی» است؛ صبری که به سکوت ختم نمیشود، به روشنگری میانجامد.
زینب، بعد از برادر، وظیفه داشت پیام عاشورا را به شهرها ببرد. خواهران شهدا نیز، بعد از برادر، وظیفه داشتند پیام جبهه را به نسلها منتقل کنند. آنها پل ارتباطیاند میان گذشتهی پرخون و آیندهی پرمسئولیت.
در روزگاری که خطر فراموشی، تحریف و سطحیسازی ارزشها جدی است، نقش خواهران شهدا بیش از همیشه اهمیت دارد. آنها وجدان بیدار جامعهاند. هر بار که از دغدغهی فراموششدن راه برادر میگویند، در واقع هشدار میدهند که اگر روایت نماند، راه گم میشود.
حضرت زینب(س) به ما آموخت که عزاداری، بدون آگاهی، ناقص است. اشک، اگر به بصیرت نرسد، راهگشا نیست. او الگویی شد برای تمام زنانی که بعد از یک فقدان بزرگ، مسئولیتی بزرگتر را پذیرفتند.
امروز، وقتی به خواهران شهدا نگاه میکنم، زینب را میبینم؛ نه در قامت اسطورهای دوردست، بلکه در چهرهی زنانی عادی با مسئولیتی خطیر. زنانی که شاید خودشان را روایتگر ندانند، اما تاریخ، آنها را چنین خواهد شناخت.
یادداشت از نجمه اباذری