پدر یعنی قامتت خم شود، اما دلت استوار بماند
به گزارش نوید شاهد ایلام؛ پدر بودن، یعنی ستون بودن؛ یعنی قامتت خم شود، اما دلت استوار بماند. امروز که روز پدر است، من پدری هستم که سه فرزندم را در آتش بمباران جنگ تحمیلی از دست دادم. هنوز صدای خندههایشان در گوشم زنده است، هنوز بوی نفسهایشان در اتاق کوچک خانهمان میپیچد. اما جایشان خالیست، خالیتر از هر خالیای که میتوان تصور کرد. پدر بودن یعنی شبها بیصدا گریه کنی تا اشکهایت مبادا دل مادرشان را بلرزاند. یعنی صبحها با دلی شکسته، نان را بر سفره بگذاری و وانمود کنی که زندگی ادامه دارد. پدر بودن یعنی در دل خودت هزار بار فرو بریزی، اما در نگاه دیگران همچنان کوه بمانی.
نوید شاهد به مناسبت روز پدر و تولد حضرت علی (ع) به سراغ پدر شهید مجتبی، هاجر و شیرزاد دارابی رفته است که در ادامه مصاحبه با وی آمده است.
پدر بودن یعنی برای فرزندانت بجنگی
شریف دارابی پدر شهید هاجر، شیرزاد و مجتبی دارابی ضمن بزرگداشت نام و یاد شهدای ایران به ویژه شهید حاج قاسم سلیمانی در آغاز سخنانش گفت: گرامی میدارم این روز مهم و پربرکت به ویژه که با سالروز شهادت سردار دلها حاجقاسم سلیمانی تقارن یافته است. من سه فرزندم را در طی بمباران روستای ماربره در ۱۹ اسفند سال ۱۳۶۳ از دست دادم. همسرم مکیه زاهدی نیز مجروح شد. آن روز یکی از سختترین روزهای دنیا نه تنها برای من بلکه برای سایر خانوادههایی بود که قربانی زیادهخواهی و جنایت صدام ملعون شدند. دخترم هاجر سه ساله و مجتبی یک ساله بود که به شهادت رسیدند. خواهرم و دو فرزندش هم کنار آنها بودند و شهید شدند. روز پدر، برای من روزیست که به جای تبریک، با بغضی فروخورده مییگویم: پدر بودن، یعنی حتی وقتی فرزندانت در آغوشت نیستند، باز هم برایشان زندگی کنی، باز هم برایشان بجنگی، باز هم برایشان دعا کنی.
ماربره قتلگاه زنان و کودکان بیگناه بود
در طی بمباران روستای ماربره در ۱۹ اسفند ۱۳۶۳ تعداد زیادی از مردم شهید و مجروح شدند. این روستا که تعداد زیادی آواره جنگ تحمیلی در خود جای داده بود به قتلگاهی برای آنان تبدیل شد تا سندی باشد بر جنایت حزب بعث. دارابی در مورد آن حادثۀ دلخراش تعریف کرد: بمباران روستای ماربره در ۱۹ اسفند ۱۳۶۳ یکی از تلخترین جنایات جنگ تحمیلی بود؛ در این حمله هوایی، دهها زن و کودک بیگناه به شهادت رسیدند و روستا در آستانه نوروز به خاک و خون کشیده شد. در این روز، رژیم بعث عراق با استفاده از هواپیماهای میراژ فرانسوی و موشکهای اهدایی فرانسه، طی یک عملیات گسترده ۸ استان کشور را بمباران کرد. در ایلام، مردم بیگناه که برای در امان ماندن از حملات به درههای اطراف روستا پناه برده بودند، هدف مستقیم بمباران قرار گرفتند. بسیاری از خانوادهها بهطور کامل نابود شدند.
من شاهد شهادت بودم
دارابی ادامه داد: نزدیک ظهر بود که اولین موشک به تپهای مشرف به روستای ماربره اصابت کرد. چند دقیقه بعد دوباره موشک دیگری آمد و دود و ترکش همه آسمان را گرفت. وقتی به خود آمدم، اطرافم پر از پیکر شهدا بود که تکه تکه شده بودند. این حمله نمونهای آشکار از نقض حقوق بشر و قوانین بینالمللی بود، زیرا غیرنظامیان و کودکان هدف قرار گرفتند.
ماربره نماد مظلومیت مردم ایلام در دفاع مقدس است
هر ساله در سالگرد این واقعه، یادوارهای برای ۵۸ شهید روستا برگزار میشود که حدود ۳۰ نفر از آنان زیر ۱۰ سال سن داشتند. دارابی ضمن تأکید بربزرگداشت نام و یاد شهدا خاطرنشان کرد: این حادثه در کنار بمباران زمین فوتبال چوار، بهعنوان دو فاجعه بزرگ انسانی در ایلام در تاریخ دفاع مقدس ثبت شده است. بمباران ماربره تنها یک حمله نظامی نبود بلکه جنایتی علیه انسانیت بود که شادی نوروزی یک روستا را به ماتم بدل کرد. کودکان، زنان و مردان بیگناه قربانی سیاستهای جنگافروزانه شدند و این واقعه همچنان بهعنوان سندی از مظلومیت مردم ایلام و نقش مستقیم قدرتهای خارجی در جنگ تحمیلی باقی مانده است.
افتخار میکنم که پدر شهید هستم
پدر بودن یعنی دل بستن به آینده فرزند، یعنی دیدن فردا در چشمان او. اما وقتی فرزندت جانش را در راه وطن میدهد، پدر بودن معنای دیگری پیدا میکند؛ ترکیبی از داغ و افتخار. دارابی پدر داغدیده هاجر، شیرزاد و مجتبی ضمن اینکه پدر شهید بودن را افتخاری برای خود میداند بیان داشت: من پدری هستم که سه فرزندم را در راه دفاع از خاک و ایمان از دست دادهام. داغی که بر سینهام نشسته، سنگینتر از کوه است، اما در همان حال، غروری در دل دارم که هیچ چیز نمیتواند آن را خاموش کند. افتخار میکنم که پدر شهیدم؛ افتخار میکنم که فرزندم جانش را فدای آزادی و عزت مردمش کرد.
همسر جانبازم ستون و چراغ خانه بود
مکیه زاهدی مادر شهدای دارابی که خود از جانبازان این حادثه دلخراش بود بر اثر جراحات حاصل از مجروحیت در اردیبهشت ۱۴۰۱ به فرزندان شهیدش پیوست چرا که آرزوی وصال آنان را داشت. دارابی در این باره تصریح کرد: من در این مسیر سخت و جانکاه که پس از شهادت فرزندانم پیش رویم قرار گرفته بود، تنها نبودم. همسرم، ستون دیگری بود که بار خانه را بر دوش گرفت. او بود که اشکهایش را پنهان کرد تا دل من نلرزد. او بود که هر بار یاد فرزندمان را زنده نگه داشت، نه با گریه، بلکه با دعا و صبر. مادر شهید بودن یعنی قلبت هزار بار بشکند، اما باز هم با لبخند بگویی باید امید به زندگی داشت. من اگر پدر شهیدم، او مادر شهید بود؛ و حقیقت این است که بار شهادت را بیش از من بر دوش کشید. او با دستان خالی، با دلی پر از ایمان، چراغ خانه را روشن نگه داشت. هر بار که مردم به من میگویند «پدر شهید»، در دل میگویم: «اگر من پدر شهیدم، او مادر شهید بود؛ و مادر شهید بودن، یعنی ایستادن در برابر همه سختیها با قامتی استوار.» امروز، وقتی به عکس فرزندانم نگاه میکنم، اشک در چشمانم حلقه میزند، اما لبخندی هم بر لب دارم. چرا که میدانم خون آنها بیهوده نرفت و میدانم که همسرم، همچنان چراغ خانه را روشن نگه داشته است.
پدران شهدا، سمبل صبر و استقامت هستند
پدران شهدا سمبل صبر و فداکاری و ایثارند. مردانی که قامتشان زیر بار داغ خم شد، اما دلشان همچنان استوار ماند. درد دلشان، روایت بغضی است که سالها در سینه حبس کردهاند. دارابی معتقد است که هیچ چیز جای خالی فرزند را پر نمیکند و زخم دل پدر را التیام نمیبخشد. وی در ادامه تصریح کرد: بسیاری از پدران شهدا، شبها در غم هجران فرزندانشان بیصدا اشک میریزند. هر عکس، هر خاطره، هر لباس، برایشان یادآور روزهایی است که فرزندشان در کنارشان بود. آنان کمتر سخن میگویند، اما نگاهشان پر از حرفهای ناگفته است؛ حرفهایی از غربت، از مظلومیت، از بیمهریها. بزرگترین خواستهشان این است که نام و راه فرزندشان فراموش نشود. میخواهند نسل امروز بداند خون شهید برای چه ریخته شد؛ برای ایمان، آزادی و عزت. انتظار دارند جامعه با آنان و خانوادههایشان با احترام برخورد کند، نه از سر وظیفه، بلکه از سر عشق و باور.
وی افزود: ادامه دادن راه شهدا خواستۀ تمام پدران شهداست که دارابی در این باره تأکید کرد: پدران شهدا آرزو دارند جوانان امروز، راه شهیدان را ادامه دهند؛ با صداقت، با ایمان، با غیرت. خواستهشان این است که مادران شهدا تنها نمانند و فرزندان باقیمانده در سایه حمایت جامعه رشد و ترقی کنند. پدران شهدا، پدران همه هستند. درد دلشان، درد دل یک ملت است و خواستهشان، خواستهای انسانی و مقدس اینکه یاد شهیدان زنده بماند و راهشان ادامه پیدا کند که آن هم در قالب کارهای جهادی و فرهنگی امکانپذیر است.
کلام آخر
و در آخر پدر شهدای دارابی در سخنان خود با صدایی آرام، اما پر از اندوه و افتخار، از مردم خواست یاد فرزندش را تنها در قاب عکسها و مراسمها محدود نکنند. او تأکید کرد که: راه شهید، راهی برای پاسداشت ارزشهای انسانی و اخلاقی است؛ راهی که با همدلی، صداقت و خدمت به یکدیگر زنده میماند. او از مردم خواست در زندگی روزمره، با عمل به همان آرمانهایی که شهدای برایشان جان دادند، یادش را زنده نگه دارند؛ آرمانهایی، چون دفاع از حقیقت، یاری به نیازمندان و حفظ وحدت. به گفته او، بزرگترین هدیه به خانوادههای شهدا این است که جامعهای بسازیم که فرزندانمان در آن با آرامش و عزت زندگی کنند.
انتهای پیام/