شهادت، زیباترین هدیه الهی است؛ راهی که عاشقان خدا برمیگزینند
به گزارش نوید شاهد استان مرکزی، شهید داود صفدری فرزند محمدحسین، در نخستین روز از شهریورماه سال ۱۳۴۴ در روستای آشمسیان از توابع شهرستان خمین، در خانوادهای مذهبی و مؤمن چشم به جهان گشود. از همان کودکی در دامان خانوادهای دیندار تربیت یافت و در همان سالهای خردسالی نماز را فرا گرفت. او همواره همراه پدر در نماز جماعت شرکت میکرد و چنان با طمأنینه سوره حمد را میخواند که روحانی مسجد از ایمان و آرامش کودکانهاش شگفتزده شد.
تحصیلات خود را با جدیت آغاز کرد و پس از گذراندن دوره ابتدایی و راهنمایی تا سال سوم دبیرستان ادامه داد. اما در روزگاری که نسیم جهاد و ایثار در کشور وزیدن گرفته بود، دل داود هوای جبهه و سنگر کرد. با اصرار و عشق فراوان از پدر اجازه گرفت و به صف رزمندگان اسلام پیوست.
در کنار تحصیل، برای کمک به خانواده به کارهای ساختمانی و گچکاری میپرداخت و با وجود سختی کار، نمیخواست باری بر دوش خانواده باشد. سرانجام بهعنوان بسیجی گردان روحالله از لشکر ۱۷ علیبنابیطالب (ع) راهی جبهه شد.
حدود سه ماه در جبهه حضور داشت تا اینکه در هفتم اسفندماه سال ۱۳۶۲، در جریان عملیات خیبر و در منطقه طلائیه به شهادت رسید. پیکر مطهرش در همان منطقه مفقود شد و پس از سالها، در سیزدهم تیرماه ۱۳۷۶ تفحص و در گلزار شهدای خمین به خاک سپرده شد.
یکی از همرزمانش درباره ایشان میگوید:
«دستم تیر خورده بود و در تیررس دشمن ناله میکردم. کسی جرأت نزدیک شدن نداشت تا اینکه ناگهان داود را دیدم که به سویم میآمد. بچهها مانعش شدند، اما او نپذیرفت. وقتی رسید، پیراهنش را درآورد و دستم را بست. همان هنگام گلولهای به سینهاش نشست و فریاد "یا ابوالفضل"اش عاشقانهترین پاسخ به ندای شهادت بود.»
وصیتنامه شهید داود صفدری
بسمالله الرحمن الرحیم
«إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُم بُنیَانٌ مَرْصُوصٌ»
با سلام و درود فراوان به یاور مستضعفان جهان، امام خمینی کبیر.
شهادت هدیهای الهی است که نصیب بندگان خاص و مخلص خدا میشود. این راه و مرام اولیای خدا بوده و هست، و ما که پیروان آنانیم باید چنین مسیری را برگزینیم. این انتخاب تنها با عاشق شدن برای خدا ممکن است.
انسان باید راهی را بپیماید که سعادت او در آن نهفته است، و به خدا سوگند سعادت حقیقی جز در پیمودن خط خونین امام حسین (ع) یافت نمیشود؛ همان راهی که همه شهیدان انقلاب اسلامی برگزیدند. جهاد در راه خدا، گذشتن از علایق نفسانی و حسینی شدن است.
پدر و مادر عزیزم:
در شهادت من گریه نکنید. از اینکه فرزندتان توانست در راهی گام نهد که حسینبنعلی (ع) و یارانش پیمودند، خوشحال باشید. مادرم، چون کوه استوار باش و در این آزمایش الهی صبر و شکیبایی پیشه کن. بدان که من امانتی از سوی خدا نزد شما بودم، و چه بهتر که این امانت را در راه خدا بازگردانید تا روسفید باشید؛ زیرا انسان باید آنچه را بیش از همه دوست دارد در راه پروردگار تقدیم کند.
پدر و مادر مهربانم، شما در این سالها برای من زحمات بسیاری کشیدید. اگر نتوانستم جبران کنم، مرا ببخشید و از من رضایت دهید. از همه خویشان و دوستان نیز حلالیت میطلبم و امیدوارم اگر بدیای از من دیدهاند، به بزرگواری خود عفو کنند. باز هم تأکید میکنم: در شهادتم گریه نکنید، که همه از خدائیم و به سوی او بازمیگردیم.
چند کلام با برادران و دوستانم:
همواره پیرو خط امام باشید و از رهنمودهای او که، چون فرمانهای پیامبر (ص) است پیروی کنید. از روحانیت مبارز، که بالهای پرواز اماماند، حمایت نمایید. مساجد را خالی نگذارید؛ در نماز جماعت، جمعه و دعاها شرکت کنید.
جوانان عزیز، مبادا در غفلت بمانید. همچون علیاکبرها و قاسمها در راه اسلام بایستید و مرگ با عزت را بر زندگی ننگین ترجیح دهید. به سوی جبههها بشتابید که اسلام عزیز به یاری شما نیاز دارد. بدانید تنها راه سعادت، همین راه است؛ دنیا گذرگاه است، نه مقصد. به فکر آخرت باشید و دعا برای امام را فراموش نکنید.
خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدی، خمینی را نگهدار.
منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی