شهید «حاج شیخ ابوالحسن کریمی»؛ دادستان انقلاب استان گیلان در سجودی خونین

شنبه, ۱۶ فروردين ۱۴۰۴ ساعت ۰۹:۲۸
دادستان انقلاب استان سبز، آن روز، عهدش را با خدایش به سر برد و اذن ملاقات گرفت. اجر آنهمه مجاهدت و قاطعیت بر سر اجرای حکم خدا و اعدام محاربان مسلح و قاتلان مردم بیگناه، نمی توانست چیزی جز شهادت باشد. آنهم شهادتی در حالت سجده و غرق در خون... آن روز دادستان انقلابی، با انتقام منافقین، فدایی مردمی شد که همه عمرش را بر سر احقاق حق آنها گذاشته بود و از دوست و دشمن، بر سر همین قاطعیت، زخم خورده بود.

شهید «حاج شیخ ابوالحسن کریمی»؛ دادستان انقلاب استان گیلان در سجودی خونین

به گزارش خبرنگار نوید شاهد، غروب خونین سیزدهم فروردین 1365، روز رخصت گرفتن روح وارسته مجاهدی پاکباز برای رهایی از قفس تنگ تن و راه یافتن به جوار قرب معبود خویش بود. شهید «حاج شیخ ابوالحسن کریمی» دومین شهید خدمت استان گیلان پس از شهید انصاری استاندار این خطه است که همچون او قربانی قاطعیت انقلابی خود در برابر خط نفاق شد و توسط همانان نیز مظلومانه و در یک عملیات تروریستی به شهادت رسید. این مسئول متعهد و مکتبی و انقلابی، از عناصری بود که در خط مستقیم و اصیل امام، پیشتاز مقابله با جریانات منحرف مارکسیستی و منافق بود و شهامت و شجاعت او در اجرای حدود الهی و کیفر جنایات عوامل نفاق در استان، شاخص و زبانزد بود. همین قاطعیت و ثبات قدم و عدم نرمش و انعطاف او بر سر حکم خدا و حق مردم هم برایش چنان اجری را رقم زد: سجودی خونین بر محراب شهادت بدست خبیث ترین دشمنان خدا و خلق...  

در مسیر روشنگری و بینش اصیل انقلابی

ابوالحسن کریمی در سال 1327 در شهرستان لاهیجان متولد شد. او از اوایل كودكی بسیار فعال و پرتکاپو بود و در انجمن قرائت و احكام که به سرپرستی آیت‌الله حاج شیخ مهدی مهدوی، رئیس وقت حوزه­ علمیه­ لاهیجان، در مدرسه­ جامع تشكیل می‌شد، شرکت می‌نمود. ابوالحسن در نزد مرحوم استاد حاج حسین ایمانی به فراگیری تجوید قرآن پرداخت و كلاس چهارم و پنجم دبستان بود كه در آشنایی و بیان مسائل دینی و احكام عبادی سرآمد بود. در آن عصر اختناق و غیردینی پهلوی که سعی وافر در رواج ابتذال و بی‌قیدی بود، او با تمام وجود به انجام فعالیت‌های عقیدتی همت داشت. او در خانواده­ای مذهبی و معتقد به اسلام، پرورش یافت. پدرش کاسب و به شغل عطاری در لاهیجان مشغول به‌ کار بود، و به پارسایی، تقوا و نیک­نامی در شهر شهرت داشت.

در سال 1346 موفق به اخذ دیپلم ریاضی شد و در همان سال با موفقیت در کنکور سراسری به دانشگاه تهران راه یافت و در رشته اقتصاد به تحصیل مشغول شد و مبانی اقتصاد اسلامی را نزد اسلام شناسان بر جسته حوزه از جمله شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی فرا گرفت. شهید کریمی درسال 1350 به علت فعالیت علیه جشن‌های2500 ساله شاهنشاهی و پخش اعلامیه‌های حضرت امام خمینی(ره) بین دانشجویان در خوابگاه امیر آباد تهران دستگیر و زندانی شد اما این بار فرصتی برای وی بود که با چهره‌های برجسته‌ای مانند حجت الاسلام جعفری گیلانی و مرحوم آیت الله ربانی شیرازی آشنا شود و توان بیشتری برای ادامه مبارزه کسب کند. او در طول دوره تحصیلات دانشگاهی با شرکت در جلسات تفسیر قرآن مرحوم آیت الله سید محمود طالقانی درمسجد هدایت تهران کوشید تا رهتوشه‌های قرآنی خود را سرمایه تداوم مبارزه مکتبی و اعتقادی خود سازد. بعدها مدتی در مدرسه علمیه حقانی قم که دارای جایگاه خاصی در نشر مسایل انقلابی در حوزه بود و بزرگانی چون شهید صدوقی و شهید بهشتی سرپرستی آنجا را بر عهده داشتند به تدریس زبان انگلیسی پرداخت.

سرانجام در خرداد 1352 دوره­ چهارساله­ دانشگاه را در طول شش سال به علت مبارزات سیاسی و حبس‌های دانشجویی به پایان رسانید و در آبان ماه 1352 به خدمت سربازی رفت. دوره­ سربازی داستان مفصلی از مقاومت و پایداری‌ها و افشاگری‌های او را در قبال حکومت منحوس پهلوی در برداشت. کریمی در طول دوره­ سربازی در عصر خفقان شاهنشاهی حاضر به تراشیدن ریش خود نشد و در این راه بارها سختی، دشواری، سرزنش‌ها، تهدیدها، اهانت‌ها و حتی بازداشت را به جان خرید. در 1352/8/24 بعد از خاتمه خدمت سربازی به زادگاهش لاهیجان مراجعت كرد و به ‌صورت حق‌التدریس در دبیرستان‌های لاهیجان و آستانه ‌اشرفیه و بندر کیاشهر به معلمی مشغول شد.

کتابفروشی که مغازه‌اش پاتوق انقلابی‌ها بود!

یکی از اقدامات مهم کریمی در مبارزه علیه حکومت پهلوی در قبل از انقلاب اسلامی، تأسیس مؤسسه­ مطبوعاتی فتح بود. او از محل درآمد تدریس خصوصی و حق‌­التدریس در دبیرستان‌­ها و گرفتن قرض­‌الحسنه از صندوق قرض‌الحسنه­ جاوید تهران، در سال 1355 مؤسسه­ مطبوعاتی فتح لاهیجان را به‌ عنوان سنگری مقدم در تنویر فکری و اعتقادی نسل جوان تأسیس کرد و از این سنگر به مبارزه­‌ای دو­جانبه علیه ساواک و تحریکات عناصر مارکسیست و چپ‌گرا پرداخت.

سنگری كه به‌ مثابه­ چراغ انقلاب و سد راه مخالفین و معاندین خودنمایی نمود و در دوره­ شكوفایی انقلاب اسلامی به ‌عنوان مركز رفت ‌و آمد نیروهای انقلابی و پخش و توزیع جزوات و اعلامیه‌ها و نوارهای امام خمینی(ره) در منطقه عمل كرد. به همین علت ابوالحسن کریمی بارها مورد حملات ددمنشانه ساواك و حتی گروهك‌های ضدانقلاب پس از انقلاب قرار گرفت. مغازه کتاب­فروشی ابوالحسن کریمی به نام «الفتح» در مجاورت درب ورودی مدرسه علمیه مسجد جامع، اغلب کتاب های مذهبی داشت ولی به مقتضای هم­جواری با مدرسه کتاب­های درسی مقدمات حوزه را نیز می­فروخت. مؤسسه مطبوعاتی الفتح قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و در سال ۱۳۵۵ با تشویق و کمک آیت الله شهید دکتر بهشتی در جوار مسجد جامع لاهیجان تأسیس شد. کتاب‌فروشی فتح تقریباً پاتوق بچه‌ مذهبی‌های لاهیجان و گیلان به شمار می­رفت. البته یک نفر برای کریمی در این مغازه کار می­کرد تا ضمن کمک به او، در ایامی که وی در مغازه حضور نداشت آنجا را دایر نگهدارد. اما از سال ۱۳۶۴ش. به علت خانه­نشینی و گوشه­گیری، اغلب خود کریمی در مغازه حاضر می­شد.

این کتاب­فروشی در دوره قبل از انقلاب اسلامی به عنوان مرکز رفت­و­آمد نیروهای انقلابی و پخش و توزیع جزوات، اعلامیه‌ها و نوارهای امام خمینی (ره) در منطقه عمل می­کرد و به همین علت بارها مورد حملات ساواک و حتی گروهک‌های مخالف در بعد از پیروزی انقلاب اسلامی قرار گرفت و کوشیدند تا با تخریب و شکستن شیشه‌های آن از فعالیت­اش جلوگیری نمایند.

سازماندهی مبارزات انقلابی در استان گیلان

در اردیبهشت سال 1357 با اتهام رهبری مبارزات انقلابی در استان گیلان، دستگیر و در زندان رشت محبوس  و در آبان ماه همان سال بر اثر فشار مردم آزاد شد. او بارها در سخنرانی‌های قبل از انقلاب از حضرت امام به عنوان بزرگ مرجع عالیقدر شیعه یاد می‌کرد.

مطالعه و قرائت قرآن و نهج البلاغه و روایات و احادیث از برنامه‌های روز مره‌ او بود. در مدت اندکی به پشتوانه آگاهی‌های گسترده و عمیق خود از علوم عربی، منطق و فقه تا سطح رسایل و مکاسب در نزد اساتید علمیه قم به حدی رشد کرد که شگفتی آنان را برانگیخت . سید غلامرضا قانع­‌فر که از طرف شهید بهشتی مأمور پخش و توزیع اعلامیه در گیلان بود درباره­ ابوالحسن کریمی چنین می‌نویسد: «در فضای سخت و ملتهب گیلان، ما قبل از انقلاب هر زمان که اعلامیه­‌ها را به شهید کریمی می‌رسانیدم، او با آغوش باز پذیرا بودند و می­‌گفتند بازهم برسانید و بین افراد مختلف توزیع می‌­کردند. این در حالی بود که عده­‌ای بعد از گرفتن اعلامیه از ترس آنها را در آب می­‌ریختند.»

افشاگر خط انحراف و نفاق، در سنگر دادستانی انقلاب

در سال ۱۳۵۸ به پیشنهاد جمعی از نیروهای انقلابی لاهیجان، ابوالحسن کریمی به ‌عنوان فرماندار لاهیجان به استانداری گیلان معرفی شد، و در اسفند همان سال با تقاضا و پیشنهاد شهید علی انصاری (۱۳۲۳- ۱۳۶۰ش.) استاندار وقت گیلان و تعدادی از مسئولین ارگان‌های انقلابی، با حفظ سمت از سوی آیت­الله شیخ علی قدوسی به سمت دادستان کل انقلاب استان گیلان انتخاب شد. او همچنین کاندیدای حزب جمهوری اسلامی در انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی از حوزه شهرستان لاهیجان (لاهیجان، سیاهکل، آستانه اشرفیه و کیاشهر) بود.

ابوالحسن کریمی بیشتر به سخنرانی های پُرشور و انقلابی خود شناخته می­شد. در مجالس سخنرانی­اش در مساجد رشت مثل مسجد باقرآباد محله در پُل بوسار، پیوسته انبوهی از جوانان مذهبی حضور داشتند. او همیشه سعی در افشای عوامل نفوذی کمونیست­ها و سازمان مجاهدین خلق داشت و به همین خاطر خار چشم معاندین نظام و گروهک­ها بود. کریمی مقتدای جوانان و نوجوانان حزب­اللهی استان گیلان به ویژه شهر رشت در طول سال های پُر التهاب ۱۳۵۸- ۱۳۶۳ شمرده می­شد.

مخالفان دوران ابوالحسن کریمی دو دسته بودند: گروهی مثل مارکسیست ها و سازمان مجاهدین خلق که شدیداً با او تعارض عقیدتی و فکری داشتند و دسته­ای دیگر به ظاهر متشرع و موافق بودند که چشم دیدنش را نداشتند و در خفا و حتّی علنی بر علیه وی دسیسه چینی می­کردند، و در نهایت همین گروه دوم باعث عزل او از منصب دادستانی کل استان گیلان و خانه نشینی­اش شدند.

شهید «حاج شیخ ابوالحسن کریمی»؛ دادستان انقلاب استان گیلان در سجودی خونین

مادر! فرماندار، خودم هستم بگو چکار داری؟!

اینقدر ساده پوش و ساده زیست و متواضع و مردمی بود که هیچ‌کس باورش نمی‌شد فرماندار لاهیجان است. هیچ تجمل و تکلفی در رفتارش نبود. یکبار در راهروی فرمانداری، پیرزنی از او سراغ اتاق فرماندار را گرفت؛ کریمی با مهربانی به او گفت: «مادرجان! من خودم فرماندار هستم، بگو ببینم چه کاری داری؟»

اما پیرزن باور نداشت، در ذهن او همان تجملات فرمانداران رژیم سابق همچنان نقش بسته بود، به همین علت به او گفت:«پسرجان! شوخی نکن. بگو اتاق فرماندار کجاست؟!»

سوابق سوءقصد به شهید توسط منافقین

در روز پنج‌شنبه ۱ مرداد ۱۳۶۰ شهادت علی امیرالمومنین (ع) (۲۱ رمضان المبارک ۱۴۰۱ق) که شهید ابوالحسن کریمی، دادستان انقلاب گیلان، نیز در این افطار دعوت کرده بودند و حتی پذیرفته بود که شرکت کند، ولی در آخرین لحظات پیش از افطار، به خاطر به وجود آمدن یک مشکل، راهی لاهیجان شد و کار خدا بود که در این جنایت تروریستی حاضر نبود. غلام اصلاحکار و زکریاپور دو تن عاملان فاجعه افطار خونین در لباس پاسدار و بسیجی و دوست صمیمی این جوانان حاضر شده و به نفوذ در سپاه و بسیج پرداخته و مورد اعتماد نیروهای انقلابی قرار داشت. زکریاپور، عضو رسمی سپاه رشت بود و پشتیبانی ترور را به عهده داشت و وسایل را آورده بود و به عامل ترور یعنی غلام اصلاحکار هم، در بسیجی و نیروی مردمی نفوذ کرده و شخصا ترور را علیه دوستانش انجام داد. زکریاپور بعد از ترور هم شناسایی نشد و همچنان در سپاه حضور می یافت تا با اعتراف یکی از نیروهای بریده این سازمان، شناسایی و دستگیر شد. غلام اصلاحکار سفاک، اما فرار کرد و در چند عملیات تروریستی دیگر منافقین در رشت هم شرکت نمود و عده ای از نیروهای انقلابی را به شهادت رساند. او بعد از مدتی، دستگیر شد و با پیگیری مدادم دادستان انقلاب اسلامی گیلان، شهید ابوالحسن کریمی، محاکمه و اعدام شد.

در روز قدس، تعدادی از مردم و نیروهای انقلابی در سحرگاه روز جمعه ۹ مرداد ۱۳۶۰ش مطابق با ۲۹ رمضان المبارک ۱۴۰۱ق، در پایگاه بسیج روستای لفمجان، از توابع شهر لاهیجان در حال نصب پرده های روز قدس بودند که به دست عوامل سازمان تروریستی منافقین، ترور شده و به شهادت رسیدند. ارتباط شهید ابوالحسن کریمی دادستان انقلاب گیلان، با این پایگاه بسیج پررنگ بود و شهید کریمی به کرات در این پایگاه و روستا حضور یافته و سخنرانی داشته است، از جمله شب قبل از شهادت هم خود شهید در آنجا حضور یافته بود. پنجشنبه غروب، شهید ابوالحسن کریمی در آن مسجد دعای کمیل خواند و سخنرانی کرد و بعد رفت. بعد بچه ها مشغول تدارک کارهای روز قدس شدند و تا نزدیک سحرگاهان طول کشید. نزدیک سحر، منافقین به آنجا هجوم میبرند و درِ پایگاه را میبندند و با محاصره پایگاه، به شکل تکان دهنده ای با سلاح و قمه و ساطور، اعضا را به شهادت میرسانند. آن موقع یک نفر از اعضای پایگاه که نفوذی منافقین بود، اسلحه بچه ها را گرفته و بعد منافقین حمله میکنند، پنج نفر شهید شده و ۶ نفر مجروح، گشتند. پنج شهید این واقعه: ۱٫ محمد بختیاری بخت آزمایی، شغل: کارمند فرمانداری، سن: ۲۵ سال. ۲٫ محمد شاداب، معلم، ۲۴ ساله. ۳٫ اسماعیل صادقی لاحشری، کارگر، ۲۰ ساله. ۴٫ عزیز غلامی، کارگر، ۱۷ ساله. ۵٫ علیرضا فتحی دخت، دانش آموز بسیجی در حال تحصیل متوسطه، ۱۷ ساله.

سردار حزب الله گیلان در سجده خونین شهادت

به‌دلیل اختلاف فکری که در مسئله محاکمه افراد محارب، بین برخی از مسئولان استان و شهید کریمی وجود داشت، اقدام در مسیر امنیت مردم برای شهید کریمی با مشکلات و سختی همراه بود ولی او موفق گردید که با زیرکی خاصی که داشت، جلوی گسترش فعالیتهای تروریستی را در گیلان بگیرد و خانه های تیمی منافقین و انبار سلاح‌های آنان، یکی بعد از دیگری به دست نیروهای انقلابی، شناسایی و متلاشی شد و امنیت را به استان برگرداند.

شهید کریمی چند سال بعد زمانی که دیگر هیچ مسئولیتی نداشت و مشغول تکمیل تحصیلات حوزوی و احراز مقام اجتهاد در تردد بین حوزه علمیه قم و زادگاه خود بود، به دست منافقین که عقده‌های دیرینی از او داشتند، در فروردین ۱۳۶۵ به شهادت رساندند و منافقین در مجله شورا، با افتخار از این اقدام خودشان یاد کردند: «ررزمندگان مجاهد خلق طی یک تهاجم انقلابی، ابوالحسن کریمی، فرماندار لاهیجان و دادستان ضد انقلاب سابق استان گیلان و یکی از مهمترین مهره های سرکوب و جنایت خمینی در این استان را به هلاکت رساندند.»

آری، سرانجام دادستان انقلابی استان گیلان، در غروب سیزدهم فروردین ماه سال 1365 در مقابل بازار روز شهرستان لاهیجان و در کنار مسجد تکیه بر لاهیجان در سن 38 سالگی به دست منافقین کوردل مورد تهاجم مسلحانه قرار گرفت. اصابت گلوله‌های پی‌در‌پی به گلو و بازو و سر ابوالحسن او را به سجده انداخت و ابوالحسن پس از رشادت های فراوان با فریاد الله‌اکبر و در حالت سجده و غرق در خون، به دیدار محبوب خویش شتافت.

شهید «حاج شیخ ابوالحسن کریمی»؛ دادستان انقلاب استان گیلان در سجودی خونین

قرار است ما محو شویم تا ارزش ها بماند...

و فرازی از وصیت دادستان شهید: «تثبیت و تعمیق ارزشهای انسان ساز اسلام در جمهوری اسلامی شدیداً به وجود و حضور علمای عالم و صالح در خط امام نیازمند است. خدایا چنان کن، که حرف مرا بفهمند. خدایا چنان کن که به جای آن که دشمنی کنند، احساس دوستی نمایند، و از ما آیینه بگیرند و فریادهای ما را به عنوان هشدار و تذکر دریابند.

قرار نیست که ما بمانیم و ارزش‌ها محو شود؛ قرار است ما محو شویم و ارزش‌ها بماند...»

انتهای گزارش/

برچسب ها
استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
پرطرفدارها