خاطره خودنوشت شهید ماه مبارک رمضان؛ قسمت پانزدهم

شهادت پس از احیای شب های قدر و آخرین دست‌نوشت

شهيد «حمزه قربان» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «شب جهت احيا و شب زنده‌داری به مسجد مقر رفتم دعای جوشن کبير خوانده شده و بعضی دعاهای ديگر و نماز شب، دعای ابوحمزه خوانده شد...» متن کامل خاطره پانزدهم این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.

خاطره خودنوشت شهید «حمزه قربان» قسمت 15/ آخرین خاطره شهید قبل از شهادت

به گزارش نوید شاهد فارس، شهيد «حمزه قربان» یکم خرداد سال 1344 در دهرم شهرستان فراشبند ديده به جهان گشود. او کودکی تیزهوش بود از این رو در سن 5 سالگی به مدرسه رفت و در تمام دوران ابتدایی رتبه اول را کسب کرد. وی برای ادامه تحصيل به فيروزآباد رفت. حمزه با اوج گرفتن انقلاب اسلامی فعاليت‌های چشم گيری در به ثمر رسيدن انقلاب انجام داد. سال 1358 در دبيرستان قاموس فيروزآباد در رشته اقتصاد مشغول تحصيل شد. در ایام جنگ تحمیلی به جبهه رفت. وی سرانجام 23 تیر سال 1361 برابر با 22 ماه مبارک رمضان و در عمليات رمضان در شلمچه به شهادت رسيد. پیکر پاکش در گلزار شهدای دهرم به خاک سپرده شد.

خاطره خودنوشت شهید حمزه قربان «قسمت پانزدهم»:

روز هفدهم تیرماه 1361 پيش از ظهر برای آموزش مين جمع شديم و چند نوع مين را آموزش دادند. بعد از ظهر برادر رحمانيان فرمانده گردان صحبت کرد و بعد يک روحانی آيه 110 از سوره توبه را تفسير کرد و بعد از آن مراسم نماز و دعای کميل برگزار شد و اکنون در چادر به صورت آماده باش در حالی که کفش به پا کرده‌ايم و می‌خواهيم بخوابيم، هستيم.

شب هجدهم تیرماه 1361 ساعت 12 برپا دادند و برای رزم شبانه بيرون رفتيم؛ در چهار صف منظم بيرون رفتيم و حدود 15 کيلومتر پياده روی و دو داشتيم؛ ساعت 3 برگشتيم، نيم ساعت صبر کرديم ساعت 3:30 نماز صبح خوانده و خوابيديم تا ساعت 8 صبح.


روز بیستم تیرماه 1361 سرم را اصلاح کردم. شب جهت احيا و شب زنده‌داری به مسجد مقر رفتم دعای جوشن کبير خوانده شده و بعضی دعاهای ديگر و نماز شب، دعای ابوحمزه خوانده شد. ساعت 3:30 نماز صبح خوانديم و خوابيديم با ياد حضرت علی(علیه السلام) و اندوه جهت شهادت علی علیه السلام.

انتهای متن/

برچسب ها
استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
پرطرفدارها