شهیدی که شهادت را شیرینتر از دامادی میدانست
به گزارش نوید شاهد استان مرکزی، قاسم در تاریخ هشتم تیرماه سال ۱۳۴۰ در روستای ورآباد خمین چشم به جهان گشود. او تا کلاس پنجم ابتدایی در این روستا مشغول به تحصیل بود، اما به دلیل فقر خانوادگی و مشکلات زندگی، ادامه تحصیل نداد. با داشتن پدری پیر و زحمتکش، قاسم از همان نوجوانی کارگری را آغاز کرد تا بتواند کمکخرج خانواده باشد.
در اوایل انقلاب، او از همه چیز دست کشید؛ روزها در تظاهرات شرکت میکرد و شبها برای تأمین امنیت روستا به نگهبانی میپرداخت. ما همیشه نگرانش بودیم. وقتی به او میگفتم که مراقب خودش باشد، پاسخ میداد:
«پدرم، مادر زحمتکشم! اگر قرار باشد من بمیرم، افتخار میکنم که در راه حق و عدالت و به عنوان سربازی راستین برای آیتالله خمینی جانم را فدا کنم. مادر! میدانم که این حرفها تو را ناراحت میکند، اما من شهادت را در خواب دیدهام. من خود را در لباس سربازی امام خمینی دیدم و این افتخار را یافتم که به شهادت برسم. مادر، برای من ناراحت نباش، که شهادت در راه خمینی برایم شیرینتر از لباس دامادی است.»
مدت زیادی نگذشت که به خدمت سربازی رفت. در اردیبهشتماه سال ۱۳۵۹ به سربازی فراخوانده شد و پس از گذراندن دوره آموزشی دوماهه، برای ادامه خدمت به لشکر ۸۴ خرمآباد معرفی شد. با آغاز جنگ تحمیلی، برای دفاع از کشور در برابر تجاوز رژیم بعثی عراق، همراه با لشکر خود به منطقه ایلام اعزام شد.
چندین ماه در خط مقدم جبهه حضور داشت و بهعنوان تکتیرانداز در نبردها شرکت کرد. سرانجام، در پانزدهم بهمنماه سال ۱۳۵۹، هنگام درگیری با دشمن در منطقه دهلران، به شهادت رسید.
پیکر مطهر این شهید والامقام در زادگاهش به خاک سپرده شد.
منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی