با بصیرت در راه خدا قدم نهادهام
به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید عباس کردانی (کردونی) فرزند جمعه (صالح) در 20 اسفند سال 1358 در اهواز دیده به جهان گشود. وی پس از حمله تکفیریها به سوریه برای دفاع از حرم حضرت زینب کبری (س) و حضرت رقیه (س) به این کشور رفت و در تاریخ 19 بهمن سال 1394 در شهرهای شیعه نشین نبل و الزهرا به فیض شهادت نائل شد. پیکر مطهرش در گلزار شهدای اهواز به خاک سپرده شده است.
فرازی از وصیتنامه شهید عباس کردانی؛
بسم الله الرحمن الرحیم
«ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون»
مپندارید آن کسانی را که در راه خدا کشته شده اند مردگانند بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی میخورند.
آنکه را ادعای خدائی میکند/ باید کاری درخُورِ این مدعا کند
قال رسول الله(ص): هر کس صدای فریاد خواهی مظلومی را بشنود و به یاری او نشتابد، مسلمان نیست.
قرآن کتاب آسمانی و کلام خدای تبارک و تعالی میباشد
پس از اقرار به وحدانیت خدای تبارک و تعالی و شهادت به کلمه لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله و اینکه قرآن کتاب آسمانی و کلام خدای تبارک و تعالی میباشد شهادت میدهم فاطمهالزهرا(س)، بنت رسول الله(ص)، صدیقه الله الکبری و حجت الله الاکبر علی الائمه(ع) میباشد.
و پس از آن شهادت میدهم علی ابن ابیطالب امیر المومنین(ع) و حجت خداوند وصی رسول الله(ص) میباشد و پس از آن حسن بن علی(ع) و حسین بن علی(ع) و علی بن الحسین(ع)و محمد بن علی(ع) و جعفر بن محمد(ع) و موسی ابن جعفر(ع) و علی ابن موسی(ع) و محمد بن علی(ع) و علی بن محمد(ع) و الحسن بن علی(ع) و الحجته بن الحسن(ع) قائم المنتظر(عج) اوصیاء و حجت خداوند تبارک و تعالی بر من و همه ی خلائق خداوند تبارک و تعالی هستند.
با بصیرت در راه خدا قدم گذاشته ام
اما بعد از اقرار به وحدانیت خداوند یکتا و نبوت رسول الله و وصایای ائمه اطهار(ع) با بصیرت در راه خدا قدم نهادم و برای خدا از سرزمینم هجرت نمودم تا جهاد در راه خدای تبارک و تعالی را به جای بیاورم و به فریاد خواهی مظلومان بشتابم و به ندای حسین زمانم امام خامنه ای لبیک گفته باشم.
از خدا خواسته ام همچون سیدالشهداء و یارانش آنچه توان دارم به کار برم و قطعه قطعه شهید شوم و اگر شهادتم همراه با اسارت باشد چه بهتر که نشانی از عمه سادات زینب کبری(س) به یادگار داشته باشم.
از خداوند می خواهم جنازه ام باز نگردد
پلاکم را همراه خود نمیبرم از خداوند میخواهم جنازهای از حقیر بازنگردد و همچون حضرت زهرا(س) بی قبر و نشان باشم و امیدوارم کسی برای به وطن بازگرداندن جنازه ام به وطن، تلاشی نکند.
اگر هم سفارش ائمه(ع) برای نوشتن وصیت نبود قطعا وصیتی نمینوشتم اما به دوستان، برادران و خانوادهام سفارش میکنم آنانکه از روی بی بصیرتی و دنیا خواهی سخن گزاف میگویند و ولایت مقام معظم رهبری امام خامنه ایی را قبول ندارند و شهادت مدافعان حرم این امت حزب الله را زیرسوال می برند در تشییع(اگرجنازه ایی بود) و تدفین و یا مراسمات ختم حضور پیدا نکنند و همینطور میخواهم برایم گریه نکنند.
خواهرانم با حجابتان الگوی فاطمی باشید
از خواهرانم میخواهم با حجابشان، اخلاق و رفتارشان الگوی فاطمی باشند برای دیگران، و از پدرم میخواهم در فراقم صبر کند.
با لباس رزم دفنم کنید
از دوستانم میخواهم در مراسمات مرا یاد کنند و قطعا در انتظار آنها خواهم ماند و اگر جنازهای داشتم قطعا غسل و کفنم نکنید، با لباس رزم دفنم کنید و مجدداً میگویم اگر پس از اسارت شهید شدم جنازهام را مبادله نکنید.
این وصیت برای آنهایی که به حقیر ارادت داشتهاند نوشتهام.