روایتی شنیدنی از جانباز کرمانشاهی «فریدون سهرابی»

انگشت پاهایم یکی یکی روی زمین می‌افتاد

جانباز کرمانشاهی «فریدون سهرابی» می‌گوید: سال 1363 عضو بسیج شدم و سال 65 به خدمت سربازی اعزام شدم. در پایگاه محل خدمت مشغول گشت زنی بودم و نمی دانستم دور تا دور پایگاه را مین کار گذاشتند در همین حین روی مین رفتم و یکی از پاهایم قطع شد و یکی یکی انگشتهایم روی زمین می افتادند.

به گزارش نوید شاهد کرمانشاه، جانباز کرمانشاهی «فریدون سهرابی» می گوید: سال 1363 عضو بسیج شدم و سال 65 به خدمت سربازی اعزام شدم. در پایگاه محل خدمت مشغول گشت زنی بودم و نمی‌دانستم دور تا دور پایگاه را مین کار گذاشتند در همین حین روی مین رفتم و یکی از پاهایم قطع شد و یکی یکی انگشتهایم روی زمین می افتادند.

انگشت های یکی از پاهایم یکی یکی روی زمین می افتادند

انتهای پیام/

استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
پرطرفدارها