آخرین اخبار:
کد خبر : ۴۶۲۰۳۰
۱۷:۱۴

۱۳۹۸/۰۵/۲۷
خاطره

آخرین دیدار/ زندگینامه وخاطراتی از کارمند شهید احمد محمدی سرواله

گفتم مگر عروسی می روی؟ گفت: کسی که پیش خدای خودش می رود، باید تمیز و آراسته باشد.


نوید شاهد کردستان:

شهید معظم: احمد محمدی سرواله

فرزند: حبیب الله

ولادت:8/9/1338

محل ولادت: بغداد عراق

شغل: راننده مسکن وشهرسازی

تاریخ شهادت: 12/5/1366

محل شهادت: محور سقز-بانه

نحوه شهادت:کمین ضدانقلاب و اصابت گلوله و سوختگی شدید

محل دفن: بهشت محمدی سنندج


پدر ومادرش حبیب اله و حیات نام داشتند. زمانی که پدرش برای یافتن کار به بغداد رفته و سکونت کرده بود، در این شهر بدنیا آمد. پس از طی دوران کودکی ورسیدن به سن تحصیل ، در دبستان ثبت نام شد.احمد موفق شد دوران تحصیلات ابتدایی نظام قدیم را گذرانده و وارد دبیرستان شود تا کلاس سوم متوسطه درس خواندو از آن پس ترک تحصیل کردتاباکار کردن،قسمتی از مخارج خانواده راتامین کند .

پس ازپیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ، به عنوان راننده به استخدام اداره راه و شهرستازی سنندج درآمد.

احمد نه تنها خود را در برابر انجام فرائض و واجبات دینی و همچنین وفاداری به نظام مقدس اسلامی متعهد می دید و برای خدمت کردن به عضویت بسیج ادارات درآمده بود ، بلکه یکی از بهترین و ماهرترین راننده های اداره شناخته شد. سرانجام در حین انجام ماموریتی اداری و درجریان کمین گذاشتن ضدانقلاب و اصابت گلوله به مقام والای شهادت رسید. .

آخرین دیدار

در آن سالها هیچ جای کردستان امنیت نداشت .هر روز درگیری بود. همسرم عضو بسیج ادارات و راننده مسکن وشهرسازی بود و به ماموریتی رفت. روزی که می خواست اعزام شود گفت: ناهار را بیاور که این آخرین ناهار من است. شوخی می کرد و می خندید. بعدهم شیک ترین لباس هایش را پوشید. گفتم مگر عروسی می روی؟ گفت: کسی که پیش خدای خودش می رود، باید تمیز و آراسته باشد. من گریه ام گرفت وگفتم شما را بخدا از این حرفها نزن. چرا ناراحتمان می کنی؟ گفت: بخدا شوخی نمی کنم . دلم می خواهد صبور باشی و ... من با گذشت اینهمه سال نفهمیدم چرا با اطمیان به پیشواز شهادت می رفت؟ آیا قبلاً به او الهام شده بود؟ خدا خودش می داند.

از خاطرات خانم حمیده محمدی – همسر شهید



گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه