
نوید شاهد کرمان، "در روستا یک شرکت تعاونی دایر شده بود که اقلام ضروری مردم مانند: قند و روغن و ... را می آورد و در اختیارشان می گذاشت، اکبر در این زمینه ها همکاری می کرد.
یک روز از او خواستند جهت توزیع روغن ، به شرکت برود. هنگام ظهر به خانه آمد، ناراحتی در تمام وجودش موج می زد. به او گفتم: «چه شده؟ چرا ناراحتی؟»
گفت:«بابا ! من بعداز ظهر به شرکت نمی روم.» با تعجب گفتم:«چرا؟! خودت بهتر از من می دانی که کمک کردن به دیگران ثواب دارد.»
با جدیت گفت:«تا فلانی دست از اخلاق بدش بر ندارد، من نمی روم.» با اصرار گفتم:«نمی خواهی بگویی چه اتفاقی افتاده؟»
گفت:«در حال توزیع روغن بودیم، مردم توی صف ایستاده بودند، یکی یکی جلو می آمدند و سهمیه شان را می گرفتند. نوبت به یکی از اهالی که وضع مالی خوبی نداشت، رسید.
ظرفی برای گرفتن روغن با خودش نیاورده بود.» فلانی به آن بنده ی خدا گفت:«برو ظرفی بیاور تا به تو روغن بدهم.
در همین حین، به یک نفر که از لحاظ مالی وضع خوبی داشت و ظرفی با خودش نیاورده بود، یک حلب خالی روغن به عنوان ظرف داد.» اکبر از تبعیض، بیزار بود.
راوی: پدر شهید
منبع: ره یافتگان کوی یار
شهيد اكبر آبرين/ پانزدهم دی 1342 در زرند و در يك خانواده مذهبي و مستضعف به دنيا آمد.
وی تا سوم راهنمايي درس را ادامه داد و بعد به قم رفته تا درس حوزوی را فرا گیرد. ايشان در اوقات فراغت به كار كشاورزي مي پرداخت و در ضمن درس مي خواند و مطالعه مي كرد. شهید آبرین در 28 آبان 1358 و در مسجد خرمشهر به شهادت رسید.
پیکر مطهرش در روز عاشورای حسینی سال ۵۹ تشیع و به خاک سپرده شد و ایشان اولین شهید روحانی و اولین شهید منطقه بهشت وحدت زرند هستند.