سروده ای از عارفه دهقانی برای شهید مهدی باکری


پس از برادر خود، دیگر او نبود آرام!
که مجلس همه عمرش تمام گشته... تمام
شبیهِ هرچه که عاشق، روانه شد مشهد
گرفته اذِنِ خروج و دلش شده آرام
دقیق تا دم پرواز، پانزده روز است
مجوّز سفر او، شده دعای امام
همیشه بود لبش، گرم ذکر «یا رب... » ، چون
نخورده هرگز از آن، لقمه های داغِ حرام
و شسته دست از این زندگیِ زندانی
قدم قدم شده آزاد! و مست جام به جام
دوباره صحبتی از دجله شد... که در آغوش
گرفته پیکر او را... گرفته از او کام
به یاد کودکِ شِش ماهه، خون او پاچید
و ریخت قطره به دریا... به جرم عشقِ امام

سروده ای از عارفه دهقانی
منبع: ماهنامه شاهد یاران شماره 117

استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
پرطرفدارها