آخرین اخبار:
کد خبر : ۳۵۱۵۷
۲۲:۰۶

۱۳۸۶/۰۱/۰۷

نقش رسانه ها در گسترش فرهنگ ايثار و شهادت

انسان موجودي هدفدار و آرمان گرا است. «هدفداري»، مقدمه «آرمانگرايي» است. اسطوره ها بخش اعظمي از آرمانهاي بشريت را تشكيل مي دهند. اسطوره ها تمايلات عميق و در عين حال دامنه دار و گستره اي از آرمانها مي باشند كه تمام افراد جامعه را در برگرفته اند. معمولاً اسطوره ها حاوي عنصري مذهبي و معنوي بوده و در باور انسان جاي دارند. مؤلفه هاي فرهنگ و ايثار از نگاهي ديگر در مفهوم اسطوره جاي مي گيرند. ايثارگري و شهادت طلبي جز به دست قهرماناني كه داراي تقدس مي باشند تحقق نمي پذيرد. مفاهيمي چون ايثار و شهادت بر اثر تكرار و يا با برگزاري آيين هايي خاص و اقعيت يافته و بر اثر تداوم انتشار، جامعه و فرهنگ را از جمود بيرون مي آورند. شخصيت ها و الگوهاي اسطوره پردازي شده در رسانه ها مي تواند خواننده، شنونده و بيننده را به كسب حيطه رفتار يا شناختي جديد تحريك و به نوعي احساس بزرگي و ارزش ذاتي و انساني نزديك كند. ما داراي پيشينه تاريخي و اسلامي بس غني و سرشار از قهرمانان والگوهاي ايثارگري مي باشيم. قهرمانان هر كيش و مسلك و مذهبي، ايثارگران آن تلقي مي شوند.ما بر انيم كه نقش رسانه ها در گسترش فرهنگ ايثار و شهادت را جستجو كنيم.



انسان موجودي هدفدار و آرمان گرا است. «هدفداري»، مقدمه «آرمانگرايي» است. اسطوره ها بخش اعظمي از آرمانهاي بشريت را تشكيل مي دهند. اسطوره ها تمايلات عميق و در عين حال دامنه دار و گستره اي از آرمانها مي باشند كه تمام افراد جامعه را در برگرفته اند. معمولاً اسطوره ها حاوي عنصري مذهبي و معنوي بوده و در باور انسان جاي دارند. مؤلفه هاي فرهنگ و ايثار از نگاهي ديگر در مفهوم اسطوره جاي مي گيرند. ايثارگري و شهادت طلبي جز به دست قهرماناني كه داراي تقدس مي باشند تحقق نمي پذيرد. مفاهيمي چون ايثار و شهادت بر اثر تكرار و يا با برگزاري آيين هايي خاص و اقعيت يافته و بر اثر تداوم انتشار، جامعه و فرهنگ را از جمود بيرون مي آورند. شخصيت ها و الگوهاي اسطوره پردازي شده در رسانه ها مي تواند خواننده، شنونده و بيننده را به كسب حيطه رفتار يا شناختي جديد تحريك و به نوعي احساس بزرگي و ارزش ذاتي و انساني نزديك كند. ما داراي پيشينه تاريخي و اسلامي بس غني و سرشار از قهرمانان والگوهاي ايثارگري مي باشيم. قهرمانان هر كيش و مسلك و مذهبي، ايثارگران آن تلقي مي شوند.ما بر انيم كه نقش رسانه ها در گسترش فرهنگ ايثار و شهادت را جستجو كنيم.
در روزگاران قديم در هر آيين و مسلكي، عناصري از وجود خير و شر به چشم مي خورد و خصايص و ويژگيهايي كه براي هر امر اخلاقي يا غيراخلاقي، شكل گرفته بود توسط بزرگان يا دينداران نقد و تحليل مي شد. از آيين جوانمردي و پهلواني سخن به ميان مي آمد. نقالان، طومارنويسان و سخنوران، سرمشق و خط زندگاني انسان را از روي مصاديق بارز پهلواني ـ كه چه بسا بيشتر در خيال خود پرورش داده و به افسانه نزديك بوده ـ در جامعه گسترش مي دادند. نقالان از اخلاق و رفتار عياران و جوانمردان «شرفنامه پهلواني» تهيه و در هر مجس و جمعي نقل مي كردند. از ماندگاري رفتار و گفتار نيك عياران حكايت ها نموده اند و آنها را از هفت خوان مردي و جوانمردي عبور داده و به حشمت، جلال و مقام انسانيت رسانده اند. ادبيات ما مشحون از اسطوره هاي جوانمردي رستم، اسفنديار، سياوش و ... مي باشد و برخي رگه هاي تهذيب نفس و عرفان را مي توان در لابه لاي آن جستجو كرد. امروزه جايگاه كاتبان و طومارنويسان ونقالان را كه زمينه ساز فرهنگ و آيين پهلواني و جوانمردي بودند «رسانه ها» تسخير كرده اند. ابزارهايي كه از قدرت و سرعت تأثيرگذاري بيشتري نسبت به روش هاي قديمي ارتباطي برخوردار هستند. انسان موجودي هدفدار و آرمان گرا است. «هدفداري»، مقدمه «آرمانگرايي» است. وقتي در زندگي حيات روزمره خود به دنبال هدف مي باشد براي آن تقدس ويژه اي قايل است. اين آرمانها و ايده آل ها چشم اندازهايي هستند كه به منظور نيل به هدف متعالي خود بايد نخست آنها را درك كرده، ضمن دروني كردن، آنها را در دسترس خويش قرار دهد و به عبارتي جزيي از فرهنگ روزمره زندگي به حساب آورد. اسطوره ها بخش اعظمي از آرمانهاي بشريت را تشكيل مي دهند. اسطوره ها تمايلات عميق و در عين حال دامنه دار و گستره اي از آرمانها مي باشند كه تمام افراد جامعه را در برگرفته اند. معمولاً اسطوره ها حاوي عنصري مذهبي و معنوي بوده و در باور انسان جاي دارند. مؤلفه هاي فرهنگ و ايثار از نگاهي ديگر در مفهوم اسطوره جاي مي گيرند. اين مفاهيم نخستين قدم در راه خودورزي مي باشند. «ايثار» نمودار الگو و سرمشق فعاليت هايي است كه حاوي كمال بشريت مي باشند. ايثارگري و شهادت طلبي جز به دست قهرماناني كه داراي تقدس مي باشند تحقق نمي پذيرد. مفاهيمي چون ايثار و شهادت بر اثر تكرار و يا با برگزاري آيين هايي خاص و اقعيت يافته و بر اثر تداوم انتشار، جامعه و فرهنگ را از جمود بيرون مي آورند. در دين و فرهنگ ما حوادث و اتفاقاتي چون حماسه كربلا، قيام زينب(س) و ... تا يك قرن پيش به طور مطلق جزء فرهنگ شفاهي محسوب مي شد و از طريق فرهنگ سماعي يا شفاهي و فرهنگ مكتوب به نسلهاي امروزي منتقل مي شد و بنابراين حافظه جمعي در حفظ و انتقال آن فرهنگ داراي نقش اساسي بوده و رسانه هاي ارتباط جمعي با اشاعه و گسترش اين فرهنگ وظيفه اي بس خطير عهده دار شده اند و امروزه زندگي شهداي شاخص، شهادت و عروج عارفانه آنها به عنوان الگوهاي ايثارگري جامعه اسلامي به حساب مي آيد و از اين مزيت نسبي برخوردارند كه معاصر بوده و براي افكار عمومي قابل لمس و درك مي باشند. بايد توه داشت همواره و همه جا آيين شهادت طلبي و جوانمردي از كهن ترين و دوام پذيرترين اسطوره هاي بشري بوده و با انگيزه هاي مختلف در همه فرهنگ ها مقامي بس ارجمند پيدا كرده است. اين اسطوره ها از متن اجتماع و فرهنگ انساني جوشيده و چون چشمه اي فياض و ستاره اي درخشان، همگان را متوجه خويش ساخته اند. آفرينش، پرورش و ارايه اسطوره ها، قهرمان و الگو به جامعه و انسانها همواره دستاوردهاي قابل توجهي براي انديشندان آن جامعه داشته است. از آنجا ك ه خير معنوي چشمگيري در آنان به چشم مي خورد، لذا مي تواند براي نيل به اهداف حكومت اسلامي و الهي مفيد و روشي بسيار سودمند تلقي گردد. البته بايد اضافه كرد از آنجا كه اسطوره زدايي در مقوله هاي فرهنگي، ديني و اعتقادي ضروري است، ما مي توانيم از حوادث و اتفاقات صورت گرفته به عنوان الگو استفاده كنيم، زيرا هميشه مفهوم اسطوره عامه پسند بوده و از بعد باورپذيري و قابل قبول بودن كمي فراتر رفته و مايه ها و عناصر تخيل آن بيشتر مي باشد. اما استفاده از لفظ اسطوره، به خاطر آن است كه داستان اسطوره در رسانه، يك گام فراتر از داستان معمولي قرار دارد. داستان اسطوره با استفاده از فرآيند انعكاسي روان شناختي ذهن مخاطب را درگير مي كند. مفهوم زندگي را خوب نشان مي دهد و واقعه اي را القا مي كند كه مي تواند در ارايه شناخت بهتري از هستي، ارزشها و يا آمال شخصي به مخاطب كمك كند و سرگذشت شخصي خود را براساس داستان فرافكني نمايد. شخصيت ها و الگوهاي اسطوره پردازي شده در رسانه ها مي تواند خواننده، شنونده و بيننده را به كسب حيطه رفتار يا شناختي جديد تحريك و به نوعي احساس بزرگي و ارزش ذاتي و انساني نزديك كند. ما داراي پيشينه تاريخي و اسلامي بس غني و سرشار از قهرمانان والگوهاي ايثارگري مي باشيم. قهرمانان هر كيش و مسلك و مذهبي، ايثارگران آن تلقي مي شوند. ابراهيم(ع) قهرمان و اسطوره توحيد است. بدان جهت كه ارزشها و آرمانهاي تمامي موحدان و خداجويان را در خود تحقق بخشيده است. هر يك از اسوه هاي مذهبي ـ تاريخي (پيامبران و امامان) به عنوان الگوهاي ايثار و شهادت جامعه اسلامي بوده و مجموعه رفتار و دستوراتشان در حكم فرهنگ والاي ايثارگران و شهادت طلبان مي باشد. به عبارت ساده تر، يكي از مهم ترين و با نفوذترين مراكز الگوساز در هر جامعه شخصيت هاي ديني مي باشند. نهاد دين الگوهاي متعددي را به جامعه عرضه مي كند و اساساً هر مكتب و آييني كه الگوها و اسوه هاي بهتري را در حكم اسطوره معرفي مي كند از جذابيت و مطلوبيت بيشتري برخوردار مي شود. بايد دقت نمود كه در هر فرهنگ و جامعه اي صدايي از الگوها و اسوه هاي فرهنگي و رفتار و كردار شاخص و منحصربه فرد وجود دارد. ترويج فرهنگ ايثار و شهادت در حيطه وظايف رسانه ها نقش رسانه ها و ابزارهاي ارتباطي در ساخت و تشكيل فرهنگ ها و خرده فرهنگ ها در قرن حاضر بيش از پيش توجه نظريه پردازان، انديشمندان و صاحبنظران حوزه فرهنگ را به خود جلب كرده است. «هارولد لاسول» براي رسانه ها، وظايف و كاركردهايي را برمي شمرد و معتقد است اين كاركردها بايد در خدمت اهداف جمع وجامعه باشد. او ايجاد همبستگي بين اجزاي گوناگون جامعه را در پاسخ به محيطي كه درآن انتقال ميراث فرهنگي از نسلي به نسل ديگر صورت مي گيرد، وظيفه اصلي ارتباط جمعي تلقي مي كند. مطالعه تارخچه پيدايش وسايل ارتباط جمعي نشان مي دهد هر كدام در دوره اي خاص با تكنولوژي هاي ارتباطي نويني همراه بوده اند. عصر چاپ كه به تعبير «مارشال مك لوهان» «كهكشان گوتنبرگ» نام گرفته است پيدايش نخستين «روزنامه هاي غربي» را باعث شد. پس از جنگ جهاني اول، راديو اختراع شد و در اختيار مبارزات انتخابي رياست جمهوري هاي آمريكا قرار گرفت. صنعت «سينما» در اوايل قرن بيستم پديد آمد و در فاصله دو جنگ جهاني به سرعت توسعه و گسترش يافت و مخاطبان زيادي پيدا كرد. رونق نسبي استفاده از تلويزيون نيز در كشورهاي آمريكا، انگلستان و فرانسه پس از جنگ جهاني دوم بود كه به سطح مصرف فردي رسيده و در اختيار خانواده ها قرار گرفت. رسانه ها داراي مشخصه هاي خاصي مي باشند كه آنها را از ساير وسايل و روشهاي ارتباطي متمايز مي سازد. «تداوم انتشار»، «گستردگي حوزه انتشار» و «تنوع محتوايي» سه خصيصه اصلي اين وسايل مي باشد. بشر امروز در محاصره برنامه ها و اطلاعات محتوايي قرا گرفته كه از سوي رسانه هاي متعدد و گوناگون منتشر مي شود؛ به طوري كه تنها مي تواند برخي از برنامه ها را انتخاب و از بخش عمده ديگر صرفنظر كند و يا برنامه هايي مرتبط با تخصص و علاقه خاص خود انتخاب نمايد. با وجود ويژگيهاي ياد شده، هر يك از وسايل ارتباط جمعي در طرز ارايه و انتشار پيام ها داراي تفاوتهاي اساسي مي باشند، يكي مختص «نخبگان» بوده و ديگري بيشتر در اختيار «خبررساني و آگاه سازي» قرار مي گيرد. مطبوعات از ويژگي انتشار دوره اي برخوردارند و حاوي تحليل و تفسير بيشتري نسبت به راديو و تلويزيون مي باشند. رسانه ها با وجود داشتن رقابت در زمينه فعاليت هاي اطلاع رساني براساس تئوري همزيستي مسالمت آميز به ايفاي نقش مي پردازند و توليدات خود را در اختيار فرهنگ و جامعه انساني قرار مي دهند و به عنوان ميانجي روابط اجتماعي به كار توليد و بازتوليد و تبيين معرفت به معناي وسيع آن مي پردازند. در سايه دريافت اين معرفت ما قادر هستيم تا تجربه خود را معنا بخشيده و زندگي اجتماعي و معنوي خود را سامان دهيم. معرفت ها و فرهنگ هاي گذشته را محفوظ نگه داشته و با درك امروزين خود آنها را تكميل نموده و براي استمرار به آيندگان عطا كنيم. توفيق رسانه ها در دريافت و گسترش مقولات فرهنگي از آنا ناشي مي شود كه در دسترس همه اعضاي جامعه بوده و هر كس با كمترين هزينه به صورت داوطلبانه مي تواند آنها را مورد استفاده قرار دهد. در مقايسه با ساير روش ها، پيام ها و راهكارهاي ارتباطي بر تعداد بيشتري از مخاطبان اثر كرده و بر اثر تداوم انتشار، پايداري پيام ها مدت زمان بيشتري را به خود اختصاص مي دهند. لذا همانطور كه از واژه رسانه (naedia) برمي آيد رسانه نقش ميانجيگري خود را ميان واقعيت عيني اجتماعي و تجارب فردي ايفا مي كند. رفتار و گفتار فرد به مثابه آينه اي است كه جامعه محتواي فرهنگي خود را در آن باز مي تاباند و رسانه اين محتوا را شفاف تر و مريي تر كرده و ضمن گسترش دادن، در راستاي نظم و انسجام بخشي به جامعه و مخاطبان مورد نظر ارايه مي دهد. چه بسا گاهي به تفسير و تحليل نيز پرداخته و با جهت گيري و اعمال دخالت ها و اهداف موردنظر ارايه مي دهد. چه بسا گاهي به تفسير و تحليل نيز پراخته و با جهت گيري و اعمال دخالت ها و اهداف موردنظر صاحبان خود (سازمان و دست اندركاران رسانه ها) به استفاده مخاطبان مي رساند. هر يك از مكاتب و نظريات متعدد، بنا به خاستگاه و شرايط اجتماعي و سياسي خود براي رسانه ها در جامعه كاركردهاي خاصي را در نظر گرفته اند. بطور كلي مي توان به رسانه عنوان مجاري يا كانالهاي ميانجي اطلاق نمود و كاركردهايي نظير برقراري ارتباط، تفسير، ارايه راهكار و انتقال حوزه فرهنگ براي آن در نظر گرفت. پروفسور «روژه كلوس» يكي از وظايف اجتماعي رسانه را پرورش انديشه ها، احساسات و عقايد و ديگري را معرفي فرهنگ، تمدن و تشريح ايدئولوژيهاي جاري مي داند. «دنيس مك كوايل» ضن تاييد كاركردهاي اطلاع رساني، ايجاد همبستگي، پيوستگي و تداوم و نقش تفريح و سرگرمي و ويژگي يا كاركرد «بسيج» را در راستاي تبليغ و ترويج اهداف جامعه معرفي مي كند. از طريق اين كاركرد مي توان اهداف و آرمان هاي مطرح در هر جامعه را ضمن گسترش و تبليغ آن در زمينه هاي گوناگون تعيين نموده و در اختيار قشر عظيمي از مخاطبان قرار داد. يكي ديگر از تئوريهاي مطرح در ارتباط با نظريه رسانه ها به نظريه «پرورش» و يا «كاشت فرهنگي» معروف مي باشد. در اين نظريه اعتقاد بر اين است كه اهميت رسانه ها در يك جامعه در خلق راههاي مشترك انتخاب و نحوه نگريستن به رويدادها و پديد آوردن نگرشها و در نتيجه آفرينش فرهنگ خاص مي باشد. در واقع رسانه گرايش بر اين دارد كه روايت هاي يكسان و نسبتاً مورد وفاق از واقعيت ها و رويدادهاي اجتماعي ارايه داده و مخاطبان خود را نيز با آن فرهنگ پذير كند. «گربنر» به عنوان يكي از مدافعين اين نظريه اعتقاد دارد كه رسانه و به ويژه تلويزيون به خاطر ماهيت نظام مند پيام ها و پايداري اش در طول زمان تأثير قدرتمندي بر مخاطبان داشته و به همين علت آن را از شكل دهندگان فرهنگ و جامعه مي شناسد. انتخاب رسانه ارتباطي «سازمان رسانه»، جايگاه معيني است كه در آن فرآورده هاي رسانه اي توليد مي شود. براي ارايه ادبيات موضوع و تبيين جنبه ها و دامنه شمول فرهنگ ايثار و شهادت منطقي است رسانه هاي انتخاب شده و كليه عناصر و ملزومات فرهنگي مرتبط با آن از قبيل نوع پيام، شكل و محتواي آن، ديدگاه غالب و يا نكات برجسته پيام در همان قالب طراحي و ارايه گردد. كليه سازمانها و اشخاص حقيقي و حقوقي مي توانند با بسيج همگاني در تدوين جنبه هايي از اين فرهنگ نقش داشته و به نحوه و شيوه هاي ارايه آن فرهنگ بينديشند. در انتخاب رسانه، بايد توجه نمود كه كداميك از روش ها مي تواند رسانه ها را ملزم به انتشار و گسترش آن كند. توجه به روشهايي از قبيل زور و اجبار، منفعت يا عام المنفعه بودن ضرورت دارد. به نظر مي رسد استفاده از اجبار يا منفعت براي رسانه ها در انتقال مفاهيم ارزشي و فرهنگي پاسخگو نباشد. سازمان رسانه اي با اهداف عام المنفعه خواهان پيشبرد ارزشي معين يا دستيابي به يك شرايط ارزشمند، براساس تعهد داوطلبانه مي باشد. ارايه فرهنگ ايثار و شهادت در رسانه ها همانند روش ارايه مسايل مذهبي يا علمي با اين روش بيشتر جوابگو مي باشد. نكته ديگر، داشتن شناختي از ويژگيهاي رسانه مي باشد كه همواره پيامگزار را در اخذ تصميمات خاص ياري خواهد نمود. هدف از اين امر، انتخاب يك ميانجي يا واسطه ي خاص و يا تركيبي از رسانه ها است كه با توجه به نوع پيامهاي موردنياز براي رسيدن به اهداف ترويج فرهنگ ايثار و شهادت به افكار عمومي افراد و آحاد جامعه صورت مي گيرد. سؤال اساسي در تعيين مخاطبان اين است كه پيام هاي ارايه شده با چه اهدافي و به چه كساني بايد برسد؟ پس اگر مي خواهيم نگاهي به آينده داشته باشيم و به نسلهاي جوان و نوجوان فكر كنيم بايد ملزومات اساسي برنامه ريزي را در نظر گرفته و براي آن نسل برنامه ريزي كنيم. متقاعد كردن چنين مخاطباني روشها و فنون خاص اقناع و ترغيب را مي طلبد. چه بسا ممكن است اجرا و انجام پژوهشهاي موردي و يا پيمايش هاي پايه اي براي شناسايي مخاطب ضروري باشد و اين امر بر عهده سازمانها و مؤسساتي است كه در اين راستا فعاليت دارند. در انتخاب رسانه توجه به استراتژي رسانه و آشنايي با سياست رسانه اي و مديريت آن ضروري است. در اينجا منظور، آشنايي با جهت گيري ها و بينش ها و عقايد دست اندركاران و مديران اجرايي و تحريريه رسانه مي باشد. اين شناخت تا آنجا ارزشمند است كه براساس آن پيامگزاري بتواند پيام خود را با نيازها و اعمال اين رسانه ها انطباق دهد. پيامگزار حتي مي تواند اطلاعات و دانسته هاي خاص را درباره اولويت هاي شخصي و جهت گيري دبيران براي خود يادداشت كند و اين مسأله به عنوان يك امر كيفي براي كار ارتباطات موردنياز مي باشد. به عنوان مثال، در ميان روزنامه هاي كثيرالانتشار، روزنامه «جمهوري اسلامي» طي سه سال بررسي (1378 ـ 1381) بيشترين ميزان مطالب و اخبار مربوط به فرهنگ ايثار و شهادت را منتشر كرده است. مقايسه فعاليت روزنامه مذكور با ساير روزنامه ها حاكي از آن است كه جهت گيري و تمايل دبيران و سردبيران روزنامه جمهوري به ترويج اين فرهنگ بيشتر مي باشد. الگوسازي و اقناع مخاطب با تدوين مجموعه اي مشخص از ويژگيها ضمن معرفي الگوها و اسطوره هاي ايثارگري در جامعه و طراحي آن در قالب پيامهاي رسانه اي و با در اختيار گذاردن قشر عظيمي از مخاطبان كه اغلب قشر جوان و نوجوان مي باشند پيامگزار خواهد توانست رفتار و گفتار آنان را با قهرمان محبوب خود مطابق سازد، زيرا هنگامي كه فرد به سنين نوجواني و جواني مي رسد، از رشد عقلاني و فكري و جسمي برخوردار شده، قضايا را با نيروي تعقل خويش مي سنجد و به عاقبت امور مي انديشد و آنگاه دست به پذيرش و انتخاب مي زند. در پيروي و پذيرش اسطوره ها و الگوهاي ايثارگري نيز چنين عمل مي كند. نوجوان به دنبال تجسم عيني براي دانسته ها و آموخته هاي خود بوده و مي خواهد به آنها جامه عمل و تحقق بپوشاند. او در ابتداي راه بوده و دوست دارد از الگو و اسطوره اي كه در مقابل خود دارد پيروي و تقليد كند. گرايش بيش از حد جوانان به ستارگان سينما و قهرمانان ورزشي و يا اسطوره هاي پهلواني مصداق واقعي و گوياي اين حقيقت مي باشد. هر يك از شهيدان و دلاورمردان ايثارگر به عنوان يك اسطوره مي تواند الگويي درخشان براي ارايه به نسل جوان مدنظر قرار گيريد. انتشار سيره زندگي هر يك از الگوهاي ايثارگر و معرفي شجاعت و شخصيت منحصر به فرد آنها در قالب پيامها و برنامه هاي رسانه اي، مخاطبان بسياري را به سوي خود جلب خواهد كرد. تدوين استراتژي مناسب براي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت با تعيين هدف مورد نظر جهت طراحي پيام شروع مي شود. مشخص ساختن مخاطب مطابق با اهداف تعريف شده براي دريافت پيام هاي تدوين و ارايه شده از سوي پيامگزار كليد موفقيت امر ارتباطي است. در تبليغات اعتقاد بر اين است كه موفقيت نسبي زماني حاصل مي شود كه مخاطبان آن حداقل در برخي نگرش هاي مبلغ شريك بوده و به تقويت نگرشهاي موجود در تحكيم آن كمك كند. همچنين تبليغات بر روي جوانان و افرادي كه در امر تصميم گيري دچار ترديد هستند تأثير بيشتري دارد و زماني بيشترين تأثير را خواهد داشت كه به سوي افراد و گروه هايي كه اعضاي آن نگرشهاي مشابهي دارند، جهت گيري شده باشد. به اعتقاد «ديويد برلو» نحوه ارايه پيام، عبارت است از تصميم هايي كه منبع ارتباط براي انتخاب و تنظيم كدها و محتواي پيام مي گيرد. همچنين محتواي پيام مطالب، درون پيام است كه منبع ارتباط براي بيان هدف خود، آنها را انتخاب كرده است. بعد از انتخاب هدف و رسانه مناسب، جلب توجه مخاطب نسبت به الگوها و اسطوره هايي كه اين فرهنگ معرفي مي كند موردنظر است. وقتي وي نسبت به اسطوره بي تفاوت يا مخالف باشد جلب توجه او دشوار است. از عوامل موثر در فرآيند ترغيب مي توان به ميزان قابل درك بودن پيام اشاره كرد. آشنايي با مدل كلاسيك ارتباطي كه توسط «لاسول» مطرح شده است عناصري چون «چه كسي، چه چيزي، براي چه كسي و با چه تاثيري» مي تواند ما را در شناسايي و ترغيب موفقيت آميز مخاطب ياري كند. سرشت انسان به گونه اي است كه براساس منافع مادي يا معنوي خويش عمل مي كند. پس براي توفيق در اقناع بايد حتي ميزان تأثير پيام را به او گوشزد نمود و به تكرار پيام و ارزشهاي موجود در آن توجه كرد. جمله معروف «سيسرو» خطيب مشهور رم «اگر مي خواهي مرا متقاعد كني بايد انديشه هاي مرا بشناسي، احساس مرا حس كني و با كلماتي كه من حرف مي زنم، حرف بزني» كليه شرايط و مقدمات پذيرش يك پيام اقناعي و ارتباطي از سوي مخاطب را مشخص نموده است. ارايه الگوهاي ايثارگري وشهادت طلبي در قالب ارزشهاي فرهنگي مي تواند مظهر آرزوها، آرمانها و خواست هاي نسل جوان باشد و افكار عمومي را به سوي ارزش هاي فرهنگي موردنظر ارتباط گر سوق دهد. همچنين ميزان اثربخشي پيام با ميزان رضايت مندي مخاطب از اينكه چقدر مفاهيم ارزشي ارايه شده با عقايد و منافع وي همسو باشند در ارتباط است. ميزان اعتبار، گيرايي و جذابيت پيامگزار نيز در كنار ميزان وضوح و تناسب پيام مي تواند گوياي موفقيت يك جريان ارتباطي هدفمند باشد. پيام اقناعي از نظر نوع استدلال بايد محكم و استوار باشد و از منطق بهره گيرد و در صورت توفيق هر پيام و برنامه اي، معرفي و تكرار آن در هر رسانه مخصوصاً در برنامه هاي راديويي و تلويزيوني اثرات مطلوب خواهد داشت. بطور كلي در مباحث ارتباطات براي تعيين مخاطب موردنظر توجه به چند شاخص ضروري است؛ نخست اينكه مخاطب از نظر ويژگي ها، مشخصات جمعيت شناختي، ارزشها، موقعيت و پايگاه هاي اجتماعي ـ فرهنگي چگونه مي باشد و از چه سطح دانش و نگرشي برخوردار است. دوم اينكه ميزان استفاده از رسانه و يا دستيابي به انواع آن به چه ميزان بوده و ميزان پذيرش پيام ارايه شده با توجه به زمينه خاص فرهنگي و ارزشي مخاطب چگونه است. در گام بعدي مي توان با لحاظ نمودن ويژگيهاي ذكر شده پيام موردنظر را از طريق رسانه موردنظر به مخاطب ارايه نمود. پيشنهادها و راهكارها: رسانه ها و وسايل ارتباط جمعي با زندگي مردم عجين شده و تاثير آنها در شيوه اخذ تصميمات و تفكرات روزمره زندگي اجتماعي به خوبي مشهود مي باشد. وسايل ارتباط جمعي يكي از مهم ترين ابزارهاي جامعه پذيري به شمار مي آيند. آنها ايده ها و تفكرات خاص را درجامعه و در بين انسان ها نهادينه مي كنند. ارتباط گران و مروجين فرهنگ ايثار و شهادت با تعيين مخاطبان براساس موازين اخلاقي و ارزشي عمل نموده و از طريق الگوسازي شخصيت ها و عملكردها به اين امر اقدام مي كنند. نكته اي كه بايد در اينجا بدان توجه كرد اين است كه براي بيان ارزشها و نگرشهاي خاص ايثارگري، تدوين مفهوم و محتواي كاملاً منطقي، روشن و عاري از ابهام ضرورت دارد. گسترش فرهنگ ايثار و شهادت زماني در جامعه ممكن خواهد بود كه موازي يا همسو با عقايد، باورها و تمايلات مخاطب باشد. در اين صورت است كه مرام و باورهاي مخاطب تقويت شده و به تحكيم هويت شخصي مي پردازد. درك و تثبيت هويت شخصي و تجربه زيبايي هاي اخلاقي و ارزشي الگوي ايثارگر توسط مخاطب و به دنبال آن كسب اطمينان كسب اطمينان و اعتماد نسبت به اينكه پيام رسانه مطابق با فكر و خواست دروني اوست وي را به توجه انتخابي ترغيب خواهد نمود. متقاعد كردن نسل جوان از طريق معرفي الگوهايي كه نشان دهنده عزت نفس و جوانمردي مي باشد ميسر است. در حقيقت القاي مفهومي چون ايثار و شهادت در محور القاي فرهنگي انجام مي پذيرد. براي چنين محوري بايد منطق و عامل توجيه به عنوان محمل القا وجود داشته باشد. تجبه ثابت كرده است تأثير اقناع توسط پيام گزاران متخصص يا صاحب نظران موفقيت آميز خواهد بود. از همين رو شايسته است از الگوها و نمونه هاي ايثارگري در قيد حيات يا همرزمان، دوستان و خانواده شهدا استفاده شود. در شخصيت پردازي الگوها نبايد مبالغه صورت گيرد و به جاي غلو و اغراق در فتار و كردار بايد بر روي نكات ريز اخلاقي متمركز شد. مفاهيم بايد از حالت انتزاعي به صورت ملموس و عيني درآيد، به طوري كه منجر به فرافكني مخاطبان جوان و نوجوان شود و آنها بتوانند از نمودهاي عيني ايثارگري استفاده و به تحقق ايده هاي آرمان گرايي خود بپردازند. خطيب يا پيام گزار فرهنگي نيز مي تواند از كليشه سازي و كلي گويي اجتناب كند و در همه حال به دنبال خلاقيت هاي بياني باشد. شناخت مخاطبان هر حيطه جغرافيايي و الگوهاي ايثارگر بومي آن حيطه نيز اهميت دارد. اين امر علاوه بر تكميل ادبيات موضوع با كند و كاو و جستجو در زواياي پنهان شخصيتي مي تواند به حقيقت دست يابد و احياناً نسبت به مرتفع نمودن نگرشهاي ناصواب منجر شود. پيام هاي فرهنگ ايثار و شهادت از كانال رسانه به مخاطب مي رسد. بنابراين آشنايي با ساختار تشكيلاتي و فكري سازمان رسانه ضرورت دارد. هر رسانه اي براي انجام وظايف خود به نحو مطلوب داراي يك ساختار تحريريه اي مي باشد كه حكم استخوان بندي سازمان را دارد. اين سازمان از نظر ماهيت در همه رسانه ها يكي بوده و اما در مرحله عمل در رسانه هاي ديداري، شنيداري و نوشتاري كم و بيش تفاوت دارد. رسانه مي تواند از نظر مالكيت مستقل بوده و يا به شخص، گروه يا دولت وابسته باشد. لذا از خط مشي و سياست فكري صاحب امتياز خود حمايت كرده و به طرفداري از آن مي پردازد. به همين لحاظ آشنايي و شناخت دقيق و اصولي سازمان رسانه ضرورت دارد. نويسندگان، برنامه سازان، دبيران، سردبيران و ... كه به عنوان يك رسانه مي باشند مي توانند در نحوه انتشار اين فرهنگ نقش داشته باشند. جلب ميزان مشتري يا مخاطب براساس توجه به اهداف سازماني صورت مي گيرد. بعضي از رسانه ها انتشار و اشاعه اين فرهنگ را يك رسالت و هدف مي دانند و تمايل زيادي پيدا مي كنند تا رابطه خود را با مخاطبشان در قالب رهبري و تبليغ يك ايدئولوژي يا آرمان تعريف نمايند. در چنين شرايطي مخاطب نسبت به رسانه خود و الگوهاي ايثارگري، شخصيت وي و ... نگرش تحسين برانگيزي خواهد داشت و چنين رسانه اي نهايت دقت و تلاش خود را در تهيه و تدوين محتواي اين فرهنگ به كار خواهد گرفت. برگزاري جلسات، نشست ها و برنامه هاي خاص آشنايي با سازمان ها و دعوت از صاحبنظران، انديشندان و عوامل رسانه اي جهت همفكري و هم انديشي پيرامون طرح مسايل فرهنگ ايثار و شهادت و كسب نظر و راي آنها در اين ارتباط مي تواند در جلب نظر و توجه نمودن رسانه به انتشار جوانب اين فرهنگ موثر باشد.

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه