«ما امانتیم و باید به صاحبش برگردیم»

به گزارش نوید شاهد خراسان رضوی، شهید «حسین کربلایی شیرزن» فرزند موسی یکم فروردین سال ۱۳۳۴ در روستای شیرزن از توابع قوچان و در خانوادهای کشاورز چشم به جهان گشود. تا کلاس پنجم ابتدایی تحصیل کرد و در سال ۱۳۵۸ ازدواج کرد و صاحب سه فرزند شد. به دلیل روحیه مسئولیتپذیری، به عضویت سپاه درآمد و راهی جبهههای دفاع مقدس شد. چهارم اسفند سال ۱۳۶۲ در عملیات خیبر و هنگام عبور از باتلاقهای جزیره مجنون مفقود شد و پس از ۱۴ سال چشمانتظاری، در سال ۱۳۷۷ به آغوش خانواده بازگشت و نامش در دفتر ایثار و شهادت ماندگار شد.
در ادامه، بخشهایی از وصیتنامه شهید «حسین کربلایی شیرزن» تقدیم مخاطبان میشود.
از سرگردانی تا شناخت راه
شهید در وصیتنامهاش از مسیری سخن گفته است که او را از سرگردانی به شناخت و از «هیچ» به «بینهایت» رساند؛ مسیری که در نهایت، او را برای رسیدن به آرزوی بزرگش، یعنی شهادت و دیدار با خدا، راهی جبهه کرد.
او با شکرگزاری از خداوند، ورود خود به سپاه را نقطه عطف زندگیاش میداند و مینویسد: «خدا را شکر میکنم که یافتم؛ سرگردان بودم، نمیشناختم، هیچ بودم... راهی را انتخاب کردم و به سپاه آمدم.»
ورود به سپاه؛ آغاز یک تحول
این شهید در ادامه، از تأثیر حضور در سپاه و آشنایی عملی با اسلام سخن گفته و با نگاهی عمیق به تحول روحی خود اشاره میکند: «با ورود به سپاه، اسلام را شناختم که در عمل چه حماسههایی میکند. عوض شدم، از هیچ به بینهایت رسیدم.»
جبهه؛ مسیر رسیدن به آرزوی دیدار خدا
اما اوج وصیتنامه آنجاست که از مقصد نهایی خود سخن میگوید؛ مقصدی که برایش چیزی جز آغاز زندگی جاوید و دیدار با پروردگار نیست: «حال هم میروم تا به آرزویم برسم، به آغاز زندگی جاوید برسم و با خدایم ملاقات کنم.»
«ما امانتیم و باید به صاحبش برگردیم»
او در پایان، خطاب به خانوادهاش از آنان صبر میخواهد و با نگاهی سرشار از ایمان مینویسد: «به جبهه میروم و برای خانوادهام آرزوی صبر میکنم، زیرا ما امانتیم و باید به صاحبش برگردیم.»
این جملات، روایت انسانی است که بازگشت به سوی خدا را پایان راه نمیدانست؛ بلکه آن را آغاز زندگی جاوید میدید و با همین باور، قدم در مسیر جبهه و شهادت گذاشت.
انتهای پیام/