آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۹۶۴۸
۰۹:۳۱

۱۴۰۵/۰۶/۱۵

خاطرات/سیمای درهم شکسته در دستان گچ کار مبارز

برادر شهید «حسین آسال» می‌گوید: شغل برادرم گچ کاری بود و بسیار به گچ کاری علاقه داشت. در اوایل سال ۱۳۵۷ شروع به گچ کاری کرد او با گچ عکس شاه را می‌ساخت و خانواده را به خنده در می‌آورد.


به گزارش نوید شاهد مازندران، شهید «حسین آسال» دهم فروردین ۱۳۴۶، در شهرستان بابل به دنیا آمد. پدرش سیف الله و مادرش ربابه نام داشت. در تاریخ چهارم شهریور ۱۳۷۳، در آسایشگاه ثار الله تهران بر اثر اصابت تیر به کمر و جراحات ناشی از جنگ به شهادت رسید. پیکر او در گلزار شهدای درزیکلا شیخ شهرستان بابل به خاک سپرده شد.

خاطرات/سیمای درهم شکسته در دستان گچ کار مبارز

چند خاطره‌ای از شهید «حسین آسال»:

برادر شهید: شغل برادرم گچ کاری بود و بسیار به گچ کاری علاقه داشت. گچ کار بسیار خوبی بود. در اوایل سال ۱۳۵۷ شروع به گچ کاری کرد او با گچ عکس شاه را می‌ساخت و خانواده را به خنده در می‌آورد وقتی خانواده از او سوال می‌کردند چرا بینی شاه را بزرگ می‌کشی؟ می‌گفت:، چون شاه خیلی قشنگ است من هم عکس او را کشیدم. (البته برای مسخره کردن شاه این حرف را زد.)

خواهر شهید: در سالی که پدر و مادرم به مکه رفتند من خانه دار بودم برادرم تازه از جبهه برگشته بود و به مدت یک روز هم در این جا نبود که دوباره هوای رفتن به جبهه به سرش زد به او گفتم تازه آمدی پس صبر کن پدر و مادر از مکه بیایند بعد برو. با خنده جواب داد: اگر تو آن جا باشی و آن صحنه‌ها را ببینی به من نمی‌گویی که نرو. من هم که ترس از دین خدا و اسلام داشتم اصرار نکردم. او رفت تا برگشتن پدر و مادر یک ماهی گذشت، دیدم که معلول شده و در بیمارستان بستری شده است.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه