آخرین سفر رضا؛ وداعی که هشت روز بعد به شهادت ختم شد
به گزارش نوید شاهد استان مرکزی، شهید رضا قربعلی، فرزند عباس، در هفتم تیرماه سال ۱۳۴۱ در شهرستان تفرش چشم به جهان گشود. او سالهای نخست زندگی خود را در این شهر سپری کرد و تحصیلات ابتدایی را تا کلاس سوم در تفرش ادامه داد.

در سال ۱۳۵۰، خانواده قربعلی به شهر اراک مهاجرت کردند و رضا نیز ادامه تحصیل خود را در این شهر پی گرفت. او دوران ابتدایی را در مدرسه خیام، دوره راهنمایی را در مدرسه کوروش سابق و دوران متوسطه را در دبیرستان مجیدی با موفقیت به پایان رساند.
رضا در سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، با وجود سن کم، در فعالیتهای انقلابی حضور داشت. او که در آن زمان بیش از ۱۵ سال نداشت، همراه پدر و برادرانش در راهپیماییها شرکت میکرد و پس از پیروزی انقلاب نیز فعالیت خود را در مسجد محل ادامه داد.
پس از پایان تحصیلات، در سال ۱۳۶۰ به خدمت سربازی رفت. وی پس از گذراندن دوره آموزشی، بهعنوان سرباز لشکر ۷۷ خراسان به شهر مشهد منتقل شد؛ اما علاقه و اصرار او و شماری از دوستانش برای حضور در مناطق جنگی، موجب شد تا راهی جبهههای جنوب کشور شوند.
شهید قربعلی در جریان آزادسازی خرمشهر نیز حضور داشت و پس از آن به منطقه عملیاتی کوشک منتقل شد تا همچنان در خطوط دفاعی از کشور حضور داشته باشد.
اما روزهای منتهی به شهادت رضا، برای خانواده و نزدیکانش خاطراتی ماندگار برجای گذاشت. او ۱۷ روز پیش از شهادت، ۱۰ روز مرخصی گرفت و ابتدا به اراک رفت تا چند روزی را در کنار پدر و مادر خود بگذراند. سپس برای دیدار با خواهران، برادران و دیگر بستگان راهی تفرش و تهران شد.
پس از دیدار با بستگان، بار دیگر به اراک بازگشت تا پیش از بازگشت به جبهه، یک بار دیگر پدر و مادر خود را ببیند. سپس راهی اصفهان شد تا با برادرش که دوران خدمت سربازی خود را در هوانیروز اصفهان سپری میکرد، دیدار کند.
ششم شهریورماه سال ۱۳۶۱، تنها هشت روز پیش از شهادت، رضا به پادگان هوانیروز اصفهان رفت. دو برادر یک روز را در کنار یکدیگر گذراندند و از مکانهای دیدنی شهر بازدید کردند. آن شب، اتفاقی ساده اما ماندگار در ذهن برادر شهید باقی ماند؛ رضا هنگام اذان صبح، برادرش را از خواب بیدار کرد و از او خواست نماز خود را بهجا آورد.
پس از نماز و ساعاتی گردش و تفریح، زمان خداحافظی فرا رسید. رضا پس از صرف آخرین ناهار، سوار اتوبوس شد و راهی جبهه شد؛ سفری که دیگر بازگشتی برای او نداشت.
سرانجام صبح چهاردهم شهریورماه سال ۱۳۶۱، شهید رضا قربعلی پس از اقامه نماز صبح و در حالی که مشغول آماده کردن صبحانه بود، در منطقه کوشک بر اثر اصابت ترکش گلوله توپ از ناحیه سر و سینه مجروح شد و به شهادت رسید.
خبر شهادت او چند روز بعد به برادرش که در اصفهان مشغول خدمت بود، رسید. او را بدون اطلاع از جزئیات حادثه به گرفتن مرخصی و بازگشت فوری به اراک فراخواندند. برادر شهید در مسیر بازگشت، از اتفاقی که رخ داده بود اطلاعی نداشت، اما هنگامی که به نزدیکی منزل پدری رسید، اعلامیه شهادت رضا را بر دیوار مشاهده کرد.
پیکر شهید رضا قربعلی با حضور گسترده مردم تشییع شد و در اراک به خاک سپرده شد؛ همانگونه که خود در وصیتنامهاش از خانواده خواسته بود.
او در وصیتنامه خود از پدر و مادرش خواسته بود که در سوگ او بیتابی نکنند و شهادت در راه خدا و دفاع از جمهوری اسلامی را افتخاری برای خود میدانست. مهمترین پیام او نیز پیروی از امام و حمایت از ولایت فقیه بود.
امروز، یاد شهید رضا قربعلی تنها با خاطره حضور او در جبهههای جنوب و منطقه کوشک زنده نیست؛ بلکه روایت آخرین دیدار او با برادرش، بیدار کردن وی برای نماز صبح و وداعی که تنها چند روز پیش از شهادتش رقم خورد، بخشی ماندگار از زندگی جوانی است که سرانجام از جبهه بازنگشت.
منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی