پرواز در حریمِ سردشت؛ روایتی از شوقِ شهادت در کلام و عملِ شهید
به گزارش نوید شاهد استان مرکزی، سید محمدعلی حسینی در بیستوپنجم فروردینماه ۱۳۴۷ در روستای «سارجلو» از توابع شهرستان هندودر در خانوادهای متدین و صادق متولد شد. او که تربیتیافتهیِ اخلاقِ اسلامی بود، پس از پایانِ دوره راهنمایی، دوشادوشِ کار و تحصیل، به کارگری روی آورد و به امرار معاش پرداخت. این روحیه تلاشگر، در تابستان ۱۳۶۵ او را به سویِ خدمتِ مقدسِ سربازی کشاند. او که داوطلبانه به لشکر ۱۷ علیبنابیطالب(ع) پیوسته بود، برای یک سال در سنگرهای دفاع مقدس، ردایِ پاسداریِ وظیفه بر تن کرد.

فلسفهیِ شهادت در وصیتنامه
وصیتنامهیِ شهید حسینی، سندی است بر عمقِ بصیرتِ او. وی با استناد به آیهیِ «الّذین آمنوا و هاجروا…»، شهادت را نه مصیبت، بلکه «کمالِ افتخار» میداند. او در فرازی از کلامِ خویش با اشارتی به اندیشهیِ امام علی (ع)، مینویسد: «هرگاه پیکر همسنگری را تشییع میکنند، آتشِ شوق در جانم زبانه میکشد». این نگاه، نشاندهندهیِ آن است که او مرگ را نه به عنوانِ پایان، بلکه به عنوانِ پلی برای پیوستن به «سردار شهیدان» میدید و از خانوادهیِ خویش میخواست که در فقدانِ او، زینبوار صبوری پیشه کنند.
خاطرهای از شتابِ دیدار
روایتِ مادرِ شهید از آخرین روزهایِ حضورِ محمدعلی، تصویری از بیقراریِ او برایِ وصال است. به نقل از مادر (۱۳۶۶)، او علیرغمِ سختگیریهایِ قانونی در پذیرشِ سرباز، با پافشاریِ فراوان توانست به جبهه اعزام شود. خاطرهیِ پرکششِ آخرین اعزام؛ جایی که او پیش از همرزمانش، «بلیتِ» سفرِ ابدی را با شتابی وصفناپذیر بست و راهی شد، نشانگرِ شوقِ وافری است که او را از تعلقاتِ زمینی جدا کرده بود؛ گویی او میدانست که در سردشت، قرارِ دیدار با معبود نزدیک است.
عروج در افقِ غرب
سید محمدعلی حسینی، سرانجام پس از ماهها مجاهدت، در دوازدهم شهریورماه ۱۳۶۶، در منطقهیِ سردشتِ کردستان، بر اثر اصابت ترکشِ توپخانهیِ دشمن به ناحیه کمر و پا، به درجهیِ رفیع شهادت نائل آمد. پیکرِ این شهیدِ دلاور، در گلزارِ شهدایِ اراک آرمیده است. او در واپسین کلامِ خویش، همگان را به یاریِ امام و ادامهیِ راهِ حق فرا خواند و ثابت کرد که برای «آزاده بودن»، سن و سال مانعی برایِ پرواز نیست.
منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی