بدرقه امیرمحمد ۴ ساله در سیریک؛ کودکی که سند جنایت آمریکا شد

به گزارش نوید شاهد هرمزگان؛ روز گذشته در سیریک کسی برای جشن نیامده بود؛ خبری از لباسهای رنگارنگ عروسی و صدای خنده بچهها نبود. مردم آمده بودند تا کسانی را بدرقه کنند که تنها چند شب قبل، برای جشن گرفتن آغاز یک زندگی کنار هم نشسته بودند.
در میان نامها، یک نام بیش از همه دل را میلرزاند؛ امیرمحمد کریمی، فقط چهار سال داشت.
عروسیای که هیچگاه به صبح شادی نرسید
امیرمحمد و مهمانان آن شب نه نظامی بودند، نه سلاحی در دست داشتند و نه حتی امیرعلی آنقدر بزرگ شده بود که معنای جنگ را بفهمد.
سهم امیرمحمد از آن شب قرار بود تماشای عروس و داماد، بازی کودکانه و شاید چند ساعت دیرتر خوابیدن باشد؛ اما سرنوشت آن شب، برای او و چند خانواده دیگر به شکلی دیگر رقم خورد.
مریم و ضیاءالدین؛ آغاز زندگی زیر آتش
شامگاه ۱۰ شهریور، مریم ملاحی، دختر کوهستک، و ضیاءالدین در شبی که باید یکی از ماندگارترین خاطرات زندگیشان میشد، در کنار خانواده و بستگان برای آغاز زندگی مشترک خود جشن گرفته بودند.
اما جشن، ناگهان به صحنهای از وحشت تبدیل شد.
در این حادثه، امیرمحمد کریمی ۴ ساله، زر خاتون طاهری ۵۰ ساله، محمدعلی ملاحی ۱۶ ساله و کلثوم ملاحینژاد ۴۳ ساله در محل حادثه یا پس از انتقال به بیمارستان جان باختند.
ظهر روز گذشته نیز خبر دیگری از بیمارستان رسید؛ آسیه مولایینژاد ۲۲ ساله که در بیمارستان بستری بود، جان باخت تا شمار جانباختگان این حمله به پنج نفر برسد.
حدود ۷۰ نفر نیز مجروح شدند و بنا بر اعلام نفیسی معاون سیاسی و امنیتی استانداری هرمزگان، ۱۱ نفر از مجروحان همچنان در بیمارستان میناب بستری هستند.
دیروز سیریک، یک کودک را تنها بدرقه نکرد
دیروز وقتی مردم برای بدرقه قربانیان آمدند، تابوت کوچک امیرمحمد فقط پیکر یک کودک چهارساله را با خود حمل نمیکرد؛ تصویری از یک سؤال بزرگ را نیز پیش چشم مردم گذاشته بود:
یک کودک چهارساله در میان یک جشن عروسی، چه نسبتی با میدان جنگ داشت؟
برای مردم سیریک، پاسخ روشن بود. جمعیتی که برای بدرقه آمده بود، سوگوار بود اما مراسم تنها رنگ عزا نداشت؛ شعارها و حضور گسترده مردم، آن را به صحنهای از ابراز تنفر از جنایات آمریکا و تأکید بر ایستادگی نیز تبدیل کرد.
از افغانستان و عراق تا یمن؛ عروسیهایی که عزا شدند
حادثه کوهستک برای افکار عمومی منطقه یادآور گزارشهای تلخی است که طی دو دهه گذشته از حمله وحشیانه آمریکا به جشنهای عروسی در کشورهای درگیر جنگ منتشر شده است.

درباره سوابق این حملات، نمونههایی از افغانستان، عراق و یمن در فاصله سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۵ وجود دارد؛ حملاتی که در برخی از آنها دهها غیرنظامی، از جمله زنان و کودکان، جان باختند.
از بمباران یک مراسم عروسی در ارزگان افغانستان تا حوادث گزارش شده در فلوجه عراق و حمله به مراسم عروسی در یمن؛ نقطه مشترک همه این تصاویر تلخ، یک چیز است: جشنی که قرار بود آغاز زندگی باشد، به مجلس سوگواری تبدیل شد و عامل آن نیز ماهیت خونخوارانه رژیم متجاوز آمریکا و استکبار جهانی است.
و حالا نام کوهستک سیریک نیز برای مردم هرمزگان در کنار چنین خاطرات تلخی قرار گرفته است.
زخم میناب هنوز تازه بود که سیریک رخ داد
تلخی حادثه کوهستک برای هرمزگانیها زمانی سنگینتر میشود که هنوز خاطره کشته شدن ۱۶۸ دانشآموز در حمله به مدرسهای در میناب از ذهن مردم پاک نشده است؛ حادثهای که تنها حدود شش ماه پیش رخ داد.
آن روز کودکان پشت نیمکتهای مدرسه بودند و این بار امیرمحمد چهارساله در یک عروسی.
دو تصویر متفاوت، اما برای مردم هرمزگان با یک پرسش مشترک: کودکان چرا باید قربانی جنگ شوند؟ دشمن از جان کودکان چه میخواهد؟
سیریک؛ سوگوار اما ایستاده
این روزها خیابانهای سیریک پاسخ خود را با حضور مردم دادند.
مردمی که برای بدرقه آمده بودند، اشک ریختند، اما در همان حال بر ادامه مسیر مقاومت و ایستادگی تأکید کردند؛ حضوری که در واکنش به اظهارات روزهای اخیر ترامپ نیز معنا پیدا میکرد.
سیریک امروز شهری داغدار بود، اما تصویر جمعیت بدرقه کننده نشان میداد که این سوگ با اقتدار و ایمان و اراده در هم آمیخته است.
امیرمحمد کریمی فقط چهار سال زندگی کرد؛ آنقدر کوچک که شاید هنوز مفهوم آمریکا، جنگ و سیاست را نمیدانست. اما امروز تصویر تابوت کوچک او برای مردمی که بدرقهاش کردند، به روایتی از مظلومیت ملت بزرگی تبدیل شد که جز استقلال و عزت طلب نخواسته است.
عروسی مریم و ضیاءالدین قرار بود شبی به یادماندنی باشد؛ و شد.
اما نه آنگونه که آرزو کرده بودند...
منبع: خبرگزاری فارس
انتهای متن/