همسرم! به فرزندانم بگو جمهوری اسلامی چگونه متولد شد
به گزارش نوید شاهد سمنان، «شهید امیر مرادینسب» یکم اردیبهشت ۱۳۳۳ در روستای دلازیان از توابع شهرستان سمنان به دنیا آمد. پدرش محمد و مادرش صغرا نام داشت. تا اول راهنمایی درس خواند. کارمند صنایع دفاع بود. ازدواج کرد و صاحب یک پسر و دو دختر شد. هفتم شهریور ۱۳۶۸ در سمنان هنگام آزمایش مین ضد تانک بر اثر انفجار به شهادت رسید. پیکر وی را در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپردند.

فرازهایی از وصیتنامه شهید:
خمینی نور راه است
به نام خداوندی که حامی رزمندگان است. به امید و عشق به خداوند وصیتنامه را مینویسم.
خدایا! حال که تصمیم گرفتم، گامهایم را استوار کن! مرگ حق است البته شهادت نعمتی است والاتر برای مخلصین و متعهدین به فرمان خدا. اگر لایق باشم و به این درجه برسم، باید قدر این نعمت و رحمت را بدانید و پاسدار ارزشهای به دست آمده که به قیمت خون شهیدان است باشید. نباید بگذارید پای منافقان به کشور ما باز شود. از بذل و بخشش جان و مال خود در برابر خداوند دریغ ننمایید که دنیا محل گذر است.
ای مردم! سعی کنید بذر خوبی در دنیا بکارید، چون آخرت محل برداشت است. آبروی خود و اسلام را حفظ کنید، زیرا با اعمال و رفتار غیراسلامی و ناشایست باعث خواری اسلام و ذلت کشور نشوید و در همه حال خدا را شاهد و ناظر بر اعمال خود بدانید و پیرو خط مشی پیرجماران، خمینی کبیر باشید. به راستی این را میدانیم که بدون وجود او شکست خواهیم خورد.
با شهادتم، خدا را شکر کنید
پدر و مادر عزیزم! اگر چه نمیتوانم از زحمتهای شما تشکر کنم، هرچه بنویسم و بگویم، اما با شهادتم خدا را شکر کنید و در نمازهایتان برایم از خدا طلب مغفرت کنید. مادرجان! به تو تبریک میگویم که مادر شهیدی، زیرا شیر پاک تو چنین فرزندی را پرورده است. مادر! حال که مرا با امام حسین آشنا کردی، خود نیز با رفتار فاطمه گونهات نشان بده که مادری کامل هستی.
وصیتم به همسر و فرزندانم این است که در نبودم باید سختترین لحظهها را بگذارنند، این باعث غم سنگینی بر دلم میشود، ولی باز هم میگویم الهی رضاً بقضائک و تسلیم لامرک: خدایا! راضیام به آنچه که باعث خشنودی توست. همسرم! امیدوارم به خداوند متعال ایمان داشته باشی، چون او ما را آفریده و صاحب اختیار جان و مال ماست. مطمئنم خداوند نگهبان شماست و در سختیها و مشکلات به یاریتان میآید، پس بر او توکل کنید.
به فرزندانم بگو جمهوری اسلامی چگونه متولد شد
همسرم! زینبوار صبوری کن و فاطمهوار فرزندانم را تربیت کن، نکند غم و غصهای درِ کلبه دلشان را بزند. در هرحال جای خالیام را برایشان پر کن! همسرم! دنیا فانی است، خوب و آبرومند زندگی کن و آبرومندانه فرزندانم را بزرگ کن. همسرم! بعد از من اگر فرزند کوچکم بهانهام را میگیرد، برایش قصه حضرت رقیه را بگو، برایش قرآن تلاوت کن تا به آرامش برسد، چون قرآن بهترین آرامش دهنده است. او را بر سر مزارم بیاور و برایش زندگی حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) را تعریف کن.
همسرم! به فرزندانم بگو جمهوری اسلامی چطور به وجود آمد و چه خونهایی در این راه ریخته شد. اگر فرزندانم در مورد شهادت پرسیدند، بگو که شهادت با وجود حضرت زهرا(س) و در خانه او حیثیت یافت و همه بزرگیها یعنی صلابت، شهادت، صبوری و محراب در این خانه معنی پیدا کرد. همسرم و دخترانم! با حفظ حجاب حافظ خون یاران اسلام باشید. فرزندانم! به مادرتان احترام بگذارید، چون او هم برایتان مادر و هم پدر است. در برابر سختیها و مشکلات مقاوم باشید.
انتهای متن/