آرزویی به نام جهاد؛ روایت جوانی که در حاج عمران آسمانی شد

به گزارش نوید شاهد خراسان رضوی، شهید «مرتضی صالحآبادی» سیام شهیریور سال ۱۳۴۳ در روستای فدیشه از توابع شهرستان نیشابور دیده به جهان گشود. پدرش حبیب اله، از درجهداران ارتش بود و به همین دلیل، خانواده در سالهای کودکی مرتضی، به اقتضای محل خدمت پدر، در شهرهای مختلف سکونت داشتند.
روحیه مذهبی، علاقه به مسائل اجتماعی و احساس مسئولیت نسبت به جامعه، از همان سالهای نوجوانی در شخصیت او دیده میشد؛ ویژگیهایی که به تدریج مسیر آینده این جوان نیشابوری را شکل داد. با آغاز جنگ تحمیلی او که جنگ را تنها یک رویارویی نظامی نمیدانست، بلکه آن را عرصهای برای انجام تکلیف، دفاع از اسلام و پاسداری از مردم و میهن میدید راهی جبهه های جنگ شد، و سرانجام دهم شهریورماه سال ۱۳۶۵ در منطقه حاج عمران، به آرزوی دیرینه خود یعنی مجاهدت در راه خدا و شهادت دست یافت.
کودکی در سایه سفر و تحصیل
مرتضی دوران ابتدایی خود را در شهرهای تربتحیدریه و تایباد گذراند. جابهجاییهای خانواده به دلیل شرایط شغلی پدر، بخشی از سالهای کودکی او را شکل داد؛ سالهایی که در کنار تحصیل و زندگی خانوادگی سپری شد.
سال ۱۳۵۶ و همزمان با بازنشستگی پدر، خانواده به نیشابور بازگشتند و مرتضی ادامه تحصیل خود را در این شهر دنبال کرد. او دورههای راهنمایی و متوسطه را در نیشابور گذراند و همزمان با روزهای پرالتهاب انقلاب اسلامی، در فعالیتهای انقلابی نیز حضور داشت.
آرامش در رفتار، مسئولیت در عمل
شهید صالحآبادی جوانی آرام، متین و مهربان بود. کمتر کسی او را عصبانی دیده بود و همواره تلاش میکرد با دیگران با آرامش و احترام سخن بگوید.هر مسئولیتی که به او سپرده میشد، با دقت و جدیت انجام میداد. سادهپوشی، تواضع و بیتکلفی از ویژگیهای برجسته او بود و هیچگاه خود را برتر از دیگران نمیدانست.
او در کنار فعالیتهای مذهبی و اجتماعی، به ورزش نیز علاقه فراوانی داشت و در رشته فوتبال از بازیکنان توانمند و فعال به شمار میرفت.
مسجد؛ قرارگاه همیشگی یک جوان مؤمن
مرتضی از نوجوانی فردی مؤمن و متدین بود. نماز را در اول وقت و به صورت جماعت در مسجد اقامه میکرد و به قرآن و دستورات دینی پایبندی ویژهای داشت.
ارتباط او با خداوند تنها به انجام واجبات محدود نمیشد. خانواده و نزدیکانش، پایبندی او به آموزههای دینی را در رفتار و انتخابهای زندگیاش مشاهده میکردند.
او همواره اعضای خانواده، بهویژه برادرانش، را به حفظ ارتباط با خداوند سفارش میکرد و معتقد بود انسان نباید از یاد خدا غافل شود. به آنان توصیه میکرد قرآن و دستورات الهی را سرلوحه زندگی خود قرار دهند.
این سفارشها تنها در حد سخن نبود؛ زیرا مرتضی پیش از آنکه دیگران را به مسیری دعوت کند، خود تلاش میکرد به آنچه باور داشت، عمل کند.
روایت سحرهای رمضان
خواهر شهید، خاطرهای از ماه مبارک رمضان سال ۱۳۶۵ نقل میکند که تصویری روشن از سبک زندگی و روحیه این جوان مؤمن به دست میدهد. او میگوید:
«ماه مبارک رمضان بود. بعد از خوردن سحری و گرفتن وضو، همراه مرتضی برای اقامه نماز صبح به مسجد جامع میرفتیم. بعد از نماز، او مشغول درس خواندن میشد و سپس به باغ ملی میرفت تا در کنار دوستانش به مطالعه و درس خواندن ادامه دهد. بسیار تلاش میکرد تا در دانشگاه قبول شود.»
این خاطره نشان میدهد که مرتضی در کنار توجه به معنویت و عبادت، جوانی پرتلاش و اهل کوشش بود. او برای ادامه تحصیل و ساختن آینده نیز تلاش میکرد و با جدیت مسیر علمی خود را دنبال میکرد.
همنشینی با نام شهیدان
مرتضی در دوران تحصیل، یک بار به جبهه رفت. پس از پایان تحصیلات نیز به بنیاد شهید نیشابور پیوست و به عنوان مسئول فرهنگی بنیاد شهید این شهرستان مشغول به فعالیت شد.
ارتباط نزدیک او با خانوادههای شهدا و حضور در فضای معنوی بنیاد شهید، تأثیر عمیقی بر روح و زندگیاش گذاشت. او از نزدیک با خانوادههایی در ارتباط بود که عزیزترین سرمایه زندگی خود را در راه اسلام و انقلاب تقدیم کرده بودند.
همنشینی با یاد و نام شهیدان و خدمت به خانوادههای آنان، روحیه ایثار و مسئولیتپذیری او را بیش از گذشته تقویت کرد. مرتضی که هنوز فرصت تشکیل خانواده پیدا نکرده بود، بخش بزرگی از توان و زندگی خود را وقف خدمت به شهدا، خانوادههای آنان و آرمانهای انقلاب اسلامی کرد.
آرزویی به نام مجاهدت
با آغاز جنگ تحمیلی، روحیه معنوی و انقلابی مرتضی وارد مرحلهای تازه شد.هرچند پیش از جنگ نیز فردی مذهبی و مقید بود، اما فضای دفاع مقدس، روحیهای متفاوت در وجودش ایجاد کرد. خانواده به تدریج شاهد بودند که او بیش از گذشته به جهاد در راه خدا و حضور در جبهههای نبرد توجه نشان میدهد.
شهید «مرتضی صالحآبادی» پیش از آنکه به زندگی شخصی و تشکیل خانواده بیندیشد، راه خدمت و جهاد را انتخاب کرد و همه توان خود را در مسیر آرمانهایی قرار داد که به آنها ایمان داشت بزرگترین آرزوی مرتضی این بود که مجاهد راه خدا باشد و در مسیر پاسداری از اسلام و دفاع از مردم تلاش کند.
پرواز از حاج عمران
خدمت به جامعه و اسلام برای مرتضی آرزویی بزرگ بود و همین باور، سرانجام او را بار دیگر در سال ۱۳۶۵، راهی جبهههای نبرد کرد. او که جوانی مؤمن، متواضع و سرشار از انگیزه خدمت بود در شهریورماه سال ۱۳۶۵ در منطقه حاج عمران، به آرزوی دیرینه خود، یعنی مجاهدت در راه خدا، دست یافت و به یاران شهیدش پیوست.
امروز نام این شهید والامقام برای خانواده و مردم نیشابور، یادآور جوانی است که آرامش، ایمان، تواضع و مسئولیتپذیری را با روحیه جهاد و ایثار در هم آمیخت؛ جوانی که مسیر زندگی خود را از سجاده نماز و مسجد آغاز کرد و سرانجام در ارتفاعات حاج عمران، به قافله جاودانه شهیدان پیوست.
انتهای پیام/