اسلام نیاز داشته باشد امام جامعه نیز فدا میشود

به گزارش نوید شاهد همدان، شهید احمدرضا بیات ششم فروردین ۱۳۳۷ در روستای قلعه باباخان از شهرستان ملایر متولد شد. پدرش علیداد و مادرش فاطمه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه دررشته انسانی درس خواند و دیپلم گرفت. در سال ۱۳۵۹ ازدواج کرد و صاحب یک پسر و یک دختر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت و بیست و پنجم آبان ۱۳۶۱ در سومار توسط نیروهای بعثی به شهادت رسید.
در این وصیت نامه آمده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به امام زمان وارث خون امامان و حامی مستضعفان و درماندگان و درود بر رهبر بزرگ امت مسلمانان و نایب امام زمان و ادامه دهنده راه الله و پیامبران و پشتیبان ضعیفان که در زیر چکمه مستکبران آخرین نفسهای خود را میکشند و سلام بر خون شهیدان و خون خدا و خونهایی که در راه خدا و به خاطر تحقق بخشیدن اسلام در جامعه بر زمین ریخته شدهاند.
سفارشی که لازم است؛ بعد از من اصلاً برای من گریه نکنید هر چه گریه و ناله و اشک است انشاالله که برای امام حسین (ع) سرور شهدای اسلام باشد، امیدوارم توفیق شهادت را بدهد و ما را از شهیدان قرار دهد انشاءالله.
خیلی دلم میخواست که برادران و دوستانم را ببینم و از آنها بخواهم که مرا ببخشند، خداوند که انشاءالله در دل آنان رحم بیندازد و مرا ببخشند. چند جمله دیگر با افراد فامیل و از آنها میخواهم که مرگ مرا خدایی بدانند و برایم عزادار نشوند، چون کسی که مرگش خدائی باشد باید برایش شادی کرد. تنها چیزی را که به یاد بیاورند صحرای کربلا را و ایران را که کربلای دیگر و امام خمینی، حسین زمان و سربازان او را، فرزندان و رهروان او بدانند اگر اسلام نیاز داشته باشد حتی امام نیز خونش را در راه او میریزد البته باید ببخشید، چون عجله دارم و باید بروم فرصت نیست انشاءالله در اولین فرصت وصیت نامه دیگری خواهم نوشت.
اما چند جمله با همسرم: من نتوانستم تا زنده بودم برای او همسر خوبی باشم امیدوارم که مرا ببخشد و صبر را پیشه خود سازد همان طور که قرآن فرموده خداوند با مصائب و بلایا شما را آزمایش میکند بعد آنان که مومنند صبر را توصیه میکنند و میگویند انا لله و انا الیه راجعون.
امیدوارم که همیشه در هدف مصمم بوده باشید، فرزندانم را تربیت اسلامی کنید، تا صحبت کردن را یاد گرفت نماز را به او یاد بدهید، چون نماز یک کارخانه انسان سازی است، وقتی بزرگ شد چهره امام را برای او خوب بشناسانید، چون امام رهبری بزرگ است و به او بفهمانید که امام هدفش چیست و برای چه ندا برآورده و فریاد میزند و از این همه ستم مینالد او را در راه امام قرار دهید و اگر بزرگ شد سعی کند که در سپاه خدمت کند، چون انسان میداند که از کجا آمده و به کجا میرود.
باز از همسرم میخواهم که مرا ببخشد و برایم دعا کند و برایم گریه نکند و عوض گریه وضو بگیرد روبه قبله شود و نماز بخواند و بعد از نماز امام را دعا کند تا روحم شاد شود.