تولدی که دریا ناتمامش گذاشت
به گزارش نوید شاهد گیلان؛ برای نیما... گاهی تقدیر، بیآنکه از کسی اجازه بگیرد، زیباترین رؤیاها را ناتمام میگذارد. گاهی زندگی، درست در همان لحظهای که باید آغاز فصل تازهای باشد، ورق دیگری پیش روی انسان میگذارد؛ ورقی که هیچکس آمادگی خواندنش را ندارد.
نیما، جوانی بود با قلبی پر از آرزو و آیندهای که هنوز فرصت شکوفا شدن پیدا نکرده بود. نخستین سفر دریاییاش قرار بود سرآغاز تجربههایی تازه باشد؛ سفری که با هزاران امید آغاز شد تا با خاطراتی شیرین به پایان برسد. قرار بود پس از بازگشت، از آرامش بیکران دریا بگوید، از طلوع خورشیدی که از دل آب سر برمیآورد، از شبهایی که ستارهها سقف آسمانش بودند و از فرداهایی که در ذهنش ساخته بود.

اما سرنوشت، روایت دیگری نوشت.
چند روز بیشتر تا تولدت باقی نمانده بود. خانواده در انتظار آمدنت بودند؛ شاید برای خرید کیک، شاید برای روشن کردن شمعهایی که قرار بود با لبخند تو خاموش شوند. هیچکس تصور نمیکرد که امسال، به جای جشن تولد، داغ نبودنت بر دل عزیزانت بنشیند. هیچکس گمان نمیکرد صدایی که همه منتظر شنیدنش بودند، برای همیشه در سکوت دریا گم شود.
دریا برای بسیاری، نشانه آرامش و امید است؛ اما برای خانواده تو، از این پس یادآور دلتنگی خواهد بود. هر موجی که به ساحل میرسد، گویی پیامی از نبودن تو با خود میآورد؛ پیامی که قلب پدر و مادرت را دوباره میلرزاند و چشمهایشان را به افقی میدوزد که دیگر بازگشتی از آن نخواهد بود.
جوانی، زیباترین فصل زندگی است؛ فصل ساختن، خندیدن، عاشق شدن و رسیدن. اما سهم تو از این فصل، کوتاهتر از آن بود که کسی باورش کند. آرزوهایی که در دلت داشتی، حرفهایی که هنوز نگفته بودی، لبخندهایی که قرار بود بر لب عزیزانت بنشیند، همه در میان امواج جا ماندند و تنها خاطرهای از تو برای همیشه در دلها ماندگار شد.
نیما، نبودنت فقط جای خالی یک انسان نیست؛ جای خالی تمام لحظههایی است که میتوانست با حضورت معنا پیدا کند. جای خالی خندههایی که دیگر شنیده نمیشوند، قدمهایی که دیگر در خانه طنین نمیاندازند و نگاه مهربانی که دیگر کسی را بدرقه نخواهد کرد.
شاید تقدیر جسم تو را از میان ما برد، اما یاد انسانهای پاک، هرگز در گذر زمان از خاطرها محو نمیشود. نام تو در دل خانواده، دوستان و همه کسانی که روایت زندگیات را شنیدهاند، زنده خواهد ماند؛ همانگونه که هر طلوع بر پهنه دریا، یاد جوانی را زنده میکند که رؤیاهایش را به آبی بیکران سپرد.
آرام بخواب، نیما...
باشد که خداوند به خانواده داغدار و همه دوستدارانت صبری بزرگ عطا کند و یادت تا همیشه با احترام، عشق و افتخار در دلها باقی بماند.