میخواهم با این قطره خون به عشقم برسم»؛ روایتی از زندگی و وصیتنامه شهید داود مهدیلو

به گزارش نوید شاهد زنجان، شهید داود مهدیلو دوم دیماه سال ۱۳۴۲ در روستای پاپایی از توابع شهرستان زنجان چشم به جهان گشود. پدرش حیدرعلی و مادرش طیبه نام داشتند.
وی دوران کودکی خود را در زادگاهش سپری کرد و تا پایان دوره ابتدایی به تحصیل ادامه داد. پس از آن، برای تأمین معاش خانواده به کار روی آورد و به عنوان کارگر نانوایی مشغول فعالیت شد.
حضور در جبهههای دفاع مقدس
داود مهدیلو پس از آغاز دوران خدمت نظام وظیفه، به عنوان پاسدار وظیفه در جبهههای دفاع مقدس حضور یافت و مسئولیت دفاع از کشور را بر عهده گرفت.
سرانجام این رزمنده جوان، شانزدهم مردادماه سال ۱۳۶۲ در محور تکاب – دیواندره، هنگام درگیری با گروههای ضدانقلاب، بر اثر اصابت گلوله به سر و سینه به شهادت رسید.
پیکر مطهر وی پس از تشییع، در گلزار شهدای بالای زنجان به خاک سپرده شد.
آغاز وصیتنامه با یاد خدا و شهیدان
شهید داود مهدیلو وصیتنامه خود را با نام خداوند و آیه ۱۶۹ سوره آلعمران آغاز میکند؛ آیهای که به جایگاه شهیدان در پیشگاه خداوند اشاره دارد:
«گمان مبرید کسانی که در راه خدا کشته شدهاند مردهاند، بلکه زندهاند و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند.»
او سپس با درود به پیامبر اسلام(ص)، ائمه اطهار(ع)، حضرت مهدی(عج)، امام خمینی(ره) و ملت ایران، از ارزش والای شهادت سخن میگوید.
آرزوی رسیدن به خدا از مسیر شهادت
شهید مهدیلو در بخشی از وصیتنامه، انگیزه خود از حضور در میدان نبرد را چنین بیان میکند:
«هیچ قطره خونی نزد خدا بهتر از خونی که در راه خدا ریخته شود نیست و من میخواهم با این قطره خون به عشقم برسم، که خداست.»
وی در ادامه، شرایط آن روزهای جامعه را با واقعه عاشورا مقایسه کرده و مینویسد:
«موقعیت ما مانند زمان امام حسین(ع) است و اسلام خون میطلبد و قربانی میدهد و من به پیروی از حسین و خمینی عزیز خون میدهم تا اسلام پایدار بماند.»
پیام به پدر؛ ادامهدهنده راه شهید
شهید داود مهدیلو در ادامه وصیتنامه، پدر خود، حیدرعلی مهدیلو، را مخاطب قرار میدهد و از او میخواهد پیامآور راه و آرمان او باشد.
او مینویسد:
«ای پدر عزیزم! با خونم به تو پیام میفرستم که همچون امام زینالعابدین(ع)، پیامرسان خون من باش و پیام مرا به تمام انسانها برسان.»
درخواست صبر و استقامت از مادر
بخش دیگری از وصیتنامه به سخنان شهید خطاب به مادرش اختصاص دارد.
او ضمن اشاره به سختی از دست دادن فرزند، از مادر میخواهد همانند دیگر مادران شهدا، با صبر و استقامت در برابر این مصیبت ایستادگی کند.
در وصیتنامه آمده است:
«اگر میخواهی دشمنان به ما نخندند، همچون دیگران مشتت را گره کن و با صدای بلند بگو که تا ایران ما مادرانی چون من دارد، هیچکس نخواهد توانست به این سرزمین تجاوز کند.»
توصیه به برادران برای ادامه راه
شهید مهدیلو برادران خود و دیگر جوانان را نیز به ادامه راه رزمندگان دعوت میکند.
او مینویسد:
«از حضرت عباس(ع) پیروی کرده، پا در میدان نبرد حق علیه باطل بگذارید و تا آخرین قطره خون خود از اسلام پشتیبانی کنید و امام امت را تنها نگذارید.»
وی در ادامه، بر جایگاه رهبری و ضرورت حمایت از انقلاب اسلامی نیز تأکید میکند.
پیام به خواهر؛ الگوگیری از حضرت زینب(س)
شهید داود مهدیلو در بخش دیگری از وصیتنامه، خواهر خود را به صبر و استقامت دعوت میکند و از او میخواهد پیام خون شهیدان را ادامه دهد.
او مینویسد:
«بدان که بالاتر از زینب نیستی؛ همان زینبی که در کربلا سر بریده برادرش را بر فراز نیزه دید و با شجاعت پیام خون حسین(ع) و یارانش را به جهانیان رساند.»
وی از خواهرش میخواهد با الهام از حضرت زینب(س)، پیام خون شهدا را به دشمنان اسلام منتقل کند.
طلب حلالیت از مردم
شهید داود مهدیلو در پایان وصیتنامه، از برادران خود درخواست میکند از همه مردم روستای پاپایی، دوستان، آشنایان، همسایگان و تمام کسانی که با آنان رفتوآمد داشته است، برای او طلب حلالیت کنند.
او وصیتنامه خود را با عبارت «والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته» به پایان میرساند.
یادگار یک پاسدار وظیفه
شهید داود مهدیلو از جمله جوانانی بود که زندگی خود را با کار و تلاش آغاز کرد و سپس در لباس پاسدار وظیفه، راه دفاع از کشور را برگزید. وصیتنامه او، بازتابدهنده باورهای دینی، نگاهش به شهادت، سفارش به صبر خانواده، دعوت به ادامه راه رزمندگان و طلب حلالیت از مردم است؛ نوشتهای که امروز به عنوان یکی از اسناد بهجا مانده از دوران دفاع مقدس، بخشی از اندیشهها و اعتقادات این شهید را روایت میکند.