دکتری از جنس ایثار
به گزارش نوید شاهد گیلان؛ رزمندگان دوران دفاع مقدس، مردانی بودند که درد و رنج را جزئی از مسیر جهاد میدانستند و در سختترین شرایط نیز روحیه امید و استقامت خود را از دست نمیدادند. در میان خاطرات به یادگار مانده از حاج حسن جوشن، پیر بسیجی گیلان و «سقای لشکر ۲۵ کربلا»، روایت مجروحیت او و برخورد متفاوتش با درد، از جمله خاطراتی است که عمق روحیه ایثار و صلابت رزمندگان را به خوبی نشان میدهد.

حاج حسن جوشن در یکی از عملیاتها بر اثر انفجار خمپاره به شدت مجروح شد. ترکشهای متعددی بر سر و صورتش نشست و شدت جراحات به اندازهای بود که همرزمانش او را برای مداوا به بیمارستان منتقل کردند. پس از انجام معاینات اولیه، پزشکان اعلام کردند که یکی از ترکشها در نقطهای حساس و بسیار نزدیک به چشم قرار گرفته و خارج کردن آن نیازمند انتقال به تهران و انجام عمل تخصصی است.
پزشکان همچنین هشدار داده بودند که انجام این عمل با خطر نابینایی همراه است و باید با احتیاط فراوان صورت گیرد. اما حاج حسن، همانند بسیاری از رزمندگان آن روزها، دل کندن از جبهه و همرزمانش را آسان نمیدانست. او حاضر نشد منطقه عملیاتی را ترک کند و ترجیح داد در کنار نیروها باقی بماند.
چند روز بعد، در اقدامی که برای اطرافیانش شگفتانگیز بود، با استفاده از یک آینه و وسایلی ساده، موفق شد ترکش را از صورت خود خارج کند. سپس آن ترکش را نزد پزشک برد و با همان روحیه شوخطبع همیشگی، با لبخند گفت: «آقای دکتر! شما که فقط دکتر نیستید، ما هم دکتریم.»
این جمله، اگرچه لبخندی بر لب حاضران نشاند، اما در پس آن، حقیقتی بزرگ نهفته بود؛ حقیقت مردانی که درد، مجروحیت و رنج را مانعی برای ادامه مسیر نمیدانستند و با روحیهای سرشار از ایمان و صبر، سختترین شرایط را تحمل میکردند.
حاج حسن جوشن در سالهای حضور خود در جبهه بارها طعم مجروحیت و خطر را چشید، اما هیچگاه این سختیها نتوانست در اراده و روحیه او خللی ایجاد کند. او همچون بسیاری از رزمندگان دفاع مقدس، باور داشت که جهاد و خدمت، نیازمند صبر و از خودگذشتگی است و باید در این راه، از آسایش و راحتی شخصی نیز گذشت.
این خاطره، تنها روایت یک مجروحیت نیست؛ بلکه تصویری روشن از روحیه نسلی است که با ایمان، استقامت و توکل، از میهن اسلامی دفاع کردند. نسلی که در سختترین لحظات نیز لبخند را فراموش نمیکرد و با شوخطبعی و روحیه بالا، دردها را آسانتر تحمل میکرد.
امروز، بازخوانی چنین روایتهایی، بخشی از تاریخ شفاهی دفاع مقدس را زنده نگه میدارد و نسل جوان را با ابعاد کمتر گفتهشدهای از زندگی رزمندگان آشنا میکند؛ مردانی که نهتنها در میدان نبرد، بلکه در مواجهه با درد و رنج نیز اسوه صبر، مقاومت و ایثار بودند.
بیتردید، خاطرات حاج حسن جوشن، «سقای لشکر ۲۵ کربلا»، گنجینهای ارزشمند از فرهنگ ایثار و پایداری است؛ گنجینهای که روایتگر روح بزرگ مردانی است که برای دفاع از ارزشها، از جان و آسایش خود گذشتند و نامشان برای همیشه در تاریخ این سرزمین ماندگار شد.