روزهای دشوار تحویل پیکر
به گزارش نوید شاهد گیلان؛ «پدر شهید در روایت روزهای سخت تحویل پیکر فرزندش، خاطرهای از پدر یکی دیگر از همرزمان صادق، شهید عابد اسلامدوست، نقل میکند. به آن پدر گفته بودند که پیکر فرزندش بهدلیل شدت جراحات و آسیبهای وارده، دیگر قابل شناسایی نیست و برای احراز هویت باید آزمایش دیانای انجام شود.
چند روز بعد، تنها یک کف دست به او تحویل داده شد. یوسف زرین میگوید: «وقتی او را دیدم، غم و اندوه عجیبی در چهرهاش موج میزد. به سمتش رفتم، او را در آغوش گرفتم و بوسیدم. به او گفتم ما از همان ابتدا میدانستیم که عاقبت این بچهها چیزی جز شهادت نیست؛ پس چرا اینگونه بیتاب و ناراحتی؟»
پیکر صادق نیز بر اثر اصابت پرتابههای دشمن، زیر آوار مانده بود و همین موضوع شناسایی آن را بسیار دشوار کرده بود. مسئولان بهشتزهرای تهران، با وجود اصرار فراوان پدر، اجازه ندادند چهره فرزندش را ببیند. پس از انتقال پیکر به رشت، صادق همراه با پیکر پنج شهید دیگر، بر دستان مردم و نمازگزاران این شهر و در فضای معنوی نماز جمعه تشییع شد.
پدر اما هنوز آرام نگرفته بود. هنگام گذاشتن آخرین سنگ لحد، با اندوه و اصرار اعلام کرد که تا چهره فرزندش را نبیند، اجازه ادامه مراسم را نخواهد داد. در همان لحظه، سرانجام چهره صادق را به او نشان دادند؛ لحظهای تلخ و ماندگار که برای همیشه در ذهن و قلب پدر باقی ماند.»
