آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۵۰۲۲
۰۸:۴۹

۱۴۰۵/۰۴/۲۳
برگی از خاطرات؛

اشک‌های یک نوجوان در شب شهادت/ شهید «محمدعلی خونبانی» در آغوش آرزوی شهادت

شب سوم عملیات، گلوله‌های خمپاره آتش و ترکش را میان رزمندگان پخش کرد. یکی پرکشید، دیگری مجروح شد، اما شهید محمدعلی خونبانی، دانش‌آموز سوم ریاضی از قزوین، در میان انفجارها نه تنها به عقب نرفت، بلکه با چشمانی گریان و قلبی لبریز از شوق فریاد زد: «شش ماه است که منتظر چنین لحظه‌ای هستم». چند دقیقه بعد، گلوله‌ای به سینه‌اش نشست و وی را به کاروان شهدا پیوند زد. آنچه می‌خوانید بخشی از خاطرات شهید « محمدعلی خونبانی » است که تقدیم حضورتان می‌شود.


 

ر

به گزارش نوید شاهد استان قزوین، محمدعلی خونبانی، بیست و سوم تیر ماه سال ۱۳۴۵، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش محمدتقی، فروشنده بود و مادرش آسیه نام داشت. دانش‌آموز سوم متوسطه در رشته ریاضی بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و سوم بهمن ۱۳۶۴، در فاو عراق بر اثر اصابت گلوله به سینه، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

مهدی کیامیری همرزم شهید خونبانی روایت می‌کند: ترکشی به خرج‌های «آرپی‌جی» «رضا» اصابت کرد و خرج‌ها آتش گرفت. احتمال انفجار آرپی‌جی‌ها خیلی زیاد بود. به هر مشقتی که بود، کوله را از پشتش باز کردیم؛ اما دست‌ها، پشت گردن و صورتش سوخته بود.

برادر «کبیری» وقتی این صحنه را دید، به او گفت: «به عقب برو!» اما او قبول نکرد و با اصرار زیاد شروع به گریه‌کردن نمود و گفت: «من شش ماه است که منتظر چنین لحظه‌ای هستم؛ حالا بگذارم و بروم؟

آن وقت جواب خون شهدا را چه بدهم؟ در شب سوم عملیات منتظر دستور حمله بودیم، که ناگهان چند گلوله‌ «خمپاره» بین بچه‌ها منفجر شد.

از همه آرام‌تر مش «قاسم» بود‌، که به سوی ابدیت پرواز کرد. با نگاه به جسم بی‌جانش یاد قبل از عملیات و گریه‌اش در فراق دوستان هم‌رزمش افتادم، که چگونه ملتمسانه از بچه‌ها طلب دعا می‌کرد و حالا او به آرزوی خود رسیده و دعای بچه‌ها مستجاب شده بود.

در گوشه‌ای دیگر، این بار جواد( محمد‌علی خونبانی) و دیگر لاله‌های پرپر شده، دست در دست ملائک، به سوی دیار باقی می‌شتافتند. از بین بچه‌های مجروح، برادر «اکبر دمیرچی»، با اصابت هیجده ترکش به بدنش، هم‌چنان با روحیه موجب قوت قلب دیگران بود.

«مرتضی افشار»، «حسین رسولی»، «مسعود جمشیدبیگی»، «حسن محمدنژاد» و «محمد بندرچی» از جمله بیست و پنج مجروح ساعت اولیه‌ درگیری بودند، که به لطف الهی به سلامت به پشت جبهه انتقال یافتند.


گزارش خطا

برچسب ها:
ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه