روایت ساده و صمیمی شهید علی متحرک در سالروز شهادت
به گزارش نوید شاهد آذربایجان شرقی، شهید علی متحرک، دوازدهم مهر ۱۳۴۳ در شهرستان بناب دیده به جهان گشود. پدرش یدالله، کشاورز زحمتکش دیار خود بود و مادرش فیروزه، در دامان مهر و ایمان، فرزندی پرورش داد که عاقبت راه آسمان را برگزید. او تا سوم ابتدایی تحصیل کرد و سپس در کار قالیبافی مشغول شد؛ اما با آغاز روزهای دفاع مقدس، لباس بسیجی بر تن کرد و راهی جبهههای نبرد حق علیه باطل شد.

این شهید والامقام، سرانجام در بیست و یکم تیرماه ۱۳۶۱، در منطقه شلمچه، بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید و پیکر مطهرش در زادگاهش آرام گرفت؛ جایی که امروز مزارش، مأمن دلهای دلداده و یادآور غیرت نسل عاشورایی این سرزمین است.
آنچه در دستخط بهجامانده از شهید علی متحرک بیش از هر چیز جلوه میکند، سادگی، صفا و آرامشی است که از ایمان او سرچشمه میگیرد. او در نامهای خطاب به پدر، با لحنی آمیخته به ادب و محبت، نخست سلام و دعای خیر میفرستد و سپس خانواده را از سلامت خود مطمئن میسازد: «الحمدلله سلامتي حاصل است و هيچ گونه جاي نگراني در بين نيست.»
در بخشی از این نامه، شهید از حضورش در خط شلمچه مینویسد؛ همان سرزمینی که اندکی بعد، قتلگاه عاشقانهاش شد. سطرهای نامه، بیهیاهو اما عمیق، از روحیهای حکایت دارد که میان سختی میدان نبرد، دل در گرو رضای خدا و آرامش خانواده دارد. حتی در آن فضای آکنده از آتش و خون، دغدغه خانه و کار ناتمام را از یاد نبرده و با همان روح مسئولیتپذیر، درباره دستمزد فرش نیز سفارش میکند.
پایان نامه اما رنگی دیگر دارد؛ رنگی از حماسه، ایمان و وداع. شهید علی متحرک با نوشتن جملاتی شورانگیز، هم باور دینی خود را به تصویر میکشد و هم افق روشن آرمانش را:
«من به سوي ميدان ميروم، مادر خداحافظ»
و آنگاه با دعایی برخاسته از جان، برای حفظ امام و تداوم راه انقلاب دعا میکند.
دستخط شهید علی متحرک، امروز تنها یک نامه نیست؛ سندی روشن از روح بلند نوجوانی است که از متن زندگی ساده مردم برخاست، اما در میدان جهاد، به قلهای از اخلاص و ایمان رسید. در سالروز شهادت این بسیجی شهید، بازخوانی واژههای صمیمی او، نه فقط یادآور مظلومیت و عظمت رزمندگان دفاع مقدس، بلکه تجدید پیمانی دوباره با راهی است که با خون پاک آنان ماندگار شد.

انتهای پیام/