آخرین دیدار
به گزارش نوید شاهد لرستان، بادهای پایتخت، امروز بوی غربت میدهند. انگار آسمان هم میداند که قصهی این شهر به نقطهای بیبازگشت رسیده است.«آقای شهید ایران برای همیشه از تهران رفت» و بغضی به وسعت تمام کوچهها و خیابانها، بر گلوی این شهرِ پرهیاهو جا گذاشت.
حالا دیگر تهران ماند و خاطرات رهبری مهربان؛ خاطراتی که در حافظهی دیوارهای شهر ریشه دوانده و با هر غروب، بیشتر بر دل سنگینی میکند. تهران ماند و قاب عکسهایی که لبخندهای پدرانه و بیریای تو را در آغوش کشیدهاند.
تهران امروز تنها یک شهر نیست؛ کتابِ گشوده ای ست از خاطرات مردی که نامش با خدمت، مجاهدت و مهربانی گره خورده است.

دلمان تنگ میشود برای قدمهایت. تو برای ما تنها یک نام یا یک مقام نبودی؛ تو «آقای خیابان کشور دوست» بودی. همان خیابانی که قلب تپندهی خدمت و تلاش بود و حالا، در سکوتی تلخ و وهمانگیز، جای خالیات را به سوگ نشسته است. آن کوچهها و سنگفرشها، دیگر صدای قدمهای مردی را نمیشنوند که با شانههایی خسته از بار مسئولیت اما دلی امیدوار، از میانشان میگذشت تا گرهی از کار مردمش باز کند.
رفتن تو، تنها کوچ یک مسافر نبود؛ پرواز روح مهربانی بود که در کالبد این شهر جریان داشت. تو رفتی، اما عطر اخلاصت در هوای این سرزمین باقی ماند.
تهران، پس از تو هرگز همان تهران سابق نخواهد بود، چرا که بعضی رفتن ها تنها نبودن یک نفر نیست. بلکه خاموش شدن چراغی ست که به یک شهر، به یک ملت امید می بخشید.
او رفت اما نام و یادش در جان این خاک خواهد ماند؛ در دل تهران، در دل ایران و در دل تمام آنهایی که بزرگی را نه در قدرت که در مهربانی، اخلاص و فداکاری معنا می کنند.
سفرت به سلامت، آقای شهید ایران
تهران تا همیشه، امانتدارِ دلتنگِ ردپای تو خواهد ماند.
نویسنده: فرحزاد جهانگیری
۱۵ تیرماه ۱۴۰۵
انتهای پیام/