آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۴۲۰۵
۰۷:۵۷

۱۴۰۵/۰۴/۱۶

خانه‌هایی که در سوگ «پدر ملت» به خیابان آمدند

وقتی سایه «پدر» از سرِ خانه کنار می‌رود، داغِ رفتنش نه فقط برای بزرگ‌ترها، که بر دوشِ تک‌تک اعضای این خانواده سنگینی می‌کند؛ امروز، حضور پرشور خانواده‌ها با کودکانِ معصومی که الفبایِ اشک را نه در دفتر، که در قلبشان مشق کردند، گواهیِ محکم بود بر اینکه در این سرزمین، پیوند میانِ مردم و خادمانشان، فراتر از نسل‌ها، ریشه‌ای به قدمتِ ایمان دارد.


به گزارش نوید شاهد گیلان؛ امروز، نبضِ این سرزمین یک‌صدا در سوگِ «خادمِ ملت» می‌تپید. خیابان‌ها دیگر تنها مسیرِ عبور نبودند؛ بلکه امتدادِ خانه‌ای بودند که در آن، هر شهروند، خود را عضوی از یک خانواده بزرگ می‌داند. در میان سیلِ خروشان جمعیت، آنچه بیش از همه نگاه‌ها را به خود خیره می‌کرد، حضورِ نسل‌هایی بود که دست در دستِ هم، برای وداع با قهرمان‌شان آمده بودند.

کد ویدیو

در این میان، کودکانِ معصوم، روایت‌گرِ عمیق‌ترین بخشِ این سوگواری بودند. کودکانی که شاید هنوز معنایِ پیچیده‌یِ «فقدان» را در واژه‌نامه‌های خود ثبت نکرده باشند، اما با دست‌های گره‌خورده در دستانِ والدینشان و عکس‌هایی که از خادمِ محبوبشان به سینه چسبانده بودند، بی‌آنکه کلامی بر زبان آورند، دردِ این خانه را فریاد می‌زدند. اشک‌های بی‌صدایِ این کودکان، سندی بود بر این حقیقت که محبتِ خادمانِ صدیقِ این خاک، در جانِ فرزندانِ این ملت رسوخ کرده است؛ گویی آن‌ها آمده بودند تا به تاریخ بگویند: «اگر پدر رفته است، ما هستیم تا راهش را ادامه دهیم.»

این حضورِ خانوادگی، فراتر از یک آیینِ تشییع، نمادی از اتحادِ نسلی بود. امروز، در این سوگِ ملی، همه -از پیرِ سپیدموی تا طفلی که تازه گام برداشتن را آموخته- ثابت کردند که این خانه، صاحب دارد و وقتی درِ خانه به رویِ مهربانی بسته می‌شود، همه با هم برای دوباره گشودنِ آن، به میدان می‌آیند. این حضور، میراثی است که امروز از دلِ این غم، برای فردایِ روشنِ کشور جوانه می‌زند.


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه