دلنوشته/ غروبِ یک رهبر، طلوعِ یک اراده
به گزارش نوید شاهد ایلام؛ تاریخ، لحظاتِ ایستادن است؛ نه لحظاتِ سکون. روزهایی میآیند که غبارِ سنگینِ سوگ، افق را میپوشاند و دلها را به تپشهایِ مضطرب وامیدارد؛ روزهای وداع با کسی که دههها، عمودِ خیمهی نگاهها و سکاندارِ کشتیِ پرتلاطمِ این مرز و بوم بوده است. اما در چنین لحظهای، «وداع» پایان نیست؛ آغازِ فصلی است که در آن «باید برخاست».

باید برخاست، نه تنها برای ادای احترام به آنکه رفت، بلکه برای پاسداری از آنچه او بنا نهاد. وقتی ستونی از خیمه میرود، این وظیفهیِ تکتکِ ماست که شانههایمان را به هم گره بزنیم و بارِ مسئولیت را سبک نکنیم. این برخاستن، به معنای نادیده گرفتنِ اندوه نیست؛ بلکه به معنای آن است که اندوه، ما را زمینگیر نکند.
مردمی که در این سالها طعمِ طوفانها و آرامشها را چشیدهاند، خوب میدانند که اقتدارِ یک ملت در لحظاتِ گذارِ تاریخی، نه در سکوت و انفعال، که در «حضور» معنا میشود. برخاستن، یعنی بازگشت به خود؛ به انسجامِ ملی و به وحدتی که فراتر از هر سلیقهای، ضامنِ بقای ایران است.
وداع با رهبر انقلاب، تنها یک مراسم آیینی نیست؛ یک آزمونِ ملی است. آزمونی برای اینکه نشان دهیم میراثِ او- که همانا عزت و ایستادگی بر اصول بود- با رفتنِ او به خاک سپرده نمیشود. ما ایستادهایم تا روایتِ این مسیر نیمهتمام، با ارادهیِ نسلهای نو به سرانجام برسد.
امروز، روزِ نشستن و به تماشا نشستنِ تقدیر نیست. امروز، روزِ «باید برخاستن» است؛ برخاستن برای حفظِ ایران، برای پاسداری از آرمانهایی که در مسیرِ پرفراز و نشیبِ تاریخ، با خونِ بسیاری از فرزندانِ این خاک آبیاری شده است. دست در دستِ هم، ایستادهتر از همیشه، این گذارِ تاریخی را به نقطه عطفی برای سربلندیِ ایران عزیز بدل خواهیم کرد.
ما ایستادهایم، چون ایستادن، تنها راهِ پیمودنِ مسیرِ حقیقت است.
نویسنده: آمنه حسن بیگی- فراز ایلام
انتهای پیام/