از حضور قلب تا نماز به وقت
به گزارش نوید شاهد مازندران، شهید «سیدمجتبی علمدار» یازدهم دی ماه ۱۳۴۵، در شهرستان ساری به دنیا آمد. پدرش سید رمضان، و مادرش نوذر نام داشت. تا مقطع متوسطه درس خواند. به عنوان سپاه در جبهه حضور یافت. یازدهم دی ماه ۱۳۷۵، در بیمارستان امام ساری بر اثر اصابت شیمیایی به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای ملا مجدالدین ساری واقع شد.

فرازی از وصیت نامه شهید «سیدمجتبی علمدار»
هادت میدهم و پسندیدهام خدا را به پروردگاری و اسلام را برای دینداری و محمد (ص) را به پیغمبری و علی (ع) را به امامت و حسن (ع) و حسین (ع) و علی (ع) و محمد (ع) و موسی (ع) و علی (ع) و محمد (ع) و علی (ع) و حسن (ع) و قائم آل محمد مهدی موعود (عج) را امام و پیشوایان برحق و رهبران اسلام بعد از پیغمبر (ص)، از دشمنانشان بیزارم و دوستانشان را دوست دارم.
اولین وصیت من به شما راجع به نماز است چرا که اولین چیزی را که فردای قیامت به آن رسیدگی میکنند نماز است. پس سعی کنید در حد توانتان نمازهایتان را سروقت بخوانید و قبل از شروع نماز از خداوند منان توفیق حضور قلب و خضوع و خشوع در نماز را طلب کنید.
به همه شما وصیت میکنم همه شمائی که این صفحه را میخوانید، قرآن را بیشتر بخواند، بیشتر بشناسید، بیشتر عشق بورزید، بیشتر معرفت به قرآن داشته باشید، بیشتر دردهایتان را با قرآن درمان کنید، سعی کنید قرآن انیس و مونستان باشد نه زینت دکورها و طاقچههای منزلتان، بهتر است قرآن را زینت قلبتان کنید.
به دوستان و برادران عزیزم وصیت میکنم کاری نکنند که صدای غربت فرزند فاطمه (س) «مقام معظم رهبری» را که همان ناله غریبانه فاطمه (س) خواهد بود به گوش برسد، همانطوری که زمان امام خمینی (ره) گوش به فرمان بودید و در صحنههای انقلاب حاضر، و آماده ایثار از جان و مال و زندگی جهت هر چه بارورتر شدن درخت تنومند اسلام ناب که ۱۴۰۰ سال پیش به دست توانای خاتم پیغمبران محمد بن عبدالله (ص) کاشته شد و با خون فاطمه (س) بین درب و دیوار و عرق خون آلوده پیشانی حیدر، جگرپاره امام حسن (ع) در میان تشت، بدن پاره پاره و رگ بریده حلقوم ابی عبدالله (ع) و خونهای جاری شده از ابدان شهدای کربلا و کربلای ایران آبیاری شد، باشند.
نگذارید که آن واقعه تکرار شود؟! حتماً میپرسید کدام واقعه؟ همان واقعهای که بی بی فاطمه زهرا (س) نیمۀ دل شب دست به دعا بردارد که: «اللهم عجل وفاتی»، همان واقعهای که علی (ع) از تنهایی با چاه درد دل کند، همان واقعهای که امام حسن مجتبی (ع) را سنگ بزنند و آنقدر مظلوم و غریبش کنند که بعد از مرگش جنازه اش را تیرباران کنند، همان واقعهای که امام حسین (ع) فریاد بزند «هل من ناصر ینصرنی» فقط پیکرهای بی سر شهدا تکان بخورند، همان واقعهای که امام صادق (ع) بفرمایند: به تعداد انگشتان یک دست یار و یاور واقعی ندارم، همان واقعهای که ... و نهایتاً همان واقعهای که امام خمینی (ره) بگویند: من جام زهر نوشیدم و ناله غریبانه «اللهم عجل وفاتی» او فاطمه (س) را به گریه آورد؟!
بر همه واجب است مطیع محض فرمایشات مقام معظم رهبری که همان ولی فقیه میباشد، باشند. چون دشمنا ن اسلام کمر همت بستهاند تا ولایت را از ما بگیرند و شما همت کنید، متحد و یکدل باشید تا کمر دشمنان بشکند و ولایت باقی بماند.
وصیت میکنم مرا در گلزار شهدای ساری دفن کنند و تنها امید من که همان دستمال سبزی است که همیشه در مجالس و محافل مذهبی همراه من بوده و به اشک چشم دوستانم متبرک شده را به روی صورتم بگذارند و قبل از آنکه مرا در قبر بگذارند، مداحی داخل قبرم برود و مصیبت جده غریبم فاطمه زهرا (س) و جد غریبم امام حسین (ع) را بخواند.
به شب اول قبرم نکنم وحشت و ترس، چون در آن لحظه حسین است که مهمان من است و از مستمعین گرامی میخواهم که اشک چشمشان را داخل قبر من بریزند تا در ظلمت قبر نوری شود و این را باور کنید که از اعماق قلبم میگویم: «من از ظلمت قبر و فشار قبر خیلی میترسم شما را به حق پنج تن آل عبا (ع) تا میتوانید برایم دعا کنید و نماز شب اول قبر برایم بخوانید، و زمانی که زیر تابوت مرا گرفتید و به سوی آرامگاه میبرید، تا میتوانید مهدی (عج) و فاطمه (س) را صدا بزنید.»
انتهای پیام/