آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۳۶۰۴
۰۸:۳۲

۱۴۰۵/۰۴/۰۸

رضا بعد از سال‌ها جانبازی به همرزمان شهیدش پیوست

پدر و مادر جانباز شهید رضا گشت‌نورد اظهار کردند: رضا از دوران جوانی روحیه‌ای ایثارگر و جهادی داشت و با وجود مجروحیت‌های شدید دوران دفاع مقدس، سال‌ها با صبوری زندگی کرد تا سرانجام پس از تحمل رنج‌های ناشی از جانبازی، به آرزوی دیرینه‌اش یعنی شهادت رسید.


به گزارش نوید شاهد مازندران، جانباز شهید «رضا گشت‌نورد» متولد فروردین‌ماه سال ۱۳۵۵ بود که در دوران دفاع مقدس، حین پاکسازی میدان مین در منطقه شلمچه از ناحیه دست، چشم، گوش، سینه، شکم و اعضای داخلی دچار مجروحیت شدید شد و سال‌ها با درد و رنج ناشی از جراحات جنگ زندگی کرد تا اینکه سحرگاه هشتم تیرماه سال ۱۴۰۱ دعوت حق را لبیک گفت و به همرزمان شهیدش پیوست.

رضا بعد از سال‌ها جانبازی به همرزمان شهیدش پیوست

روایت پدر شهید از سختی‌های زندگی و دوران نوجوانی رضا

علی‌اکبر گشت نورد، پدر شهید، در روایت شهادت فرزند خود در گفت‌وگویی با نوید شاهد مازندران، اظهار کرد: در کودکی پدر و مادرم را از دست دادم و همراه خواهرم نزد خاله‌مان بزرگ شدیم. خاله‌ام زحمت زیادی برای ما کشید و ما را بزرگ کرد تا بعد‌ها زندگی‌مان سر و سامان گرفت.

وی افزود: از طریق آشنایان با همسرم آشنا شدم و پس از ازدواج زندگی مشترک‌مان را آغاز کردیم. خداوند شش فرزند به ما داد که رضا فرزند چهارم خانواده بود.

پدر شهید ادامه داد: رضا دوران ابتدایی را در شهر‌های مختلف گذراند و سپس در ساری مشغول تحصیل شد. بعد از پایان دوران دبیرستان و رسیدن به سن جوانی، تصمیم گرفت به خدمت سربازی برود. به او گفتم نزدیک محل زندگی‌مان بماند، اما خودش اصرار داشت به مناطق دورتر اعزام شود.

گشت نورد خاطرنشان کرد: رضا روحیه‌ای مقاوم و متفاوت داشت و همیشه می‌خواست در جایی خدمت کند که احساس می‌کرد بیشتر به کشورش نیاز دارد.

مجروحیت شدید در شلمچه

پدر شهید رضا گشت‌نورد بیان کرد: در دوران خدمت، رضا برای پاکسازی میدان مین به منطقه شلمچه اعزام شد. هنگام انجام مأموریت، مین زیر پایش منفجر شد و از نواحی مختلف بدن به شدت مجروح شد.

علی‌اکبر گشت نورد افزود: شدت انفجار به حدی بود که دست‌ها، صورت و بخش‌های مختلف بدنش آسیب جدی دید و سال‌ها با درد و رنج ناشی از این مجروحیت‌ها زندگی کرد.

انس ویژه با خانواده و آرزوی شهادت

فریده نوروزی، مادر شهید رضا گشت‌نورد نیز اظهار کرد: ما اصالتاً اهل جویبار بودیم و بعد از فوت پدر و مادرم به ساری آمدم و در همین شهر زندگی تشکیل دادم. رضا از همان کودکی بسیار مظلوم، مهربان و دوست‌داشتنی بود و علاقه زیادی به خانواده داشت.

وی افزود: هر زمان به تهران می‌رفت، وقتی ما قصد بیرون رفتن داشتیم خودش برایمان ماشین کرایه می‌کرد و همه کار‌های خانواده را انجام می‌داد. با این حال همیشه از شهادت صحبت می‌کرد و می‌گفت دوست دارد شهید شود.

مادر شهید خاطرنشان کرد: بار‌ها به من می‌گفت «مامان دعا کن شهید شوم». من به او می‌گفتم دوران جنگ تمام شده، اما رضا اعتقاد داشت راه شهادت همچنان باز است.

آخرین شب حضور در خانه مادر

مادر جانباز شهید رضا گشت‌نورد ادامه داد: حدود ۲۵ سال از دوران جانبازی رضا گذشته بود. آخرین شبی که به خانه ما آمد، رفتارهایش متفاوت بود. گفت می‌خواهد آن شب کنار من بخوابد و اصرار داشت رختخوابش را کنار من پهن کنم.

نوروزی بیان کرد: آن شب حال خاصی داشت، اما هیچ بیماری و ناراحتی ظاهری نداشت. صبح روز بعد برای انجام برخی کارهایش از خانه بیرون رفت و سپس به منزل خودش بازگشت.

مادر شهید گفت: صبح روز بعد همسرش برایش صبحانه آماده کرده بود. رضا صبحانه خورد و بعد برای استراحت به اتاق رفت، اما ساعتی بعد متوجه شدند آرام و بی‌صدا آسمانی شده است.

فریده نوروزی خاطرنشان کرد: وقتی خبر را به من دادند باورم نمی‌شد. همیشه احساس می‌کردم رضا دلش پیش همرزمان شهیدش مانده بود و سرانجام نیز پس از سال‌ها تحمل درد جانبازی به آنان پیوست.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه