آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۳۵۹۹
۰۸:۰۱

۱۴۰۵/۰۴/۰۸

قسمت فرزندم شهادت بود/ راهی را رفت که به خدا ختم شد

مادر شهید حسنعلی رجبی اظهار کرد: پسرم از همان کودکی مهربان، دلسوز و کمک‌حال خانواده بود. هرجا نیاز به یاری بود، پیشقدم می‌شد و هیچ‌گاه از خدمت به دیگران خسته نمی‌شد. اعتقاد دارم خداوند برای او سرنوشتی متفاوت رقم زده بود و راهی را پیش پایش قرار داد که پایانش به شهادت و وصال معبود ختم شد.


به گزارش نوید شاهد مازندران، شهید حسنعلی رجبی فرزند ابراهیم و لیلا قاسمی، در شهرستان ساری و در خانواده‌ای مؤمن و زحمتکش دیده به جهان گشود. دوران کودکی و نوجوانی خود را در فضای ساده و صمیمی روستا سپری کرد و پس از پایان تحصیلات ابتدایی، در کنار خانواده به کار و تلاش پرداخت. روحیه مسئولیت‌پذیری و مردم‌داری از ویژگی‌هایی بود که از همان سال‌های نخست زندگی در وجود او شکل گرفت.

قسمت فرزندم شهادت بود/ راهی را رفت که به خدا ختم شد

با آغاز دوران دفاع مقدس، لباس سربازی ارتش جمهوری اسلامی ایران را بر تن کرد و به عنوان رزمنده لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع) راهی جبهه‌های نبرد شد. وی در روز‌های دفاع از میهن، در مناطق عملیاتی حضور یافت و سرانجام شانزدهم مهرماه سال ۱۳۶۶ در منطقه سومار بر اثر بمباران شیمیایی دشمن بعثی به فیض عظیم شهادت نائل آمد. پیکر مطهر این شهید پس از تشییع در گلزار شهدای روستای سیدمحله ساری آرام گرفت.

روایت مادری که هنوز دلتنگ پسرش است

لیلا قاسمی، مادر شهید، در روایت شهادت فرزند خود در گفت‌وگویی با نوید شاهد مازندران، اظهار کرد: زندگی ما ساده بود. از کودکی در کنار خانواده کار می‌کردیم و روزگارمان از راه کشاورزی و کشت پنبه می‌گذشت. بعد از ازدواج نیز با همین سادگی زندگی کردیم و خداوند فرزندی به ما داد که مایه دلگرمی خانه بود.

وی افزود: پسرم بسیار خوش‌اخلاق بود و همه دوستش داشتند. هیچ‌وقت از کسی بد نمی‌گفت و با همه، حتی کسانی که با او رفتار خوبی نداشتند، با مهربانی برخورد می‌کرد. به همین دلیل هرکس او را می‌شناخت، از اخلاق و منش او تعریف می‌کرد.

مادر شهید ادامه داد: هر بار که از جبهه به مرخصی می‌آمد، خانه پر از شور و نشاط می‌شد. خواهران و برادرانش را به کنار آب‌بندان می‌برد و آنها را سوار قایق چوبی می‌کرد. ساعت‌ها با بچه‌ها بازی می‌کرد و از خوشحالی آنها لذت می‌برد. هنوز هم وقتی آن روز‌ها را به یاد می‌آورم، تصویر لبخندهایش از ذهنم پاک نمی‌شود.

لیلا قاسمی خاطرنشان کرد: بعد از شهادتش تازه فهمیدم چه تکیه‌گاه بزرگی را از دست داده‌ام. او در نگهداری و بزرگ کردن فرزندان دیگرم کمک زیادی به من می‌کرد و بسیاری از کار‌ها را بدون آنکه چیزی بگوید انجام می‌داد. نبودنش برای ما بسیار سخت بود.

قاسمی با اشاره به باور قلبی خود گفت: همیشه اعتقاد داشتم قسمت او شهادت است. راهی را انتخاب کرده بود که پایانش به خدا ختم می‌شد و امروز هم باور دارم شهدا زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی می‌خورند. به همین دلیل هرچند دلتنگ فرزندم هستم، اما به راهی که انتخاب کرد افتخار می‌کنم.

وصیت‌نامه‌ای که در آتش جنگ ماند

مادر شهید بیان کرد: از فرزندم وصیت‌نامه‌ای به یادگار مانده بود، اما بعد‌ها به ما اطلاع دادند که در آتش‌سوزی ناشی از بمباران از بین رفته است. هرچند آن نوشته به دست ما نرسید، اما رفتار، ایمان و اخلاق او بهترین وصیتی بود که برای خانواده و اطرافیانش بر جای گذاشت.

قاسمی ذکر کرد: فرزندم در حالی آسمانی شد که هنوز جوانی بیش نبود، اما نام خود را در زمره شهدای مظلوم بمباران شیمیایی دفاع مقدس ثبت کرد؛ رزمنده‌ای که با قلبی سرشار از محبت، از خانه و خانواده دل کند تا از اسلام و ایران دفاع کند و سرانجام در منطقه سومار به دیدار معبود شتافت.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه