زندگینامه شهید جواد سرافراز؛ دانشجوی مبارز و بازوی تشکیلاتی شهید بهشتی
به گزارش نوید شاهد گیلان؛ شهید جواد سرافراز در ۱۵ مهر ۱۳۳۲ در تهران دیده به جهان گشود. پدرش حجتالاسلام والمسلمین حاج شیخ ابوالفضل سرافراز از وعاظ شناختهشده تهران و از مروجان مکتب اهلبیت(ع) بود. جواد نخستین فرزند پسر و دومین فرزند این خانواده روحانی بود. او تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان حضرت ولیعصر(عج) در شهر قم گذراند.
پس از تبعید حضرت امام خمینی(ره) به ترکیه، خانواده سرافراز به تهران بازگشتند. جواد دوران متوسطه را در دبیرستانهای شهریار و نیاکان قلهک گذراند و موفق به اخذ دیپلم در رشته ریاضی شد. پس از پایان خدمت سربازی برای ادامه تحصیل راهی انگلستان شد.
روحیه دینی و انقلابی او از دوران نوجوانی شکل گرفته بود. تلاش فراوان، روحیهای بزرگ و صبری قابل توجه از ویژگیهای شخصیتی او به شمار میرفت. او پس از ورود به اروپا در نامهای به پدرش نوشت: «پدر، پس این اروپای مهد تمدن کجاست؟ من در اینجا جز زندگی حیوانی و فساد و ارضای تمایلات شیطانی و عاری از عاطفه و فضیلت چیزی نمیبینم.»
شهید سرافراز پس از مدتی اقامت در شهر لیدز و دریافت مدرک تحصیلی، به دعوت جمعی از دانشجویان ایرانی مقیم هند به این کشور رفت و در رشته جامعهشناسی ادامه تحصیل داد. در کنار تحصیل، روحیهای عارفانه داشت و بخش زیادی از وقت خود را به عبادت و راز و نیاز اختصاص میداد. سادهزیست بود، کم میخورد و کم میخوابید و همواره یاد خدا در دل و زبانش جاری بود. او درباره الگوی زندگی خود میگفت: «در بررسی زندگانی حضرت امیرالمؤمنین(ع) دو چیز برایم جذبه عجیبی داشت؛ نخست رویارویی حضرت علی(ع) با سه جبهه قاسطین، ناکثین و مارقین و دوم تنهاییهای علی(ع).»
در دوران تحصیل در هند، هر هفته روزهای یکشنبه به یتیمخانه بنگلور میرفت و به کودکان یتیم قرآن آموزش میداد. همچنین به همراه جمعی از دانشجویان مسلمان ایرانی، دو روز در هفته روزه مستحبی میگرفتند و هزینه غذای همان روزها را برای کمک به یتیمان اختصاص میدادند.
در آن زمان دانشجویان ایرانی مقیم هند به سه گروه تقسیم شده بودند: گروهی وابسته به رژیم پهلوی، گروهی بیتفاوت نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی و گروهی از اعضای کنفدراسیون و جریانهای چپ که با حرکتهای اسلامی مخالفت میکردند. شهید سرافراز در چنین فضایی فعالیت خود را آغاز کرد و با برگزاری جلسات مخفیانه مذهبی، زمینه شکلگیری یک حرکت اسلامی در میان دانشجویان را فراهم ساخت.
تنها سه ماه پس از ورود به هند، با همکاری جمعی از دانشجویان مسلمان، همزمان با سالروز میلاد امام حسن عسکری(ع)، انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی مقیم هند و بنگلور را تأسیس کرد. از آن پس بیشتر وقت خود را صرف سازماندهی و آموزش اعضای انجمن نمود. با وجود فشارها و کارشکنیهای عوامل رژیم شاه و گروههای مخالف، او با روحیهای استوار به فعالیتهای خود ادامه داد و توانست هستهای منسجم از دانشجویان مسلمان را شکل دهد.
در دوران اقامت حضرت امام خمینی(ره) در پاریس، شهید سرافراز به عنوان نماینده انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی بنگلور به همراه یکی از دانشجویان دیگر به دیدار ایشان رفت. در این دیدار، گزارشی از فعالیتهای اسلامی دانشجویان ایرانی در هند ارائه داد و آمادگی آنان برای حمایت از نهضت اسلامی تا سقوط رژیم شاهنشاهی را اعلام کرد.
با نزدیک شدن به پیروزی انقلاب اسلامی، در اوایل بهمن ۱۳۵۷ با وجود مخالفت دوستانش، تصمیم گرفت به ایران بازگردد تا در کنار مردم در مبارزه علیه رژیم پهلوی حضور داشته باشد. او در تظاهرات مردمی شرکت فعال داشت و در جریان حمله نیروهای گارد شاهنشاهی به پادگان نیروی هوایی، با اسلحه در برابر آنان ایستاد و یکی از نظامیانی را که از پشت مسلسل تانک به سوی مردم تیراندازی میکرد هدف قرار داد. در همان درگیری گلولهای به او اصابت کرد، اما به دلیل سطحی بودن جراحت، پس از درمان کوتاهی دوباره به فعالیت بازگشت.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شهید سرافراز فعالیت خود را در کنار شهید آیتالله دکتر بهشتی در حزب جمهوری اسلامی ادامه داد. او با جریانهای مخالف نظام نوپای جمهوری اسلامی از جمله منافقین، گروههای ملحد و جریانهای ضدانقلاب مقابله میکرد. توانایی او در سازماندهی و فعالیت تشکیلاتی به اندازهای بود که شهید بهشتی دربارهاش گفته بود: «سرافراز بازوی من است.»
به دلیل همین تواناییها، به عضویت شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی درآمد و همزمان مدیریت آموزش و سرپرستی منطقه یازده حزب را بر عهده گرفت. او همچنین مسئول روابط عمومی شرکت «ایز ایران» وابسته به وزارت دفاع بود.
از ویژگیهای برجسته شهید سرافراز روحیه تشکیلاتی و قدرت سازماندهی نیروها بود. او معتقد بود مبارزه باید با برنامه، نظم و انسجام پیش برود. به ابتکار او انجمنهای اسلامی دانشجویان ایرانی در شهرهای مختلف هند گسترش یافت و شبکهای از فعالیتهای فرهنگی و اسلامی در میان دانشجویان شکل گرفت.
شهید سرافراز اندکی پیش از شهادتش نیز «انجمن اسلامی فارغالتحصیلان ایرانی مقیم شبهقاره هند» را تأسیس کرد تا ارتباط میان دانشجویان و فارغالتحصیلان حفظ شود و زمینه انتقال مفاهیم اسلامی و ارزشهای اخلاقی به دیگر دانشجویان جهان فراهم گردد.
سرانجام جواد سرافراز در هفتم تیر ۱۳۶۰، در جریان انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی که توسط سازمان منافقین انجام شد، به همراه شهید آیتالله دکتر بهشتی و جمعی از مسئولان و یاران انقلاب اسلامی به شهادت رسید و نامش در شمار شهدای بزرگ انقلاب اسلامی ایران جاودانه شد.
