زندگینامه شهید «علی قلیچخانی»؛ از میادین انقلاب تا خاکریزهای جنوب

به گزارش نوید شاهد استان قزوین، شهید علی قلیچخانی، در اولین روز از تیر ماه سال ۱۳۳۲ هجری شمسی، در قزوین دیده به جهان گشود. وی در خانوادهای مسلمان، مومن و معتقد رشد یافت؛ خانوادهای که ریشه در باورهای دینی داشت و پدرش، رضاعلی، با شغل مغازهداری، روزگار را با تلاش و پاکی میگذراند. علی در میان یک برادر و چهار خواهر بزرگ شد؛ خواهرانی که همگی با سواد و اهل تحصیل بودند و فضای خانه را به کانونی از علم و معرفت تبدیل کرده بودند.
دوران کودکی و نوجوانیاش در سایه چنین خانوادهای سپری شد. از همان سالهای نخست، استعداد و پشتکارش در تحصیل نمایان بود. وی مسیر آموزش را تا پایانی شیرین ادامه داد و موفق به اخذ دیپلم در رشته ریاضی فیزیک شد؛ رشتهای که نشان از ذهنی دقیق و منطقی داشت. اما علی مرد میدانهای عملی نیز بود؛ از این رو پس از پایان تحصیلات، راهی ارتش شد تا در لباس مقدس سربازی و سپس افسری، به میهن خود خدمت کند.
این شهید بزرگوار با طلوع انقلاب اسلامی و رهبری بینظیر حضرت امام خمینی(ره)، قلیچخانی نیز همچون بسیاری از جوانان غیرتمند ایرانی، دل در گرو آرمانهای انقلاب نهاد. وی که دیگر یک افسر ارتش بود، هرگز از مردم جدا نیفتاد و در تظاهرات و راهپیماییهای پرشور آن روزها، حضوری فعال و موثر داشت. پس از پیروزی شکوهمند انقلاب، خدمت خود را در لشکر ۱۶ زرهی قزوین ادامه داد و با درجه ستوان یکمی، مسئولیتهای خطیری را بر عهده گرفت.
اما آرامش دوران پس از انقلاب دیری نپایید که دشمنان این مرز و بوم، جنگ تحمیلی را بر ملت ایران تحمیل کردند. این شهید بزرگوار، در همان روزهای نخستین تهاجم بعثیها، همچون تیری که از کمان رها میشود، داوطلبانه عازم جبهههای جنوب گردید. وی مردی بود که نه از مرگ میترسید و نَه از سختی راه؛ فقط ایمان و عشق به وطن و حریم اهلبیت(ع) داشت. مدت زیادی از حضور غیورانهاش در خطوط مقدم نبرد با مزدوران صدامی نگذشته بود که در نوزدهم دی ماه سال ۱۳۵۹، در یکی از مناطق عملیاتی جنوب کشور، گلولهای از سوی دشمن، ایشان را نشانه گرفت و این شیرمرد دلاور، جام پرفیض شهادت را سر کشید و به سوی معبود خویش پر کشید. پیکر پاک و مطهر این شهید بزرگوار، هرگز به آغوش وطن بازنگشت و همچنان در زمره شهدای مفقودالاثر قرار دارد.