آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۲۹۶۷
۰۹:۵۹

۱۴۰۵/۰۳/۳۱
روایت مادر از کودکی‌های سخت؛

نورالدین با رنج بزرگ شد، با لبخند زندگی کرد

مادران شهدا گنجینه‌ای از خاطرات ناب و ناگفته‌اند؛ روایت‌هایی از سال‌هایی که فرزندانشان در دل فقر و سختی بزرگ شدند، اما دل‌هایی بزرگ‌تر از رنج‌هایشان داشتند. مادر شهید نورالدین شیرعلی‌نژاد در این خاطره، از کودکی‌های پسرش می‌گوید؛ از روز‌هایی که نورالدین با وجود همه دشواری‌ها، بیش از آنکه به فکر خود باشد، نگران آرامش خانواده‌اش بود.


به گزارش نوید شاهد آذربایجان شرقی، شهید نورالدین شیرعلی‌زاده هفدهم  فروردین ۱٣۴۲، در شهرستان هریس به دنیا آمد. پدرش سیف‌علی، کشاورزی می‌کرد و مادرش اثمر نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. کارگر بود. به عنوان سرباز ژاندارمری در جبهه حضور یافت. چهارم اسفند ۱٣۶۵، در سَنه سقز، هنگام درگیری با گروه‌های ضدانقلاب، بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. پیکرش را در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپردند.

نورالدین با رنج بزرگ شد، با لبخند زندگی کرد

خاطره‌ای از زبان مادر شهید نورالدین شیرعلی‌زاده تقدیم حضورتان می‌گردد:

بسم رب الشهدا

پسرم نورالدین از همان کودکی با سختی و فقر بزرگ شد. همسرم کارگر بود و با زحمت فراوان خرج و مخارج زندگی را تأمین می‌کرد. آن روزها زندگی در روستا بسیار سخت و طاقت‌فرسا بود و بیشتر خانواده‌ها با رنج و تلاش فراوان روزگار می‌گذراندند. ما هم از این قاعده مستثنا نبودیم و زندگی‌مان با کار و زحمت پیش می‌رفت.

نورالدین هنوز سن و سال چندانی نداشت که پدرش او را برای کار نزد مردم می‌برد تا کمکی برای زندگی باشد. پسرم از همان کودکی طعم سختی و نداری را چشید. با این حال همیشه صبور و آرام بود و بیشتر از آنکه به فکر خودش باشد، نگران ما بود. با اینکه خودش بچه بود و سختی‌های زیادی را تحمل می‌کرد، کمتر از مشکلاتش چیزی می‌گفت؛ نمی‌خواست ما ناراحت شویم یا دل‌نگرانش باشیم.

در آن زمان کمتر کسی فرزندش را برای ادامه تحصیل به شهر می‌فرستاد. بیشتر کسانی که از نظر مالی وضعیت بهتری داشتند می‌توانستند چنین امکانی را برای فرزندانشان فراهم کنند. ما به دلیل تنگدستی نتوانستیم شرایط ادامه تحصیل او را مهیا کنیم. با این حال نورالدین هیچ‌گاه از فقر و نداری در برابر ما گلایه‌ای نکرد و حتی سعی می‌کرد با رفتار خوب و مهربانی‌اش دل ما را شاد کند.

او پسری خوش‌اخلاق، مهربان و خوش‌رو بود. همیشه احترام پدر و مادر را نگه می‌داشت و با همه با مهربانی رفتار می‌کرد. هنوز هم وقتی به آن روزها فکر می‌کنم، اخلاق نیکو و لبخندهای صمیمی‌اش در خاطرم زنده می‌شود. نورالدین با وجود تمام سختی‌هایی که در کودکی و نوجوانی پشت سر گذاشت، دل بزرگی داشت و هیچ‌گاه اجازه نمی‌داد رنج‌هایش دل خانواده‌اش را آزرده کند.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه